|
هدفمندان
|
||
|
این وبلاگ برای دانلود ویدیوها ، نرم افزار های موبایل و کمپیوتر ، موزیک ، مقالات |
اطلاعات اولیه
هر بافت مجموعهای از سلولهای تخصص یافته میباشد که کار معینی را انجام میدهند. بافتهای بدن به 4 دسته اصلی به نامهای بافت پوششی ، بافت همبند یا پیوندی ، بافت عضلانی و بافت عصبی تقسیم بندی میگردند. بافت غضروفی ، بافت استخوانی ، بافت خون و بافت چربی بافتهای همبندی تخصص یافته محسوب میشوند. بافت همبند بطوری که از نامش پیداست بافتها و ارگانهای مختلف را به یکدیگر میپیوندند. این بافت در زیر بافت پوششی و اطراف ارگانهای مختلف به عنوان یک لایه پشتیبان عمل مینماید و به همین دلیل آن را بافت پشتیبان نیز مینامند. بافت همبند از سه جزء اصلی تشکیل شده است:سلولها ، رشتهها و ماده زمینهای.
بافت چربی به عنوان یک عضو درون ریز فعال شناخته شده که برخی از مواد تحت عنوان ادیپوکاین ها شامل لپتین، ادیپونکتین، ویسفاتین، رزیستین، امنتین و ... را ترشح می کند که در سطوح اتوکراین/ پاراکراین و هم چنین اندوکراین عمل می کنند. ادیپوکاین ها در تنظیم متابولیسم گلوکز و لیپید، هموستاز انرژی، رفتار تغذیه ای، حساسیت انسولین، التهاب، سیستم ایمنی، تولید بافت چربی، عملکرد عروق، انعقاد و ... شرکت می کنند. به طور مثال گفته شده هورمون لپتین به عنوان سنسور توده چربی عمل می کند و غلظت آن در گردش خون با ذخیره چربی بدن مرتبط است در نتیجه در چاقی تولید آن افزایش می یابد. بالعکس ادیپونکتین تنها ادیپوکاینی است که رابطه عکس با توده چربی بدن دارد و در هموستاز گلوکز و لیپید دخالت دارد. همچنین بیان شده که رزیستین می تواند به عنوان یک پیوند میان چاقی، دیابت و مقاومت به انسولین در نظر گرفته شود. هورمون ویسفاتین نیز با توانایی پیش التهابی و آنتی آپوپتوتیکی که دارد می تواند نقش مهمی در بیماری های التهابی و عفونی ایفا کند. از دیگر هورمون های بافت چربی امنتین است که به طور قابل توجهی منجر به کاهش پروتئین فاز حاد در سلول های اندوتلیال می گردد و از این رو می تواند به عنوان یک ادیپوکاین ضد التهابی در نظر گرفته شود. در نتیجه شناخت مکانیسم های زیر بنایی دخالت ادیپوکاین ها در چاقی، مقاومت به انسولین، التهاب و سایر بیماری ها اهمیت زیادی به جهت کاهش عوامل خطر و هم چنین اقدامات درمانی دارد. بنابراین درک ما از پاتوژنز چاقی، عوارض متابولیک آن و همچنین اثرات متنوع ادیپوکاین های این بافت لازم و ضروری است. لذا هدف از این مطالعه مرور مختصری بر هورمون های بافت چربی و عملکرد آن ها در بدن می باشد.
بافت چربی یکی از اصلیترین بافت همبند است
در بافت شناسی بافت چربی گونهای از بافت همبند شل است که بطور عمده از آدیپوسیتها تشکیل میشود. این بافت ۸۰ درصد چربی را تشکیل میدهد و نقش اصلی آن ذخیره انرژی به صورت چربی است و موجب چاقی و اضافه وزن میگردد. دو نوع بافت چربی وجود دارد: بافت چربی سفید و بافت چربی قهوهای.
چربی سفید یا تک حفره ای
چربی سفید یا تک حفرهای یا (White unicular adipose tissue) ، همان چربی معمولی است.چون در این نوع چربی ، چربی ذخیره شده در درون سلولها به صورت قطرهای بزرگ و واحد است و حجم عمده سیتوپلاسم را اشغال میکند. سیتوپلاسم به صورت باریکهای در محیط و هسته به صورت پهن و کناری دیده میشود. از طرف دیگر چون در این نوع چربی پس از حل شدن چربی ذخیره شده در درون سلولها (ضمن آماده سازی بافت) حفره واحد و بزرگی در درون سلول چربی ظاهر میگردد. این نوع چربی را چربی تک حفرهای مینامند. سلولهای چربی توسط غشای پایه ظریفی احاطه شده و در حد فاصل مقدار کمی بافت همبند شل حاوی عروق و اعصاب دیده میشود.
عمل چربی سفید
چربی سفید در بدن بطور یکنواخت ذخیره نمیگردد. معمولترین محل ذخیره آن ناحیه شکم ، اطراف لگن و اطراف ارگانهای داخلی است.در صورتی که پشت دستها و پاها ، ریه ، بافت عصبی مرکزی ، اندامهای تناسلی ، بینی و گوش و پلکها فاقد چربی هستند. چربی سفید محل ذخیره تری گلیسریدها میباشد که به عنوان ذخیره انرژی بدن بشمار میرود. در صورت نیاز بدن به انرژی نور اپینفرین مترشحه از انتهای اعصاب موجود در بافت چربی باعث فعال سازی آنزیم لیپاز درون سلولی و تجزیه چربی میگردد. اسید چرب و گلیسرول حاصل از تجزیه چربی توسط خون به بافتهای مورد نیاز منتقل میگردند. علاوه بر عمل فوق چربی به عنوان ضربهگیر در اطراف ارگانهای مختلف و عایقی در مقابل سرما نیز عمل میکند.
سلولهای چربی سفید
سلولهای چربی از سلولهایی به نام لیپوبلاست یا آدیپوبلاست حاصل میشوند.تجمع چربی در درون آدیپوبلاستها به صورت قطرهای کوچک شروع و سپس با بهم پیوستن آنها قطره بزرگ و واحدی تشکیل و سلول در این حالت به نام سلول چربی یا آدیپوبلاست نامیده میشود.
نقش چربی سفید در چاقی
عقیده بر این است که سلولهای چربی در اواخر دوره جنینی و دوره محدودی پس از تولد بوجود میآیند و پس از آن تعداد آنها ثابت میماند. بنابراین چاقی در اثر افزایش حجم سلولهای چربی حاصل میشود نه افزایش تعداد آنها. به همین دلیل تغذیه بیش از حد در دوران نوزادی در هفتههای اول پس از تولد منجر به تشکیل تعداد زیادی سلول چربی خواهد شد که نتیجه آن مستعد ساختن فرد برای چاق شدن در بزرگسالی میباشد.
چربی قهوهای یا چند حفرهایدر چربی قهوهای (Brown fat = Multilocular adipose tissue) چون سلولها حاوی تعداد زیادی میتوکندری میباشند.رنگ آن قهوهای دیده میشود. در چربی قهوهای چربی ذخیره شده در درون سلولها به صورت قطرات کوچک و متعدد میباشد. بنابراین با حل شدن چربی ضمن آماده سازی بافت حفرات متعددی در سلولها ظاهر میگردد. به همین دلیل چربی قهوهای را چربی چند حفرهای مینامند.
عمل چربی قهوهای
چربی قهوهای برخلاف چربی سفید محل ذخیره چربی نمیباشد. بلکه محلی برای تولید حرارت بوسیله چربی قهوهای عقیده بر این است که به علت کاهش فسفوریلاسیون اکسیداتیو در میتوکندریها ، ATP کمتری تولید شده و قسمت عمده انرژی حاصل از تجزیه به صورت حرارت آزاد میگردد. حرارت تولید شده از طریق گرم کردن خون به همه نقاط بدن منتقل میشود.
زمان تشکیل چربی قهوهای
چربی قهوهای برای اولین بار در حیوانات زمستان خواب شناسایی گردید و در انسان نیز در مرحله قبل از تولد از پنجمین ماه تکامل جنینی شروع به تشکیل میکند و پس از تولد به سرعت تحلیل رفته و در بالغین بطور محدود در ناحیه گردن و بالای تنه باقی میماند. سلولهای چربی قهوه ای با انتهای اعصاب سمپاتیک سیناپس حاصل میکنند و بنابر این تحریک آنها بطور مستقیم توسط اعصاب اتونوم (خود مختار) انجام میشود.
سلولهای چربی قهوه ای
سلولهای چربی قهوهای از لیپوبلاستهایی حاصل میشوند که مستقل از لیپوبلاستهای تولید کننده سلولهای چربی سفید میباشند. در افراد بالغ تجمع بیش از حد چربی میتواند باعث شود که سلولهای چربی قهوهای ظاهری شبیه سلولهای چربی سفید پیدا نمایند. با توجه به عملکرد چربی قهوهای به نظر میرسد در افرادی که چربی قهوهای به مقدار کافی وجود داشته باشد ، احتمال چاق شدن ضعیف میباشد
استخوان بندی ،بدن انسان را استوار نگهداشته که بنام اسکلیت بدن نیز یاد میشود که از انساج ارتباطی استخوانی میباشد .
هرانسان درای 206 استخوان میباشد که بعضی ازین استخوان ها کوچک وبعضی هم بزرگ اند که به اشکال پهن و استوانه ای دیده میشوند .
تمام استخوان ها توسط یک بندل انساج رشته ای قوی بنام لگمنتس با هم وصل اند .
وظیفه استخوان ها :
تهیه منرال ها ، استوار نگهداشتن قسمت های نرم بدن ، محافظت از سیستم های داخل بدن مثل قلب ، معده و غیره وغیره
اسکلیت انسان به دوقسمت زیر تقسیم شده است :
اسکلیت محوری
الف : جمجمه : جمجمه نیز از دوقسمت تشکیل گردیده است که یکی کاسه سر که در آن دماغ و دیگری استخوان های روی است . وظیفه جمجمه محافظت از دماغ ووسیله اتصال فکها میباشد.
جمجمه از 29 استخوان تشکیل گردیده است که 8 استخوان مربوط به کاسه سر ، 14 استخوان آن مربوط به الاشه ها ،درمیان هر گوش سه سه استخوان وجود دارد و یک استخوان دیگر در گلوموچود است .
ب : ستون فقرات : ستون فقرات از استخوان های جداگانه ساخته شده که در بین هر یک از ین استخوان ها سوراخ و جود دارد که بنام مهره نیز یاد میشوند ، در داخل سوراخ ها حرام مغز یا نخ های شوکی موجود است . هر انسان قبل از ولادت دارای 33مهره و بعداز ولادت 26 مهره میباشد. ستون فقرات به پنج قسمت زیر تشکیل شده است .
