هدفمندان
 
 
این وبلاگ برای دانلود ویدیوها ، نرم افزار های موبایل و کمپیوتر ، موزیک ، مقالات
 

مهارت های لازم برای یک استخدام موفق

مهارت های لازم برای یک استخدام موفق

مهارت ارتباط برقرار کردن

روابط عمومی خوب نیاز هر شغل و تجارتی است. هر چقدر که روابط عمومی بهتری داشته باشیم در جذب مشتریان هم موفقتر هستیم. مهارتهایی که برای برقراری ارتباط می توانیم از آنها استفاده کنیم، مهارتهای گفتاری و نوشتاری هستند. مثلا روابط عمومی خوب در گفت و گو با دیگر تجارتها و یا در ملاقاتها و جلسات کاری و همچنین برقراری ارتباط با دیگر تجارتها از طریق ایمیل، فکس و… جزو مهارتهایی است که باعث می شود با استفاده از آن ها به کار خود هم وسعت دهیم. همچنین مهارت برقراری ارتباط کمک می کند تا با دیگر همکاران و حتی مشتریان بهتر بتوانیم همکاری کنیم.

مهارت استفاده از نرم افزارها

مهارتهای کامپیوتری و تسلط بر نرم افزارهای مختلف، از جمله مهارتهای مهمی هستند که باید کارجویان بر آنها تسلط داشته باشند. شرکتهای مختلف اغلب آگاهی از نرم افزارهای گوناگون را جزو شرایط کاری می دانند. مثلا تسلط بر اینترنت و یا نرم افزارهایی مانند ورد، اکسل، پاورپوینت و… جزو مهارتهای مهم و اصلی محسوب می شوند. مهارتهای کامپیوتری نیز جزو مهارتهای کلی در هر تجارتی است و تمام اعضای تیم کاری باید این مهارتها را داشته باشند تا بتوانند بهتر کار کنند. البته یکسری از نرم افزارها تخصصی هستند که به نسبت کار و شغلی که داریم باید آنها را یاد بگیریم مثل برنامه نویسی و یا نرم افزارهای آماری که باید به تناسب موقعیت شغلی که داریم، به آن ها مسلط باشیم.

مهارت ریاضی و کار با اعداد

هر تجارت و صنعتی از علم محاسبات و ریاضی استفاده می کند. مثلا برای امور مالی در یک شرکت از ریاضی استفاده می شود یا برای دریافت و پرداخت، خرید و فروش محصولات و خدمات همچنین برای برنامه ریزی ها در کار و ارزیابی عملکرد کاری و عملکرد کارمندان، در همگی اینها از علم ریاضی استفاده می شود. بنابراین محاسبه کردن و کار با اعداد و ارقام جزو مهارت های مهمی است که کارجویان باید روی آنها تمرکز کرده و این مهارت را در خود تقویت کنند. مهندسان و پژوهش گران ازجمله شاغلینی هستند که حتما نیاز به این مهارت دارند چون برای انجام کارهای روزانه در شغل خود همچنین برای طراحی و فرمول محاسبات و پیش بردن کار این مهارت به آنها کمک میکند. مدیران هم باید در علم ریاضی و محاسبات تسلط کافی داشته باشند مثلا برای بودجه بندی و بورس و سهام و… این مهارت مورد نیاز مدیران نیز هست.

مهارت همکاری با دیگر کارمندان

همکاری در یک تیم و تعامل داشتن با اعضای تیم از مهمترین مهارتهایی است که کارجویان باید آنها را یاد بگیرند. روحیه کاری بالا و توانایی کار در یک تیم مهمترین نیاز هر کارجویی است. افرادی که در یک تیم با یکدیگر همکاری میکنند ایده ها و تجربیات خود را در اختیار یکدیگر قرار می دهند و در کار روزانه از فعالیتهای یکدیگر استفاده می کنند تا کار را پیش ببرند. نیاز هر تجارتی در هر زمینه ای که فعالیت میکند مثلا تولید و یا توزیع کالاها و محصولات زمانی با کیفیت بالا ارائه خواهد شد که یک تیم کاری موفق وجود داشته باشد و این تیم کاری زمانی موفق خواهد بود که بتواند در کنار اعضای دیگر همکاری کند.

مهارت یادگیری در کار

یاد گرفتن در کار هیچ گاه نباید متوقف شود و کارجویان و کارمندان دائما باید در حال یادگیری مهارت و تکنیکهای جدید در کار باشند چون یادگیری روشهای جدید در کار کمک می کند که یک تجارت در رقابت موجود بین شرکتها موفق شود بنابراین تیم کاری باید در حال یاد گرفتن و به روز کردن دانش خود باشد و بتواند مهارتهای جدیدی را در کار یاد بگیرد که به پیشرفت آن تجارت کمک کند.