1 - قسمت گردن که هفت مهره ستون فقرات مربوط به این قسمت میباشد.
2 – قسمت سینه که دوازده مهره مربوط به این قسمت میباشد .
3 – قسمت کمر که دارای پنچ مهره میباشد .
4 – قسمت لگن خاصره که قبل ازتولد دارای پنچ مهره و بعد از تولد تبدیل به یک مهره میشود .
5 – قسمت دمغزه که قبل از تولد چهار مهره و بعد از تولد نیزبه یک مهره تبدیل میشود.
ج : استخوان سینه وقبرغه ها : ناحیه سینه از طرف عقب توسط مهرهای صدری وازطرف پیشروی به واسطه استخوان سینه وقبرغه ها محافظت میشود هرانسان دوازده جوره قبرغه دارد که هریک جوره با یک مهره ستون فقرات درقسمت سینه متصل میباشد .
2 . اسکلیت ضمیموی :
الف : کمربند: کمربند صدری در ناحیه شانه ها موجود بوده که اطراف دستها ( علیا ) به آن متصل که در دو طرف آن فرورفتگی است که استخوان بازو به آن وصل است .
در ناحیه زیرین ، کمر بند خاصره واقع می باشد که به آن اطراف پا ها ( سفلی )وصل است و شکل کاسه مانند دارد .
ب : اطراف علیا : عبارت از دستها می باشد که توسط استخوان شانه به اسکلیت محوری وطل گردیده است ..
هردست شامل بازو ، ساعد ، بند دست ، کف دست و انگشتان دست است .
بازو: ازشانه شروع شده وبه آرنج ختم می گردد و از یک استخوان طویل بنام عضد Homers ساخته شده است .
ساعد :از دواستخوان طویل بنام زند اعلی (Radius ) و زند اسفل (Ulna ) ساخته شده است .
بند دست: بند دست از هشت استخوان که توسط رشته ها باهم وصل اند در قطار طوری ترتیب یافته اند که یکی بالای دیگری حرکت کرده میتوانند و یک حالت متحرک را به بند دست می دهند .
کف دست: کف دست از پنچ استخوان تشکیل گردیده است .
انگشتان دست: انگشتان دست به استثنای شصت هریک از سه سه استخوان تشکیل گردیده اند که مجموع استخوان های انگشتان دست چهارده عدد اند .
اطراف علیا : اطراف علیا عبارت از پا ها میباشد که توسط کمربند خاصره به تنه وصل وبا اطراف علیا شباهت دارد .
هر پا شامل را ن،ساق پا ، بند پا ، کف پا و انگشتان پا میباشد.
ران: ران پا عبارت از یک استخوان بزرگی است که بنام فخذ (Femurs ) ساخته شده است که انجام ران یک برآمدگی به شکل توب مانند که درفرورفته گی لگن خاصره محکم میگردد میباشد .
ساق پا: ساق پا از دواستخوان طویل بنام ها ی Tibia یا قصبه کبری و دیگر آن بنام Fibula یا قصبه اصغر است ساخته شده است .
بند پای: بند پای از هفت استخوان کوچک که وسیله اتصال استخوان ساق پای و کف پای میباشد.
کف پای : کف پای از پنچ استخوان ساخته شده است .
انگشتان پای : انگشتان پای به استثنای شصت که از دواستخوان میباشددیگر انگشتان پا از سه سه استخوان ساخته شده که مجموعه آنها نیز 14 عدد میباشد.
مفاصل : ناحیه که دویابیشتر ازدواستخوان باهم تلاقی کنند که جمع مفصل است و حرکت های زیاد وجود ما از محصول آنها میباشد که از نگاه حرکات به سه نوع .
مفاصل غیرمتحرک مثل مفاصل غبرقه ها .
مفاصل نیمه متحرک مثل ستون فقرات .
مفاصل متحرک مانند انگشتان دست .
سوم: نسج استخوان bone نسج استحکامی است که به عوض غضروف جنین جانشین میگردد هر چه که استخوان مسن تر شود به همان اندازه املاح معدنی استخوان ها بشتر ترسب نمود و زیاد میگردد لذا استخوان ها درابتدای زنده گی مقاوم بوده مداور برخلاف در ایام سردی شکننده تر میگردد.
استخوان از یک عده حجرات زنده بنام Osteo blast و یک ماده بین الحجروی بنام و یک ماده بین الحجروی یا Matrix تشکیل گردیده است ماترکس استخوان ها از یک ماده بنام کولاجن و املاح معدنی تشکیل گردیده که املاح معدنی آن عبارت از کلسیم فاسفیت Ca3(PO4)9 و کلسیم کاربوناتCaCo3 میباشد. علاوتاً Mg و فلورائید در استخوان ها سهم دارد.شکل:
نوت:- چون ماترکس استخوان ها تماماً سخت و غیر قابل نفوذ است بناء ارتباط بین حجرات آن از طریق رشته های کانال کولای صورت میگیرد.
. 4نسج شحمی Adipose tissue حجرات شحمی در حقیقت شکل مدور داشته و ار بین آنها تعداد زیادی شحم بنظر میرسد. بناء هسته و سایتوپلازم به یک طرف سلول قرار میگیرد. شکل:
در انسان ها و حیوانات پستان دار باالعموم نسج مذکور در تحت جلد و در جاهای ذخیروی آن تجمع نموده و به حیث یک غشای که حرارت بدن را حفظ مینماید کار میکند. علاوتاً نسج مذکور در مواقع ضرورت شحم را میتابولیزم نموده و انرژی بدن را محیا می سازد.
انساج مغز استخوان Hemopaietic tissue این نسج ارتباطی در نسج مغز استخوان ها جا داشته و تولید کرویات سفید و سرخ خون را مینماید.
وظیفه عمده نسج علاوه بر تولید کرویات خون دفاع بدن از اجسام مضر مثل باکتریا ها و غیره میباشد، زیرا به مجرد که مواد بیگانه داخل عضویت میگردد توسط کرویات سفید بلع میگردد. که این عمل بلع نمودن مواد جامد را توسط حجرات عمل phagocytosis گویند.
ساختار استخوان:
استخوان یکی از سختترین انواع بافت پیوندی است. سختی آن بیشتر به یک مادهپلاستیکی شباهت دارد تا به یک سنگ. زیرا کاهش کلسیم آن را نرم میکند و کاتیونهایی نظیر سرب ، استرانسیم و رادیم جانشین کلسیم میشوند و سختی استخوان را از بین میبرند. استخوان نظیر دیگر بافتهای پیوندی ، شامل ماده زمینهای و سلولهای بافت استخوانی است. ماده زمینهای به دو صورت بیشکل و شکلدار وجود دارد. ساختار استخوان استخوان شامل ماده زمینهای و سلولهای بافت استخوانی است. ماده زمینهای به دو صورت بیشکل و شکلدار وجود دارد. ماده زمینهای بیشکل شامل مواد کانی نظیر فسفات و کربنات کلسیم و منیزیم ، یون سیترات ، یون فلوراید ، سدیم و پتاسیم است. مواد آلی شامل کندروآتین سولفات C و Aو پروتئینی به نام استئوموکوئید و مواد آلی دیگری است که عبارتند از: استئونکتین ، که بلورهای کانی را به کلاژن وصل میکنند. استئوکلسین که کلسیم را به خود میبندد. سیالوپروتئین و پروتئین شکل دهنده استخوان. ماده شکلدار آن ، کلاژن I است. کلاژن به صورت یک هسته مرکزی است که مواد کانی بر روی آن رسوب کردهاند. کل این ترکیبات بلورهای هیدروکسی آپاتیت را تولید میکنند. هیدروکسی آپاتیت تیغههای استخوانی را به شکل دوایر متحدالمرکز میسازد. علاوه بر اینها ماده سومی بنام سیمان وجود دارد که اولا رشتههای کلاژن را به یکدیگر میچسباند، ثانیا سیستمهای هاورسی را به یکدیگر متصل میکند و شکل منظمی به آنها میدهد. سلولهای بافت استخوانی بر چهار نوعاند که همزمان قابل رویت نیستند. سلولهای بافت استخوانی استئوسیتها این سلولها ستارهای شکلاند و دو هسته بیضی و پر از کروماتین دارند. هر استئوسیت در پیرامون خود لاکونا دارد. برای جلوگیری از مرگ سلولی ، استئوسیتها توسط زواید بسیار ظریف سیتوپلاسمی به یکدیگر مرتبط هستند. استئوسیتهایی که در نواحی عمیق یا پیر بافت استخوانی قرار دارند دارای شبکه آندوپلاسمی ناصاف و دستگاه گلژی کمتری هستند. تا زمانی که صدمهای به استخوان وارد نشود، استئوسیتها تقسیم نمیشوند. با ایجاد ضایعه ، تقسیمات سلولها آغاز میشود. تعدادی از آنها به صورت استئوبلاست ، ماده زمینهای بیشکل را میسازند و خود به استئوسیت تبدیل میشوند برخی دیگر به صورت سلولهای اجدادی استخوان باقی میمانند. استئوبلاستها سلولهایی هستند چند ضلعی با آنزیم فسفاتاز قلیایی فراوان و هستهای که در خارج از مرکز سلول قرار دارد. این سلولها در محلی که فعالیت سازندگی زیاد است فراواناند و دارای شبکه آندوپلاسمی ناصاف و دستگاه گلژی هستند. این دو نشان دهنده فعالیتهای ترشحیاند. به همین دلیل حبابهای ترشحی بسیاری در این سلولها دیده میشود. هنگام فعالیت ، تعدادی از استئوبلاستها به صورت سلولهای اجدادی استخوان ذخیره میشوند. اینها با وجود آنزیم فسفاتاز قلیایی ، قادرند ماده زمینهای بسازند و به همین دلیل سلولهای سازنده خوانده میشوند. هنگام فعالیت مکعبی شکل و بازوفیلی وهنگام استراحت ، پهن و اسیدوفیلی هستند. استئوکلاستها استئوکلاستها از مونوسیتهای خون تولید میشوند. استئوکلاستها مسئول تجزیه ماده زمینه استخوان در هنگام استخوان سازی هستند. نقش استئوکلاستها عکس استئوبلاستهاست به همین دلیل سلولهای مخرب نامیده میشوند. این سلولها ، ابتدا ماده زمینهای بیشکل و سپس کلاژن را تجزیه میکنند. استئوکلاستها معمولا سلولهایی غول آسا با سیتوپلاسم وسیعاند و تعداد ۶ تا ۵۰ هسته دارند استئوکلاستهای جوان تک هستهای بوده و در هنگام فعالیت بازوفیلی و هنگام استراحت اسیدوفیلی هستند. با وجود اسید فسفاتاز دراستئوکلاستها این سلولها میتوانند ماده زمینهای را تجزیه کنند. به علاوه هنگامی که میزان کلسیم خون به علت عمل هورمون تیروکسین و پاراتورمون کاهش مییابد، استئوکلاست کلسیم را از استخوان میگیرد و به جریان خون میفرستد. استئوکلاستها نزدیک سطح استخوان از حفرهای از ماده استخوانی در حال تخریب قرار دارند. انواع استخوانها از نظر تشریحی ، دونوع استخوان در بدن وجود دارد: استخوانهای دراز و استخوانهای پهن. استخوانهای دراز معمولا دارای بافت استخوانی متراکم ، و استخوانهای پهن دارای بافت اسفنجی هستند. استخوان متراکم استخوان متراکم دارای یک حفره مرکزی به نام مغز استخوان است که با آندوستئوم پوشیده شده است. در پیرامون استخوان ، پرده ضریع قرار دارد که کل استخوان را حفاظت میکند. بین ضریع و مغز استخوان سیستمهای هاورس قرار گرفتهاند. •مغز استخوان: مغز استخوان بافتی نرم ، پر از رگهای خونی و بافت شبکهای است. بر روی این داربست سلولهای مادر خون یعنی همو سیتوبلاستها قرار دارند. سرخرگ ، که از ضریع و سیستمهای هاورس میگذرد، وارد مغز استخوان میشود و سرخرگچه را میسازد. سرخرگچه انشعاب مییابد و مویرگها را میسازد. مویرگها در راه بازگشت بهم میپیوندند و سیاهرگچه را ایجاد میکنند و از اتصال سیاهرگچهها ، سیاهرگ بوجود میآید مویرگهای مغز استخوان از نوع سینوزوئیدی هستند. •آندوستئوم: آندوستئوم پوشش حفرههاست. سلولهای آن پهن و همانند سلولهای اجدادی استخوان است. •ضریع: ضریع بیرونیترین پرده استخوان است. این پرده شامل دو لایه است: لایه بیرونی شامل کلاژن I و فیبروبلاست و لایه درونی دارای مزانشیم و سلولهای پهن است. کلاژن رشتههایی به نام رشتههای شارپی به درون میفرستد تا سیستمهای هاورس را به شکل منظم و متصل بهم حفظ کند. مزانشیم در مواقع ضروری سلولهای اجدادی استخوان را میسازد و سپس استئوبلاستها از تغییر این سلولها بوجود میآیِند تا استخوان سازی صورت گیرد. •سیستمهای هاورس: این سیستم یک مجرای مرکزی به نام مجرای هاورس دارد. در اطراف آن تیغههای استخوان به صورت دوایر متحدالمرکز قرار گرفتهاند. بر روی تیغههای استخوانی ، در فواصل منظم ، استئوسیتها قرار دارند. رگهای خونی و اعصاب از مجاری هاورس میگذرند. معمولا تعدادی مجاری عرضی وجود دارند که رگها و اعصاب از طریق آنها از ضریع به مجاری هاورس و سپس به مغز استخوان میرسند. این مجاری به نام مجاری ولکمن خوانده میشوند. تفاوت اصلی و مهم بین ضریع و پری کندریوم ، عبور رگهای خونی و اعصاب ضریع است، یعنی رگهای و اعصاب تا مغز استخوان نفوذ میکنند در حالی که غضروف فقط تا پری کندریوم پیش میروند. در زیر ضریع بینابینی سیستمهای هاورس و پیرامون آندوستئوم ، سیستمهای هاورس ناقصی دیده میشوند که به ترتیب به نام سیستمهای پریوستئمی ، سیستمهای بینابینی و سیستمهای آندوستئومی خوانده میشوند. استخوان اسفنجی استخوانهای اسفنجی دارای حفرههای کوچک و بزرگ و سیستمهای هاورس ناقص هستند. پیرامون حفرهها ، آندوستئوم و درون آنها ، رگها و مغز استخوان قرار دارد. نظم خاصی که در سیستمهای هاورس استخوان متراکم وجود دارد در استخوان اسفنجی دیده نمیشود. پیرامون استخوان اسفنجی صفحه نازکی از استخوان متراکم قرار دارد. استخوان سازی در دوران زندگی یک فرد ، ابتدا استخوان سازی بر تخریب استخوان برتری دارد (دوره جنینی). در اواسط عمر ، استخوان سازی و تخریب متعادل است در اواخر عمر ، تخریب بر استخوان سازی برتری دارد. بطور کلی استخوان سازی بر دو نوع است: استخوان سازی اولیه یا جنینی و استخوان سازی ثانویه یا پس از تولد. استخوان سازی اولیه یا جنینی بر حسب نوع استخوانها بر دو نوع است. استخوان سازی غشایی و استخوان سازی درون غضروفی. استخوان سازی درون غشایی در استخوانهای پهن رخ میدهد. به این طریق که مزانشیم تکثیر مییابد و پر از رگهای خونی میشود سپس به استئوبلاست تمایز مییابد. استئوبلاست با ساختن ماده زمینهای و تبدیل شدن به استئوسیت ، استخوان را میسازد. استخوان سازی درون غضروف در استخوانهای دراز رخ می دهد. ابتدا مزانشیم غضروف را می سازد، سپس غضروف به استخوان تبدیل می شود یعنی پری کندریوم اطراف غضروف به ضریع مبدل میگردد. رگهای خونی از ضریع به درون غضروف نفوذ کرده کندروسیتها را تخریب میکنند. همراه رگهای خونی ، استئوکلاست و استئوبلاست وارد میشود. استئوکلاستها پسماندها را میبلعند و حجرههایی ایجاد میکنند. استئوبلاستها ماده زمینهای یا تیغهها را میسازند و به استئوسیت تبدیل میشوند. استخوان سازی در استخوانهای دراز در دو مرحله جنینی و پس از تولد رخ میدهد در حالی که در استخوانهای پهن ، در دوارن جنینی استخوان سازی کامل میشود تا کنون دلایل آغاز استخوان سازی روشن نشده است ولی مسلم است که شرایط طبیعی و لازم برای استخوان سازی وجود مقدار معین کلسیم و فسفر در خون ، پرتوهای خورشیدی ، ویتامینهای A ، D و C ، کلسیم ، هورمونهای جنسی مونث و مذکر ، پاراتورمون و تیروکسین است.
ساختمان و عمل مغز استخوان
دو نوع مغز استخوان وجود دارد ، مغز استخوان زرد و مغز استخوان قرمز. مغز استخوان زرديك نوع بافت بافت پيوندي نرم است كه بيش تر از سلول هاي چربي تشكيل شده است و در مجراي مياني استخوان هاي دراز مثل استخوان هاي ران ، بازو و غيره جاي دارد. مغز استخوان زرد به درون سيستم هاورس ادامه مي يابد و با تحليل رفتن مغز استخوان قرمز به تدريج جانشين آن مي گردد. مغز استخوان قرمز در حفره هاي متعدد بافت استخواني اسفنجي ، استخوان هاي جمجمه ، مهره ها ، دنده ها ، جناغ سينه و استخوان هاي لگن و همچنين در اپي فيزهاي استخوان هاي دراز جاي دارد.مغز استخوان قرمز داراي رگ هاي خوني فراواني است و به طور عمده از سلول هاي خوني و سلول هاي مادر آن ها تشكيل شده است. بعد از تولد ، در تعدادي از استخوان ها ، مغز استخوان با پيدا شدن سلول هاي چربي به تدريج از قرمز به زرد تبديل مي شود. وظيفه اصلي مغز استخوان قرمز ساختن سلول هاي خوني مختلف است. از اين عمل غالباً به عنوان عمل خونسازي Hematopoiesis نام برده مي شود كه يكي از وظايف دستگاه استخواني به شمار مي آيد و به سبب همين عمل خونسازي است كه در مغز استخوان قرمز انواع مختلف سلول هاي خوني را در مراحل مختلف رشد و تكامل آن ها مي توان مشاهده كرد. منبع:پوست،استخوان،مفصل و ماهیچه(دانشگاه آزاد ایران)
مغز استخوان
ماده نرم قرمز یا زرد رنگی است که مجرای میانی استخوان یا حفرههای بافت اسفنجی را پر میکند. مغز استخوان از بافت پیوندی است که در آن سلولهای چربی فراوان و سلولهای پیوندی و تارهای پیوندی و مویرگها و سلولهایی بنام میلوگونی وجود دارد. میلوگونیها مولد گلبولهای قرمز و گلبولهای سفید هستند.
در اسکلت آدمی سه نوع استخوان ، پهن و کوتاه و دراز وجود دارد. هر سه نوع استخوان از بافت استخوانی درست شدهاند و پردهای به نام ضریع آنها را میپوشاند. بافت استخوانی از سلولها و بخش زمینهای که بین سلولها را پر میکند درست شده است. بافت استخوانی به دو صورت بافت متراکم و اسفنجی وجود دارد. بافت استخوانی متراکم مانند تنه استخوانهای دراز از مجموعههایی به نام سیستم هاورس درست شده است. در هر سیستم هاورس یک مجرا و تیغههای استخوانی متحدالمرکز وجود دارد. در مجرای هاورس رگهای خونی و اعصاب وجود دارند. در بافت اسفنجی تیغههای نامنظم استخوانی دیده میشود که در حفرههای وسط آنها مغز استخوان و رگهای خونی قرار دارند. ضریع پردهای است پیوندی ، مرکب از دو لایه و همین لایه ضریع است که رشد قطری استخوان را سبب میشود.
انواع مغز استخوان :
مغز استخوان بافت نرم و پرعروقی است که داربست آن را بافت رتیکولر تشکیل میدهد و بر روی آن سلولهای مختلف خونی ، خونساز و چربی قرار دارد. مغز استخوان حفره مرکزی استخوانهای دراز و فضاهای بین ترابکولی استخوانهای اسفنجی را پر میکند. مغز استخوان به دو صورت مغز قرمز و مغز زرد دیده میشود که اولی عمدتا از سلولهای خونساز تشکیل شده و بافت میلوئید نیز خوانده میشود و دومی عمدتا حاوی سلولهای چربی است. در مرحله جنینی و پس از تولد تا مرحله بلوغ همه استخوانها حاوی مغز قرمز میباشند ولی در بزرگسالان مغز قرمز محدود به مهرهها ، استخوانهای جناغ ، دندهها و استخوانهای جمجمه میباشد و در بقیه جاها با مغز زرد جایگزین میشود.