مهارت مقابله با چالش ها

چالشها و مشکلات کاری ممکن است در هر تجارتی وجود داشته باشد، حتی در بهترین شرکت ها و تجارتها هم چالش و مشکلات کاری وجود دارد. بنابراین توانایی و مهارت مقابله با چالش ها و مشکلات و حل آنها جزو مهارتهای مهمی است که کارجویان به آن نیز دارند. تکنیک حل مشکلات و چالشها در هر تجارتی باعث می شود که مشکلات کاری کمتری به وجود بیاید و این مهمترین مهارت برای هر کارجویی است.

مهارت تسلط بر چند زبان خارجی

از جمله مهارت هایی که امروزه تمامی افرادجویای کار با هر مدرک تحصیلی، باید به آن مسلط باشند، آگاهی از دست کم یک یا دو زبان خارجی است. علت این مساله را باید در ارتباطات جهانی تقریبا تمامی مشاغل و دست یابی به علوم نوشته شده به سایر زبان ها به خصوص انگلیسی جستجو کرد. بر این اساس، توصیه می شود قبل از تصمیم به استخدام، مهارت آموزش زبان دست کم انگلیسی خود را ارتقا دهید. این مهارت برای اکثر قریب به اتفاق مدیران و روسا مهم و حیاتی محسوب می شود.
در پایان لازم به ذکر است که در صورت تمایل می توانید برای درج رزومه خود از سایت شیپور استفاده کنید. این سایت در قسمت “استخدام” امکان انتشار رایگان رزومه برای افراد جویای کار و نیز آگهی های نیازمندی سایر موسسات و شرکت ها را فراهم کرده است. امیدواریم، شیپور در دست یابی شما به شغل موردنیازتان، مفید واقع شود.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۷ساعت 9:57  توسط محمد صادق  | 
موفقیت شخصی

 

 

موفقیت شخصی خود را در زندگی با ده گام عملی کنید

زندگیمقالاتموفقیت نظر دهید

در طول سال ها موفقیت شخصی به صورت های مختلفی تعریف می شود. درکل، موفقیت شخصیاین است که بتوانید با تلاش خودتان به خواسته های خود برسید تا پیشرفت کنید.

جیم ران، کارآفرین جوان و انگیزشی گفته است؛ سطح موفقیت شخصی شما به ندرت از پیشرفت شما بالاتر می رود.

در رفتن به سوی موفقیت، نکته های مهمی وجود دارد. باید در این مسیر ها کار کنید تا پیشرفت خود را زیاد کنید و به دستاوردهای کوچک خود برسید تا در نهایت به اهداف بلندمدت خود دست یابید.

رازهای موفقیت شخصی

اینجا ۱۰ روشی را آوردیم که می توانید موفقیت شخصی را بهبود بخشید:

  1. بر عادت های خوب کار کنید

خیلی اوقات، هدف اصلی داشتن یک صبح خوب است. خیلی از کارها مثل اینکه از شب قبل خود را برای روز بعد آماده کنید و تمرین آنها، باعث عادت خوب برای شما می شود و به بخشی از رفتارهای شما برای موفقیت شخصی می شود.

رفتار شما، کسی که هستید را تعریف می کند. علاوه بر این، مثبت اندیشی را به وظایف خود اضافه کنید تا قدرت و انضباط شما تقویت شود.

شخصیت موفق

موفقیت شخصی مالی

  1. بدانید شکست، قدرت و تجربه را می سازد

داستان هایی که در مورد موفقیت شخصی تعریف می شوند، ممکن است در مورد شکست هایی که افراد داشته اند، چیزی گفته نشود. در واقع، برای رسیدن به موفقیت شما شکست می خورید و از چیزهایی که یادگرفته اید، باید استفاده کنید.

فعالیت های مختلف را امتحان کنید و نقطه قوت خود را پیدا کنید. بدترین قسمت آن این است که در کارهایی که برای شما سودی ندارد، تجربه بدست می آورید. به یاد داشته باشید، شکست فقط یک بازتاب است.

  1. طرز فکر و رویکرد خود را در زندگی تغییر دهید

طرز فکر شما تعیین می کند چگونه شرایط را به بهترین شکل حل کنید. تفکرات منفی نتایج نامطلوبی دارند. افکار خوش بینانه نیروی قوی را ایجاد می کنند که وقتی شرایط نا امید کننده باشند، اهمیت پیدا می کند.

تمرین کنید در زندگی خود، بد را به خوب تبدیل کنید و عالی را زیاد کنید.

  1. موفقیت شخصی را از طریق سازگاری با استراتژی های مختلف تغییر دهید

وقتی استراتژی درست و تلاش لازم را بکار گیرید، بهره وری افزایش می یابد. وقت این است بازده خود را آزمایش کنید و راه های مختلف که می توان به کار برد را یاد بگیرید. این کار باعث می شود تولید و کیفیت کار شما زیاد شود.