عملکرد مغز استخوان :
اصولا تمام مغز استخوانهای بدن تا دوران بلوغ خونسازی میکنند اما مغز استخوان دراز بعد از سن بیست سالگی به بافت چربی تبدیل شده و دیگر عمل خونسازی را انجام نمیدهد. از این پس فقط مغز استخوانهایی نظیر مهرهها ، جناغ سینه ، دندهها عمل خونسازی را انجام میدهند. به تدریج که سن زیاد میشود قدرت سازندگی مغز استخوان نیز کاهش مییابد و در سنین پیری کم خونی مختصری نمایان میگردد. مغز استخوان در واقع جزء دستگاههای خون ساز بدن محسوب میشود. در بزرگسالان اندام خونساز مغز استخوان است اما در جنین کبد نیز به این کار اشتغال دارد. در چند هفته اول زندگی جنین گلبولهای سرخ در کیسه زرده ساخته میشوند و در اواسط آبستنی عضو اصلی سازنده گویچه سرخ کبد است. در عین حال تعداد قابل ملاحظهای گلبول قرمز نیز توسط طحال و غدد لنفاوی ساخته میشود. در ماههای آخر آبستنی و پس از تولد گلبولهای قرمز اساسا بوسیله مغز استخوان ساخته میشود.
سلولهای مغز استخوان :
در مغز استخوان سلولهایی به نام سلولهای ریشهای چند ظرفیتی وجود دارد که دو نوع سلول از آنها جدا میشود.
سلولهای رده لنفوئیدی که لنفوسیتهای نوع B و T را میسازند.
سلولهای رده میلوئیدی که این سلولها در مسیر تکاملی خود تبدیل به چندین نوع سلول میشوند. این سلولها از آن جهت که در محیط کشت قادر به تشکیل کلنی هستند به نام واحدهای کلنی ساز (CFU) شناخته میشوند این سلولها عبارتند از:
سلولهای کلنی ساز که رده مگاکاریوسیتی را میسازند و در نهایت پلاکتها را بوجود میآورند.
سلولهای کلنی ساز که ردههای گرانولوسیت و مونوسیت را میسازند.
سلولهای کلنی ساز که رده ائوزینوفیلی را میسازند.
واحد کلنی ساز سازنده رده بازوفیلی.
واحد کلنی ساز که رده اریتروئیدی را میسازند. این سلولها در نهایت گلبولهای قرمز را بوجود میآورند.
دودمان گلبول قرمز
گویچههای سرخ از سلولهای اولیهای به نام پرواریتروپلاست بوجود میآیند. واحد کلنی ساز رده اریتروئیدی طی سپری شدن مراحلی که نامعلوم است و در اثر عاملهای رشد مختلف به پرونورمربلاست تبدیل میشود که اندازه بزرگ و هسته بزرگ دارد. این سلول سپس به مزومربلاست بازوفیلی که اندازه و هسته کوچکتری دارد تبدیل میشود. ساخته شدن هموگلوبین در این سلولها شروع اندازه کوچکتر و هسته کوچکتری دارند تبدیل میشوند. میشود این سلولها به نورموبلاستهای پلی کروماتوفیلیک که نسبت به نورموبلاستهای بازوفیلی هسته در این سلولها چروکیده شده ولی ساخته شده هموگلوبین ادامه مییابد و سیتوپلاسم دچار چند رنگی است. چند رنگی به علت اختلاط رنگ بازوفیل و هموگلوبین است و اصطلاح پلی کروماتوفیلی از همین جا ناشی میشود. سلولهای فوق به نورموبلاستها تبدیل میشوند و سرانجام پس از اینکه سیتوپلاسم سلولهای نورموبلاست از هموگلوبین اشباع شد هسته را از دست داده و به سلولهای رتیکولوسیت تبدیل میشوند. رتیکولوسیتها دارای منظره مشبک هستند و به همین دلیل رتیکولوسیت نامیده میشوند. رتیکولوسیتها که واجد عمل هموگلوبین سازی هستند بزرگتر از اریتروسیتها بوده و با عمل دیاپدز از دیواره مویرگها عبور میکنند و وارد جریان خون میشوند. رتیکولوسیتها سپس تبدیل به اریتروسیتها یا گلبولهای سرخ میگردند. تعداد رتیکولوسیتها در خون نشانه میزان تشکیل اریتروسیتها در مغز استخوان است. اریتروپوئز یا بلوغ گلبولهای سرخ بطور طبیعی به وجود موادی نظیر ویتامین B12 و اسید فولیک نیازمند است.
عوامل موثر در خونسازی: نقش ویتامین B12 بیشتر از اسیوفولیک است و موسوم است به عامل خارجی خونسازی موجود در آن را در محیط خارج و از طریق غذا دریافت میکند و ویتامین B12 یا عامل خارجی فقط در حضور یک موکوپروتئین به نام عامل خونسازی داخلی که از غدد معدی ساخته میشود جذب میگردد. کمبود ویتامین B12 و یا عامل داخلی سبب عدم بلوغ گویچهها سرخ شده و بدین
فـــــــــــــــــــــــهرست
عناوین صحفات
مقدمه 1
استفاده از نباتات طبی در فضای سبز شهری 2
مزایای استفاده از نباتات طبی در فضای سبز: 2
نکات مهم در بکارگیری نباتات طبی در احداث فضای سبز: 5
انتخاب گونه هاي جديد نباتی: 7
نباتات طبی: 9
نتیجه گیری 17
مأخذ و منابع: 18
مقدمه
منظور از فضای سبز شهری، نوعی از سطوح کاربری زمین شهری با پوشش های نباتی انسان ساخت است که هم واجد بازدهی اجتماعی و هم واجد بازدهی اکولوژیک باشند. فضای سبز شهری از دیدگاه شهرسازی در بر گیرنده بخشی از سیمای شهر است که از انواع پوشش های نباتی تشکیل شده است و به عنوان یک عامل زنده و حیاتی در کنار کالبد بی جان شهر، تعیین کننده ساخت مرفولوژیک شهر است. بنابراین دارایی سبز یک شهر، صرف نظر از فضای سبزی که توسط شهرداری اداره می شود، از مجموع فضای سبز خصوصی، فضای کوچک دارای نباتات خودروی و زمین های متعلق به دولت تشکیل می شود. رشد صنعت و افزایش جمعیت در شهرها، به ساخت و سازهای سودگرایانه منجر شده است. این ساخت و سازها به مسائل و تامین حداقل نور و هوا در مناطق شهری توجهی نداشته است. از سوی دیگر، ضرورت ایجاد کاربری های جدید شهری، برای پاسخگویی به نیازهای روزافزون و اسکان جمعیت به تدریج باعث کاهش سهم فضای سبز و باغهای شهری شده است و در نتیجه موجب آلودگی محیط زیست شده است. فضاهای سبز شهری به عنوان ریه های تنفسی شهرها به شمار می روند و در شهرها افزون بر عمل کرد های زیبایی شناختی، اجتماعی و ساخت کالبدی شهر، روی تعدیل دما، افزایش رطوبت نسبی، لطافت هوا، کاهش آلودگی صوتی، افزایش نفوذ پذیری خاک، کاهش سطح ایستایی، بهبود شرایط بیوکلماتیک در شهر و جذب گرد و غبار تاثیر دارند پوشش نباتی یک منطقه در حقیقت از یکایک گونه های نباتی موجود در آن تشکیل شده است. وضعیت آب و هوایی و نوع خاک حدود گونه خاص را تعیین می کند. کیفیت محیط زیست شهری با امکانات و تاسیسات فضای سبز ارتباط مستقیم دارد. در ادوار گذشته در کنار توجه به تفرج روح و زیبایی، جنبه طبی و اقتصادی کشت نباتات در فضای سبز و باغها مدنظر بوده و در همه آنها از باغ معلق بابل مربوط به سالهای قبل از میلاد مسیح تا پردیسها مربوط به قرن پنجم میلادی ضمن رعایت جنبه های زینتی و هنری نباتات کاشته شده، مصارف خوراکی، طبی، صنعتی، دفع آفات و مانند آن مورد توجه جدی بوده است و در چهارچوب سنت و اصول، هیچ چیز بی مورد و یا تنها برای زیبایی وجود نداشته بلکه آنچه مفید و لازم بوده زیبا عرضه شده است. معمولا نباتات طبی در مدت کوتاهی، سطح خاک را فرا می گیرند و به علت سبزی و کوتاهی شان زیبایی خاصی را پدید می آورند. این نباتات نسبت به مواد غذایی پر توقع نبوده و آب بسیار زیادی نیاز ندارند. همچنین برخی از آنها در برابر شوری خاک مقاومند و دوام و عمر طولانی و سازگاری و استقامت بالایی دارند. استفاده از نباتات طبی در فضای سبز شهری
در کشور ما افغانستان اقلیمهای متفاوتی وجود دارد، بنابراین تنوع نباتات طبی آن نیز زیاد است. بکارگیری این گونه ها در فضای سبز تنوع گونه ها و اکوتیپ ها (از نظر رنگ، فرم، اندازه و سازگاری) را دو چندان می کند و ضریب اطمینان موفقیت طرح و انعطاف طراحی بیشتر می شود. وجود نباتات طبی در فضای سبز نشانه ای از توانایی اقلیمی و احوال فرهنگی منطقه است. معمولا نباتات طبی در مدت کوتاهی، سطح خاک را فرا می گیرند و به علت سبزی و کوتاهی شان زیبایی خاصی را پدید می آورند. این نباتات نسبت به مواد غذایی پر توقع نبوده و آب بسیار زیادی نیاز ندارند. همچنین برخی از آنها در برابر شوری خاک مقاومند و دوام و عمر طولانی و سازگاری و استقامت بالایی دارند.
با توجه به اینکه برای رسیدن به استانداردهای بین المللی فضای سبز سرانه، به فضای سبزی با چند برابر سطح موجود نیازمندیم، سطح فضای سبز لازم چند برابر خواهد بود و با وارد کردن نباتات طبی در فهرست نباتات مناسب برای فضای سبز جامعه نباتات طبی گسترش قابل توجهی پیدا می کند. با کشت نباتات طبی در فضای سبز بخشی از هزینه های مالی قابل بازیافت است و با توجه به نزدیکی این مکانها به مراکز صنعتی و تجاری هزینه حمل و نقل نیز کاهش می یابد. کاشت نباتات طبی در فضای سبز امکان آشنایی و افزایش آگاهی های اجتماعی، نسبت به نباتات طبی را فراهم می کند. اختصاص فضای سبز محیط های آموزشی به کشت نباتات طبی، زمینه برای تحقیق در جنبه های مختلف نباتات طبی را ممکن می سازد و سازگاری این گونه ها را معلوم می کند. یکی از راههای بسیار مؤثر در کنترل فرسایش خاک، بر جای گذاشتن بقایای نباتات طبی قبل از تخریب است. بنابراین نباتات طبی در ارائه خدمات بوم شناختی نیز بسیار توانمند هستند. برخی نباتات طبی دارای حدود تحمل نسبتاً خوبی به شوری، خشکی، قلوی بودن خاک، تشعشع شدید خورشید، شرایط ماندابی، هرس شدید و ... هستند.
مزایای استفاده از نباتات طبی در فضای سبز:
افزایش تنوع در فضای سبز: اقلیم های مختلف و مناسب که در کشور ما وجود دارد، تنوع نباتات طبی آن نیز زیاد است. با توجه به سازگاریها و توانائیهای نباتات طبی، بکارگیری این گونه ها در فضای سبز تنوع گونه ها و اکوتیپ ها (از نظر رنگ، فرم، اندازه و سازگاری) را دوچندان می کند و ضریب اطمینان موفقیت طرح بیشتر می شود. در حالیکه استفاده از گونه های انگشت شمار و غیربومی در فضای سبز شکنندگی اکوسیستم های احداثی را بهمراه دارد.
حفظ ژرم پلاسم نباتات طبی: چنانچه یک جامعه نباتی به خاطر نجات از خطر انقراض مورد حمایت انسان قرار گیرد ناچار به زندگی در محدوده طراحی شده توسط انسان می شود. این محدوده ها شامل باغهای نبات شناسی و فضای سبز و در بهترین حالات محیط های طبیعی قرق شده می شود. در این مجموعه ها، حفاظت انسان از نباتات منجر به حذف پدیده های طبیعی مانند چرا، بیماری و آفت، سیل، آتش سوزی و خشکسالی، رقابت و مانند آن می شود. بنابراین طی نسلهای متوالی ژن های مفید که عامل دوام موجود در مقابل این شرایط هستند از این نسلها حذف می شود. در مورد نباتات طبی، این عمل با برداشت گزینشی نباتات طبی سالم و قوی از طبیعت توسط انسان تشدید می گردد و در عوض فراوانی ژنهای غیرمفید که در شرایط طبیعی مرتباً تحت گزینش طبیعی و حذف قرار می گیرند. به نحو چشمگیری افزایش می یابد. به این پدیده رانده شدن ژنتیکی می گویند که هرچه جوامع نباتی و جانوری محدودتر باشد، این پدیده با شدت بیشتری رخ می دهد. در نتیجه این رخداد علیرغم حفظ فرم ظاهری گونه، توانمندی های آن گونه در مقابل شرایط گزینشگر محیط طبیعی به شدت نقصان می یابد و در صورت راهیابی گونه به محیط طبیعی و یا کاهش حمایت انسان، جاندار به سرعت منقرض می گردد. راه جلوگیری از این خطر، توسعه همه جانبه جوامع نباتی و جانوری در اقلیم های متنوع است. مروری گذرا بر کل مساحت پارکهای شهری، کمربندهای سبز و پارکهای جنگلی موجود و تنوع اقلیمی کشور نشان می دهد که سطح قابل توجهی از زمینهای قابل کشت در اقلیمهای گوناگون به احداث فضای سبز اختصاص یافته است. با توجه به اینکه برای رسیدن به استانداردهای بین المللی فضای سبز سرانه، به فضای سبزی با چند برابر سطح موجود نیازمندیم، سطح فضای سبز لازم چند برابر خواهد بود و با واردکردن نباتات طبی در فهرست نباتات مناسب برای فضای سبز جامعه نباتات طبی گسترش قابل توجهی پیدا می کند که بعلت این گستردگی سطح و اقلیم، تعداد زیادی از عوامل طبیعی اثر خود را بر نبات اعمال می کنند و علاوه بر آن برداشت از طبیعت هم کاهش می یابد. چنانچه در اثر اقبال عمومی، نباتات طبی به فضای سبز مدارس، منازل و داخل آپارتمانها و روی پشت بامها راه یابد، به انقلابی سبز در این زمینه دست خواهیم یافت.
جبران بخشی از هزینه ها: اختصاص منابع مرغوب آب و خاک به احداث فضای سبز که بواسطه رشد شهرهای بزرگ در اراضی درجه یک کشاورزی امری غیرقابل اجتناب گردیده است، سطح وسیع و در حال گسترش فضای سبز و هزینه های کاشت و داشت و کادر فنی و اجرایی احداث فضای سبز، بهای سنگینی است که شهروندان برای سلامت خود و محیط زیست باید پرداخت کنند، بهایی که صرفه جویی و گریز از آن، مخارج بهداشتی و هزینه های اجتماعی بسیار بیشتری ببار خواهد آورد. در دید کلان برآورد ارزشهای معنوی زیست محیطی، حفاظتی، تفریحی و مانند آن در فضای سبز نیاز به امکاناتی گسترده و تخصص هایی است که بتوان بر اساس آن به بیان ارزش واقعی پرداخت. این ارزشها برای اکثریت مردم بخوبی ارزش های مالی قابل لمس نیست. با کشت نباتات طبی در فضای سبز بخشی از هزینه های مالی قابل بازیافت است و با توجه به نزدیکی این مکانها به مراکز صنعتی و تجاری هزینه حمل و نقل نیز کاهش می یابد. نیاز آبی نباتات بومی معمولاً کمتر از نباتات غیربومی است که این امر صرفه جویی در مصرف آب آبیاری است. در این مسیر فرصت شغلی ایجاد می شود و داوطلبانی مانند فارغ التحصیلان رشته زراعت و منابع طبیعی، محصلین مدارس، بازنشستگان و افراد عادی در قبال درصدی از سود می توانند مراحل دیگری از تولید مانند برداشت، جداسازی و خشک کردن نباتات طبی را انجام دهند.
تأمین اهداف آموزشی، تحقیقاتی و گردشگری: علیرغم سابقه طولانی استفاده از نباتات طبی و وجود انواع نباتات طبی در کشور متأسفانه درصد کمی از فرهیختگان جامعه و تحصیلکردگان علوم نباتی، زراعت و منابع طبیعی با این نباتات آشنا هستند و برای افزایش آگاهیهای اجتماعی، در این زمینه باید آموزش مسئولین و دولتمردان، مردم عادی و تحصیل کردگان از مقاطع مکاتب تا دانشگاه و حتی متخصصین فضای سبز بصورت عمومی و رایگان صورت گیرد. کاشت نباتات طبی در فضای سبز امکان این آموزش را فراهم می کند. در کشورهایی مثل شیلی و هند افزایش نجومی و سالیانه سطح فضای سبز مرهون توجه به آموزش عمومی و مشارکت مردمی است. در امر پژوهش، گرچه افراد محدودی در امر کشت و کار نباتات طبی تخصص دارند، توسعه کمی شناخت نباتات طبی قدم گذاری در مراحل بعدی امر پژوهش را ممکن می سازد. اختصاص فضای سبز محیطهای آموزشی به کشت نباتات طبی، زمینه برای تحقیق در جنبه های مختلف نباتات طبی را ممکن می سازد و سازگاری این گونه ها را معلوم می کند. در شهرهایی که جاذبه های گردشگری دارند، وجود باغهای نباتشناسی و فضاهای سبز دارای گونه های بومی کشور و نباتات طبی تأثیر بسزایی در جذب گردشگران متخصص بدان شهرها دارد.
کنترل فرسایش بادی: در مکانهایی که زمین به اختیار و یا از روی اضطرار بصورت آیش رها می شود و زمان آیش با وزش بادهای شدید و یا رواناب ناشی از بارندگی روبروست، یکی از راههای بسیار مؤثر در کنترل فرسایش خاک، بر جای گذاشتن بقایای محصول قبل از آیش است. بقایای محصولاتی مانند کرچک و ماریتیغال که تنها بذر آنها برداشت می شود، برای تأمین این هدف مناسب به نظر می رسد. همچنین استفاده از نباتات طبی چندساله مانند زوفا، اسطوخودوس و آویشن می توانند در کنترل فرسایش بسیار مؤثر باشند. بومادران استاندارد تحمل نسبتاً خوبی در مقابل چرای احشام دارد. کاشت نباتاتی مانند سنا، اکاسیا و یوکلیپتوس در مجاورت صحرا، موانع مناسبی در جلوگیری از پیشروی صحرا هستند. خارشتر، کور و هندوانه ابوجهل با شیبهای تند بسیار سازگارند، بنابراین کشت آنها در زمینهای شیب دار می تواند عامل مهمی در حفظ خاک باشد. نباتات طبی نظیر یوکلیپتوس جهت احداث بادشکن و جلوگیری از فرسایش بادی بسیار مؤثر هستند. بنابراین نباتات طبی در ارائه خدمات بوم شناختی نیز بسیار توانمند هستند.
نکات مهم در بکارگیری نباتات طبی در احداث فضای سبز:
الف)- سازگاری نبات: هر نبات دارای میدان اکولوژی خاصی است. یعنی بهترین میزان رشد آن در شرایط اقلیمی بخصوصی حاصل می شود. بررسی پوشش نباتی بومی هر منطقه می تواند بعنوان راهنمایی مفید جهت انتخاب نباتات باشد. نباتات طبی افغانستان بعلت اینکه عملیات اصلاحی روی آنها انجام نشده است. عموماً بصورت توده بومی هستند. بنابراین دامنه سازگاری (میدان اکولوژی) نسبتاً وسیعی دارند. سازگاریهای مطلوب نباتات طبی در طراحی فضای سبز شامل موارد ذیل می باشند.
تحمل خشکی، شوری و قلیایی بودن خاک: نباتات طبی مانند اقاقیا، اکالیپتوس، داتوره، سنجد، رزماری، اسطوخودوس، گل محمدی، کرچک (قرمز) و ختمی دارای حدود تحمل نسبتاً خوبی به شوری، خشکی، و قلیایی بودن خاک هستند.
تحمل تشعشع شدید خورشید: نباتاتی مانند رزماری، اسطوخودوس، بومادران، سانتولینا، اقاقیا و مورد در مجاورت سطوح سمنت و سنگ فرش که انعکاس شدید تابش را باعث می شوند، مقاومت خوبی دارند در حالیکه بسیاری از نباتات دیگر دچار خورشیدی شدن می شوند که منجر به تجزیه کلروفیل و نهایتاً مرگ نبات می شود.
تحمل شرایط ماندابی: در مناطقی که سطح آب تحت الأرض بالاست نباتاتی مانند یوکلیپتوس بخوبی رشد کرده و در کاهش آب تحت الأرض و خشکاندن خاکهای اشباع نقش اساسی دارند. پونه و نعناع از دیگر نباتات متحمل شرایط ماندابی هستند.
تحمل یکه و قطع شدید: نباتاتی مانند مورد، رزماری، اسطوخودوس و دارچین براحتی شکل پذیرند و متناسب با هدف و مکان انتخاب شده در فضای سبز قابل شکل دهی هستند.
سازگاری با سطوح شیب دار: در شیب های تند بزرگراه ها و یا در پارکهای کوهستانی می توان از نباتات طبی مانند کورک، خارشتر، شیرخشت و گونه هایی از جنس علف چای استفاده کرد. همچنین جهت پوشش دیوارهای بتونی که برای مهار شیب ها ساخته می شوند می توان از بنه، زرشک معمولی، گل محمدی، برگ بو و سماق بهره جست.
سازگاری با آلودگیهای محیط های شهری و صنعتی: گروهی از نباتات طبی در برابر آلودگیهای هوا، گرد و غبار، اشعه ماوراء بنفش و آلودگی صوتی تحمل خوبی از خود نشان می دهند. انواع رز مثل گل محمدی دی سلفر دای اکساید (So2) را در انساج خود تثبیت می کنند. اقاقیا، نمدار و فندق در کاهش شدت آلودگی صوتی بسیار مؤثر است و گل سرخ و داتوره فلوراید اطراف کارخانجات آلومینیم سازی را جذب کرده و نسبت به آن تحمل نشان می دهد. نبات نمدار به ازن (O3) متحمل است. نبات ژینکو نسبت به آلودگی هوا تحمل زیادی دارد.
ب)- تأثیر نبات بر سلامت انسان: توجه به رایحه درمانی و گل درمانی در پزشکی مدرن در پی بررسی ابداعات گذشتگان در این هنر بوسیله تجهیزات پیشرفته امروزی نقش نباتات در پیشگیری و درمان بیماریهای جسمی و روانی را بیش از پیش نمایان می کند. نباتاتی مانند یوکلیپتوس، کاج، انواع بید، افرا و زبان گنجشک با تولید مواد شیمیایی (فیتونسیدها) و انتشار آنها در هوا باعث از بین رفتن قارچها، باکتریها و برخی حشرات مضر و همچنین ایجاد حالت آرامش و خلسه در انسان می شوند. این مواد آلی گاهی ویتامین های جوی نامیده می شوند. گل بابونه، گل محمدی، بیدمشک و سنجد رایحه دل انگیز و آرامبخشی در فضا پراکنده می کنند.
ج)زیبایی نبات: نباتات با تنوع در فرم، اندازه و رنگ هر کدام می توانند زیبایی خاصی را باعث شوند. نباتات طبی مناسب برای فضای سبز:
از نظر دوره رویش: انواع یکساله (بابونه)، دوساله (مغربی) و چندساله (گل گاوزبان و رزماری)
از نظر رنگ گل، شاخه و برگ: رنگ گلهای آبی (رزماری، اسطوخودوس)، زرد (مغربی و علف چای)، زرد و نارنجی (گلرنگ، همیشه بهار) سفید، بنفش، صورتی (زوفا، ماریتیغال، گل محمدی) و انواع رنگهای دیگر(ختمی) در بین نباتات طبی دیده می شود. از نظر رنگ اندام هوایی، زیتون، بومادران، سانتولینا و اسطوخودوس دارای شاخ و برگ خاکستری هستند، عناب برگهایی به رنگ سبز براق دارد و بومادران استاندارد دارای اندام هوایی به رنگ سبز چمنی است.
از نظر اندازه: انواع بوته ای کوتاه (گل گاوزبان، زوفا و علف چای) متوسط (کرچک و گل محمدی) و انواع بلند (عناب، اکالیپتوس، سنجد، سنا، سپستان) و گونه های دارای اندامهای هوایی رونده(توت روباه) هستند. نباتاتی مانند غارگیلاس و خرزهره همیشه سبز است.
سهولت کاربرد نبات: نگهداری و کشت نباتات مورد استفاده در فضای سبز باید آسان باشد. اکثر نباتات طبی براحتی از طریق بذر، قلمه، پیوند، خوابانیدن، ریزوم، غده و مانند آن تکثیر می شوند و در مجموع نسبت به دیگر نباتات، آفات و بیماریهای کمتری دارند.
انتخاب گونه هاي جديد نباتی:
در انتخاب و بررسي انواع گونه هاي نباتی جديد موارد ذيل، بايستي مد نظر باشد.
سازگاري: سازگاری گونه نباتی معرفي شده با خصوصيات آب و هوائي منطقه اين امر باعث بالا رفتن قدرت رشد، تکثير و در نهايت بقاي گونه مي گردد.
زيبايي و ظاهر آراسته: گونه جديد گياه به نحوي که شکل و ظاهر گياه مناسب محل مورد نظر باشد، که در اين رابطه ديدگاه و نظر کارشناس فضاي سبز از اهميت ويژه اي برخوردار است. عدم استفاده مناسب از يک گونه گياه در محل مورد نظر، باعث کاهش زيبايي محوطه گرديده ضمن آنکه گاهي ممکن است باعث بروز مشکلاتي گردد به عنوان نمونه چنانچه از گياهان انبوه در حواشي معابر و پياده رو استفاده گردد، باعث کاهش ديد رانندگان و ممانعت از توجه آنها به عابرين پياده که در انتظار عبور از خيابان هستند، مي گردد و همين امر باعث بروز حوادثي مي شود.
خصوصيات فيزيولوژيک و مرفولوژيک گياه: گاهي صمغ، تانن و ساير اسانس هاي موجود در بخش هاي مختلف انواع گياهان باعث وارد گرديدن لطماتي به اقشار مختلف بخصوص کودکان مي گردد زيرا کودکان از روي کنجکاوي و يا بازيهاي کودکانه در تماس با اين پيکره هاي گياهي بوده و حتي بخشي از برگ و غيره را در طي بازيهاي کودکانه تناول مي نمايند که در آنها ايجاد مسموميت مي نمايد، لذا توجه به ايمني اقشار مختلف اين موضوع داراي اهميت بسزائي است.
ايجاد آرامش خيال بيننده و جلب متخصص: ايجاد تنوع در فضاي سبز به نحوي که هم باعث آرامش بازديدکنندگان و هم باعث جلب متخصصين و علاقمندان شود و به طور کلي خواسته هاي همه اقشار را تأمين نمايد؛ چه افرادي که جهت فرار از ناملايمات زندگي به دامن طبيعت پناه آوردند و چه آنهايي که در پي يافتن طرحهاي نوين ، الگوبرداری تحقیق و غیره هستند، بسیار حائز اهمیت است.
پرهیز از یکنواختی و روی آوردن به استفاده ترکیبی از گونه ها: سالها است که فضای سبز شهری سطح مالامال از درختان صنعتی، جنگلی چون چنار، نارون، زبان گنجشک گردیده است و سالها است که مهمترین پوشش سطح زمین در پارکها، مبادین و بلوارها چمن است، حال آنکه مشخص گردیده است که بیشترین آلرژی از طرف نباتات فوق حادث می گردد و چمن نیز با توجه به وضعیت خشکسالی ها و کمبود آب و همچنین هزینه های بالای نگهداری، حداقل در پاره ای از مناطق که امکانات و بودجه وسیع و کلان در دسترس نیست، کاملا از چرخه کشت و فضای سبز خارج گردیده است. گرچه اهمیت نباتات داروئی در بخش پزشکی و داروسازی بر همگان واضح و مشخص ولی استفاده از این نبات به عنوان نباتات جدید در فضای سبز دیر زمانی که اهمیت یافته است، اکثر نباتات مورد نظر جهت کشت در فضای سبز نباتات همیشه سبز هستند که ظاهر سبز آنها در تمام فصول سال جلوه می نماید. این نباتات دارای سطح برگ سبز دائمی هستند. برخی از آنها را می توان به طور ترکیبی با سایر نباتات استفاده نمود و پاره ای از آنها حتی می توانند جایگزین نباتات پوششی چون چمن گردند.
نباتات طبی:
اقاقیا:
نام این درخت در پارسی اقاقیا است که از واژه ی یونانی اکیاکیا گرفته شده است . در انگلیسی آن را Robinia sp می نامند و در عربی به آن شجرة الجراد می گویند .
اقاقیا درخت یا درختچه ای زینتی و گلدار است و بومی آمریکای شمالی است . این نبات را به عنوان یک درخت زینتی و نیز صنعتی به کار می گیرند . همان گونه که گفته شد این نبات به صورت درخت و درختچه است و ارتفاع این نبات ، گاهی به 25 تا 30 متر هم می رسد. نبات اصلی و وحشی اقاقیا ، خاردار است ولی در گونه های پرورش یافته ی آن خار از بین رفته است و امروزه اقاقیای خاردار کم تر دیده می شود و بیش تر انواع آن بدون خار است.
برگ های اقاقیای معمولی به رنگ سبز نزدیک به آبی است و هر برگ مرکب از 6 تا 20 برگچه ی گرد و کوچک دارد . گل های سپید و درشت و خوشبوی آن به شکل خوشه ای از ساقه ها آویزانند و جلوه ی زیبایی به درخت می دهند . در گونه های پرورش یافته ی این نبات رنگ های دیگر هم دیده می شود .
تا کنون 20 گونه اقاقیا شناخته شده است که بنام معمولترین آن ها ، اقاقیای معمولی است . گونه ی معروف دیگر ، اقاقیای سرخ است که اقاقیای گل یا گلی نیز نامیده می شود و دارای گل های سرخ رنگ و درشت است . اقاقیای بنفش ، زرد و اقاقیای چتری گونه های دیگر اقاقیای معمولی هستند. اقاقیای معمولی را با کاشتن دانه ی آن در فصل بهار و در هوای آزاد يا جدا كردن و كاشتن پاجوش های ريشه دار در پاییز زیاد می کنند و برای زیاد کردن گونه های دیگر اقاقیا ، آن ها را روی اقاقیای معمولی پیوند می زنند .
گل های اقاقیا دارای شهد فراوان است و زنبور عسل علاقه ی زیادی به آن دارد. گل اقاقیا کمی آرام بخش است، توان زا، ملین و صفرا بر می باشد. با این گل، نان شیرینی، نوشابه های معطر و فرآورده های زیبایی به دست می آورند و گاهی با استفاده از گل های رنگی آن، ابریشم، پنبه و کاغذ را رنگ می کنند .ولی اگر به اندازه ی زیاد خورده شود ، قی آور و مسهل قوی است و مقدار زیادی آن سمی می باشد .
میوه ی اقاقیا به شكل نیام لوبیا و داری پوستی صاف و قهوه ی رنگ است كه چندین دانه در آن قرار دارد . اقاقیا در هوی خشك و آفتابی به خوبی رشد می كند. این نبات در خاك های آهكی و شیرین و حاصلخیز ، كه آب فراوان در خود نگاه نمی دارد ، خوب رشد می كند .
چوب اقاقیا سخت و بادوام است و دیر می پوست . به همین دلیل هم اهمیت صنعتی و بازرگانی دارد و از آن برای ساختن ستون ها و داربست های معدن ها و هم چنین ساختن مبل و صندلی استفاده می کنند .
اسطو خودوس:
اسطوخودوس (Lavandula) در بیشتر نقاط دنیا به حالت خودرو میروید و بسته به شرایط محیط و خاک به انواع مختلف ظاهر میشود. اسطوخودوس نباتی است چند ساله به ارتفاع حدود نیم متر با برگهای متقابل، باریک، دراز سبز رنگ و پوشیده از کرکهای سفید پنبهای. گلهای آن به رنگ بنفش و به صورت سنبله میباشد. قسمت مورد استفاده این نبات ، گلها و سرشاخههای گلدار آن است. اسطوخودوس بوی بسیار مطبوعی دارد. طعم آن تلخ است و به علت بوی مطبوع آن در عطر سازی مصرف میشود. اسانس اسطوخودوس که از تقطیر گل و سرشاخههای گلدار این نبات بدست میآید مایعی است زرد رنگ یا زرد مایل به سبز که دارای بوی مطبوعی است.
خواص طبی :
برای رفع خستگی و آرامش چند قطره روغن اسطوخودوس را در وان آب گرم ریخته و برای مدت یک ربع ساعت در آن دراز بکشید.
مقوی معده است.
معرق است و تب را پایین میآورد.
صفرابر بوده و کبد را بکار میاندازد و بیماریهای کبدی را برطرف میکند.
ضد تشنج است.
برای تقویت عمومی بدن خوب است.
کرمهای معده و روده را از بین میبرد.
بیماریهای سینه و سرفه را برطرف میکند.
در معالجه زکام موثر است.
برای برطرف کردن رعشه و سرگیجه حدود 5 گرم از پودر آن را با عسل مخلوط کرده و هر شب بخورید.
برای رفع فراموشی و تقویت حافظه از دم کرده اسطوخودوس استفاده کنید.
برای رفع بیخوابی یک قطره از روغن اسطوخودوس را روی یک تکه پنبه بچکانید و آن را داخل بالش خود قرار دهید خواب مطبوعی برای شما میآورد.
برای برطرف کردن غم و اندوه هر روز دم کرده اسطوخودوس بنوشید.
اگر دست و پای شما خواب میرود از این نبات استفاده کنید.
مضرات
اسطوخودوس نباتی است بیضرر که همه میتوانند از آن استفاده کنند. فقط برای اشخاص صفراوی مزاج خوب نیست و باعث آشفتگی میشود. اینگونه اشخاص باید آن را با سکنجبین یا کتیرا بخورند.
گل همیشه بهار:
آذرگون با نام علمي (Calendala officinalis) كه به گل هميشه بهار معروف است گياهي است علفي و يكساله و ساقه هايي به طول 70-40 سانتي متر دارد. برگهاي ساده ، بيضوي دراز اين گياه پوشيده از كرك با كناره هاي موجدار به رنگ سبز مايل به قهوه اي روشن است و روي ساقه منشعب آن، گلهاي درشت و زيبا ظاهر مي شود. گل هميشه بهار داراي خاصيت معرق با اثر قوي، تصفيه كننده خون و التيام دهنده است و از آن به عنوان نيرودهنده و ضدتشنج استفاده مي شود. اختلالات كبدي و زردي نيز با مصرف اين گياه از بين مي رود، زيرا داراي اثر قطعي روي كيسه صفرا و ترشحات آن و كبد است. گل هميشه بهار، كلسترول خون را كاهش می دهد.
از گل هميشه بهار در توليد فرآورده هاي دارويي، مايعات شوينده و... نيز استفاده مي شود.
برگِ بو:
به عربی غار به نام علمی لائوروس نوبیلیس ، به بلندی 6ـ 18 متر، همیشه سبز، بومی ناحیة مدیترانه (جنوب اروپا، آسیای صغیر). اجزای قابل استفادة این نبات ، که همچون درخت زینتی نیزکاشته می شود، برگها و میوه های آن است. برگهای سبز سیر، برّاق ، چرم مانند و خوشبوی آن (نیز معروف به «برگِ بو»)،به درازای 8ـ14 است. امروزه برای خوشبو کردن برخی از غذاها و سوپها و کنسروهاو ترشیها به کار می رود. از این برگها و بویژه از میوه های تکدانة آن روغنی خوشبو می گیرند که مصارف طبی.
برگها. ملیّن (نرم کننده ) و مسخّن (گرم کننده )اند؛ برگهای تازه اندکی قابض اند، لذا نشستن در آب (جوشاندة ) آنها برای بیماریهای مثانه و زهدان نیک است. ضماد برگهای ساییده بر جای زنبور زده ، و با نان و آرد برای رفع ضَرَبان آماسهای گرم سودمند است . خوردن آنها معده را سُست می کند و باعث غثیان می شود. دانه ها. تسخین (گرم کنندگی ) آنها بیش از برگهاست.
برخی از توضیحات یا مطالب بعض دانشمندان پیشین چنین است : برگ و دانة آن سخت مسخّن و مُجفّف (خشکاننده )اند، ولی پوست ریشة آن حدّت (تندی و تیزی ) و حرارت کمتری دارد و اندکی نیز قابض است ؛ لذا سنگ مثانه و غیره را خُرد می کند و برای بیماریهای جگر سودمند است. «عجایب » و «خواصّ» دیگری نیز به غار نسبت داده اند، مثلاً : «اگر یک شاخة آن را در زمینی بیندازند (نصب کنند)، هر آفتی که متوجه آن زمین شود به آن شاخه می خورد و جز آن ، هر چه هست ، از آفات مصون می ماند... اگر جو (= شعیر) را با برگهای غار مخلوط کنند، جو مدت مدیدی سالم می ماند.
بومادران:
بومادران (Achillea millefolium) متعلق به گروه نباتات دولپه و تیره کاسنی میباشد. نباتی است پایا ، به ارتفاع 20 تا 90 سانتیمتر و گاهی بیشتر که بطور خودرو در دشتها، کنار جادهها و نواحی کوهستانی میروید. برگهائی بدون دمبرگ، دراز ، پوشیده از کرک و منقسم به بریدگیهای بسیار باریک دارد.
در هر کاپیتول آن ، دو نوع گل ، یکی زبانهای و سفید رنگ ، واقع در حاشیه گل آذین و دیگری لولهای واقع در ناحیه وسط دیده میشود. در بعضی از فرمهای این نبات نیز به تناسب شرایط خاص محیط زندگی ، گلهای زبانهای دارای رنگ ارغوانی یا مایل به آن میگردد. تعداد گلهای زبانهای هر کاپیتول از 5 تا 6 تجاوز نمینماید. میوه فندقه ، طویل و به شکل تخم مرغ وارونه است.
نیاز اکولوژیکی:
بومادران در طول رویش به شرایط اقلیمی خاصی نیاز ندارد و تقریبا در هر اقلیمی رویش میکند. بومادران در مناطق گرم و آفتابی گلهای بیشتری تولید مینماید. خاکهای سبک شنی برای کشت این نبات مناسب است.
آماده سازی خاک:
تناسب مقدار عناصر اصلی نظیر ازت ، فسفر و پتاس نقش عمدهای در افزایش پیکر رویشی نبات و همچنین در افزایش اسانس آنها دارد.
تاریخ و فواصل کاشت:
زمان مناسب برای کشت مستقیم نبات در زمین اصلی اواخر تابستان - اوایل خزان است. در این روش بذور در ردیفهایی به فاصله 40 تا 50 سانتیمتر در زمین اصلی کشت میشوند. برای هر هکتار زمین به 2 تا 3 کیلوگرم بذر نیاز است. زمان مناسب برای کشت غیر مستقیم اوایل بهار است. برای این کار بذور در ردیفهای به فاصله 5 تا 20 سانتیمتر در خزانه هوای آزاد کشت میشوند. سپس نشاءها در زمین اصلی در ردیفهایی به فاصله 60 سانتیمتر و فاصله دو بوته در طول ردیف 25 تا 30 سانتیمتر کشت میشوند.
فصل پائیز زمان مناسبی برای تکثیر رویشی بومادران میباشد. در این روش بوتهها در ردیفهایی به فاصله 60 سانتیمتر کشت میشوند فاصله دو بوته از یکدیگر 25 تا 30 سانتیمتر مناسب است. بومادران 4 تا 5 سال در زمین باقی میماند. نباتاتی که دوره رویشی کوتاهی دارند برای تناوب کشت با بومادران مناسبترند زیرا پس از برداشت آنها زمان کافی برای آماده ساختن زمین وجود خواهد داشت.
کاشت:
کشت و تکثیر بومادران توسط بذر و به شکل رویشی نیز انجام می گیرد. تکثیر توسط بذر به دو روش مستقیم و غیر مستقیم صورت میگیرد.
کشت مستقیم: بذور به صورت ردیفی در زمین اصلی که بستر آن برای کشت بومادران آماده شده است کشت میشوند.
کشت غیر مستقیم: بذور را در زمان مناسب در خزانه هوای آزاد کشت میکنند. عمق بذر در موقع کاشت نباید بیشتر از 0.5 سانتیمتر باشد. پس از آبیاری منظم و وجین علفهای هرز سطح خزانه اوایل پائیز میتوان نشاءها را به زمین اصلی منتقل نمود.
تکثیر رویشی: تکثیر رویشی نبات از طریق تقسیم بوته صورت میپذیرد. نباتات 4 تا 5 ساله را در فصل پائیز از خاک خارج میکنند. سپس هر نبات را به 2 تا 4 بوته تقسیم و در زمین مورد نظر کشت مینمایند.
برداشت:
در صورتی که نباتات بطور غیر مستقیم کشت و در فصل پائیز به زمین اصلی منتقل شده باشند یکسال پس از کاشت (از سال دوم) به گل مینشیند و میتوان محصول را برداشت کرد. چنانچه نباتات بطور مستقیم کشت شده باشند، محصول از سال سوم قابل برداشت خواهد بود. چون نباتات در مرحله گلدهی از بیشترین مقدار ماده موثره برخوردارند، این مرحله زمان مناسبی برای برداشت گلها و پیکر رویشی (ساقهها و شاخههای جوان) بومادران است. هنگام جمع آوری گلها باید آنها را به همراه دمگل به طول 3 تا 4 سانتی متر برداشت کرد.
نبات بومادران از زمانهاي بسيار قديم به واسطه ي خواص درماني اش از شهرت و اعتبار بالايي برخوردار بوده و حتي گرده هاي اين گياه در كنار مدفنهاي انسان عصر نئاندرتال يافت شده است. مردم روستاهاي انگليس اين گياه را با نامهاي زخم بند سرباز و علف بخار مي شناسند كه گواهي بر شفابخشي و التيام زخم گياه ميباشد. از خاصيت بندآوري خونريزي برگهاي ساييده شده بومادران براي جلوگيري از خونريزي زخمها استفاده شده است.
از نظر بهداشتي، اين گياه يك پاك كننده و تقويت كننده پوست است كه اين ويژگي ناشي از خواص قابض كنندگي بومادران است. چاي بومادران كه از ساقه هاي گلدار تهيه شده باشد بخصوص براي پوستهاي چرب مفيد است .
زيستگاه طبيعي :
گياه بومادران در مرتع ها، در كناره هاي خاكريزها و حاشيه جاده ها و زمينهاي باير يافت ميشود.
همیشه بهار:
نباتی علفی، یکساله دارای ساقه ای به طول 20 تا 50 سانتی متر است ، برگهایی ساده بیضوی ، دراز ،پوشیده از کرک ، با کناره های موجدار و به رنگ سبز، مایل به قهوه ای روشن دارد، روی ساقه منشعب آن کاپیتولهای درشت و زیبا ظاهر می گردد که به تناسب گرما و رطوبت محیط زندگی ، به طور منظم صبح ها در فاصله ساعت 9 تا 10 شکفته و سپس در بعد از ظهرها بین ساعات 4 تا 5 جمع می گردد. کاپیتولهای آن دارای دو نوع گل یکی لوله ای و دیگر زبانه ای به رنگ زرد مایل به نارنجی و واقع در حاشیه نهنج است.میوه فندقه و قهوه ای رنگ و سطح آن نا صاف می باشد. تذکر : نبات Calendula arvensis L. ظاهری شبیه C. officinalis دارد و به حالت وحشی در نواحی مختلف کشور پراکنده است.
نیاز اکولوژیکی:
از آنجائیکه منشأ این نبات نواحی گرم مدیترانه است، در طول رویش به گرما و همچنین تابش نور نیاز دارد. همیشه بهار قادر است بخوبی خشکی را تحمل نماید. بذور در دمای 8 تا 10 درجه سانتی گراد پس از 4 تا 5 روز جوانه می زنند. کشت این نبات در مناطقی که میانگین درجه حرارت 17 تا 18 درجه سانتی گراد و 19 تا 20 درجه سانتی گراد باشد موفقیت آمیز خواهد بود. همیشه بهار درجه حرارتهای پائین را بخوبی تحمل می کند حتی برای مدت محدودی قادر به تحمل درجه حرارتهای زیر صفر است. بافت خاکهایی که در آن همیشه بهار کشت می شود باید طوری باشد که عمل تهویه به سهولت انجام گیرد (خاکهای سنگی رسی مناسب نیست) سطح زمین باید صاف باشد زیرا پستی و بلندی سبب آب ایستایی شده که برای رویش نبات خطرناک است. رطوبت زیاد برای همیشه بهار مضر است. PH مناسب خاک برای همیشه بهار بین 5/4 تا 2/8 می باشد.
کاشت:
کاشت و تکثیر همیشه بهار توسط بذر صورت می گیرد. نباتات در زمان مناسب در ردیفهایی به فاصله 40 تا 50 سانتی متر کشت می شوند.عمق بذر همیشه بهار در موقع کشت باید 2 تا 3 سانتی متر باشد.برای هر هکتار زمین به 6 تا 8 کیلوگرم بذر با کیفیت مناسب نیاز می باشد.جهت تسریع و هماهنگی در رویش بذر، آبیاری زمین پس از کاشت ضرورت دارد.
برداشت :
نباتات بسرعت رشد می کنند و گلها غالباً از اواخر بهار باز شده و قابل برداشت می شوند. پس از چیدن گلها، همواره گلهای جدیدی بوجود می آیند بطوریکه برداشت گلها را می توان تا قبل از بروز سرما همچنان ادامه داد. برای تسریع در کار بهتر است گلها به همراه کاسبرگها برداشت شوند.آنگاه کاسبرگها را از گلها جدا نمود. البته می توان گلها و کاسبرگها را با هم خشک کرد. برای اینکه گلبرگها رنگ خود را از دست ندهند و از کیفیت مطلوبی برخوردار باشند گلها را باید بسرعت خشک کرد. اگر مقدار گلها کم باشد می توان آنها را در سایه و در سطح زمین با ضخامت کم پخش کرد ولی چنانچه مقدار آنها زیاد باشد باید از خشک کن های الکتریکی با دمای 35 تا 40 درجه سانتی گراد استفاده کرد. مقدار محصول گل خشک شده به همراه کاسبرگها 1 تا 2 تن در هکتار و بدون کاسبرگ 350 تا 400 کیلوگرم در هکتار خواهد بود.نسبت گل تازه(به همراه کاسبرگ) به گل خشک 5 به 1 و نسبت گل تازه(بدون کاسبرگ)به گل خشک 6 به 1 می باشد.
نتیجه گیری
فضای سبز شهری بر اکولوژی شهری به ویژه اقلیم، هوا، خاک، آب های زیر زمینی و جامعه حیوانی تاثیر می گذارد. مهم ترین اثر فضای سبز در شهرها، کارکردهای زیست محیطی آنهاست که شهرها را به عنوان محیط زیست جامعه انسانی معنی دار کرده است و با آثار سوء گسترش صنعت و کاربرد نادرست تکنولوژی مقابله نموده، سبب افزایش کیفیت زیستی شهرها می شوند. امروزه جامعه شناسان، روان شناسان و پزشکان بر این باورند که فضای سبز افزون بر تامین بهداشت جو و محیط مکانهای مسکونی، نقش مثبتی در سلامتی شهروندان به عهده دارد. شناخت گونه های نباتی بومی که می توانند در طراحی فضای سبز به کار آیند، با توجه به کمبود آب و کیفیت نامساعد خاک در اکثر نقاط کشور، با استفاده از گونه های بومی به صورت ضرورتی اجتناب ناپذیر در می آید. گياهان و فضاي سبز در روند زندگي انسانها به خصوص هنگام فراغت از کار و تکاپو به دنبال مامني جهت التيام اعصاب و روان انسان، نقش مؤثري دارند و اين نقش در بقاي حيات در کره خاکي با اهميت تر مي گردد. ضرورت ايجاد و حفظ پوشش سبز گياهان يکي از بديهيات زندگي است و مثلث بقا و دوام انسان که شامل آب، هوا و غذا است بدون وجود گياه هيچ گاه تکميل نمي گردد ، زيرا هم تأمين اکسيژن و هم غذاسازي فقط با وجود گياه امکان پذير خواهد بود. با توجه به ضرورت در حيات انساني و از آنجا که انسان موجودي است تنوع طلب، لذا در فضاي سبز شهري علاوه بر ضرورت اهميت و بهاء دادن به درختکاري، ايجاد تنوع هم از ديگر فاکتورهاي مهم به نظر مي رسد. در ايجاد تنوع گياهي در فضاي سبز شهري همواره محدوديت هاي هوا و اقليم، خشکي، باد، تابش بيش از حد خورشيد و غيره وجود دارد که همين امر باعث کاهش تنوع مي گردد. در پایان یادآور می شویم تنوع محیط جغرافیایی افغانستان و حاکم بودن وضعیت آب و هوایی گوناگون از منطقه ای به منطقه دیگر در پهنه وسیع کشور، سبب رویش جامعه نباتی متنوعی شده است. این تنوع که سیمای جغرافیایی نباتی و به دنبال آن جغرافیای زیستی را جان می بخشد، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر اکولوژیکی اهمیت شایان توجهی دارد. گروهی از نباتات طبی مانند رزماری، اسطوخودوس، بومادران، سانتولینا، گل محمدی، انواع ختمی، اکالیپتوس، سپستان، کارم رنگی، مورد، خرزهره، همیشه بهار، برگ بو، اقاقیا، کرچک قرمز، مغربی، کم و بیش در فضای سبز کشور کشت می شوند ولی گروه دیگری مانند کورک، سرخارگل، خارشتر، گل گاو زبان، گاو زبان بوراگو، بابونه، بومادران استاندارد، زوفا، سداب، بیدمشک، عناب و سماق، قابلیت واردشدن در فضای سبز را دارند اما تابحال مورد توجه جدی قرار نگرفته اند.
مأخذ و منابع:
الف. بیگی، رضا. 1376. رهیافتهای تولید و فراوانی نباتات طبی، جلد دوم، انتشارات طراحان ص. 424.
ب. سلطانی، کامبیز. 1369. آثار فضای سبز بر بیوکلیمای شهر. فصلنامه علمی سازمان حفاظت محیط زیست. جلد سوم، شماره اول. ص.ص. 56-90.
پازوکی، علی.1373. نباتات مناسب و اصول احداث فضای سبز در مناطق نیمه گرمسیری. فصلنامه علمی فضای سبز. شماره 9و10.
تبریزی، نازنین. 1382. فضای سبز و آلودگیها. مجموع مقالات همایشهای آموزشی و پژوهشی فضای سبز شهر تهران. سازمان پارکها و فضای سبز تهران. جلد دوم.
سیامک، عباسی.1382. فضای سبز سازگار با طبیعت. مانامه آموزشی و تخصصی پیام سبز. شماره 18.
|
|