  1. یک بینش بهتر برای خودتان ایجاد کنید

احساس خوب داشتن در مورد خودتان، موفقیت شما را در اطرافتان و محل کار بیشتر می کند. بنابراین وقت برای یک زندگی سالم تر بگذارید که اعتماد به نفس شما را بیشتر کند.

در نوع زندگی خود تغییر ایجاد کنید. به جسم خود گوش دهید. سالم غذا بخورید، بیشتر کار کنید و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید.

همین اصول را در روابطتان هم به کار گیرید. به دیگران احترام بگذارید. مهربانی کنید و دوست داشته باشید.

  1. تمرکز کنید و هدف زندگی خود را پیدا کنید

حواس پرتی ها بخشی از زندگی و مانع بزرگی برای رسیدن به اهدافمان هستند. برای مقابله شدن با آنها با آگاهی از مسیری که هستید، تمرکز بیشتری داشته باشید. این ها کمک می کنند تا کار خود را پیش ببریم و موفق باشیم.

  1. تمرین های صبحگاهی را انجام دهید

کارهایی که در صبح انجام می دهید، بقیه روز شما را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. پس، در اولین ساعات روز کارهای مثبت انجام دهید. اکثر کارهای ما در صبح شامل خواندن، نوشتن، خوردن یک صبحانه سالم هستند. ببینید چه کارهایی برای شما لازم است و در شما احساس خوبی ایجاد می کند.

موفقیت های شخص

  1. در راه موفقیت شخصی هدف زندگی خود را تعریف کنید

یک مانع جدی در راه رسیدن به موفقیت شخصی ، دلسردی هایی است که در زندگی بوجود می آیند و این ها احساس نا‏امنی بوجود می آورند. برای غلبه بر آن، به برنامه های زندگی خود برگردید و اهداف کوچکتر بسازید که شما را هدف بزرگتر برساند.

هر کسی در این زمین، برای خود کوه اورستی دارد که از آن بالا برود.

  1. با ترس خود رو به رو شوید

ترس در طبیعت ماست. مشکل اینجاست، موفقیت در طرف دیگر ترس است. کار منطقی این است که با آن رو به رو شویم و آن را تغییر دهیم. شما نمی دانید، همه چیزهایی که نیاز دارید مکن است برای موفقیت شخصی شما باشد.

  1. اشتباهات خود را بپذیرید

در اشتباهات راه حل ها پیدا می شوند. روابط خود را در محیط کار یا دیگر جوامع تقویت کنید و یک محیط  پر از آرامش را برای موفقیت درکارهای خود ایجاد کنید.

موارد بالا را رعایت کنید تا با روش های ساده تصمیم های خوب بگیرید و از آنها به عنوان بلوک های ساختمانی برای رسیدن به موفقیت شخصی استفاده کنید

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۷ساعت 9:35  توسط محمد صادق  | 
چگونه یک انسان موفق باشیم؟

انسان موفق

انسان موفق

چگونه یک انسان موفق باشیم؟

تعریف موفقیت از دیدگاه شما هر چه که باشد، باید بدانید چگونه یک انسان موفق باشیم.

جدا شدن از یک انسان سطح متوسط و تبدیل‌شدن به یک انسان موفق از جمله خواسته‌هایی هست که خیلی از افراد جامعه در زندگی روزمره خود به آن فکر می‌کنند و درگیر آن هستند.

یکی از بهترین راه‌ها برای قدرت بخشیدن به ذهن خود، انجام کارهایی است که نمی‌خواهید انجام دهید ولی می‌دانید به شما کمک خواهد کرد.

برای اینکه اثبات کنید آدم متوسطی نیستید و به یک انسان موفق تبدیل شوید، چند اصل را رعایت کنید:

انسان های موفق

هدف داشته باشید

بهتر است که بتوانید هدف خود را ببینید، در این صورت بیشتر احتمال دارد که به آن برسید.

انسان موفق کارها را برای رفع مسئولیت انجام نمی‌دهند، بلکه به‌عنوان هدف آن‌ها را انجام می‌دهند.

وقتی می‌دانید چرا چه‌کاری را باید انجام دهید، قدرت بیشتری به دست خواهد آورد.

هر روز دوباره مراجعه کنید

یک شخص متوسط به اهداف خود هیچ‌وقت نخواهد رسید، برای اینکه زندگی بر آن‌ها غلبه کرده است و آن‌ها به خود اجازه می‌دهند از کارهایی که می‌خواهند انجام دهند، چشم‌پوشی کنند.

هر روز به مهم‌ترین کارهایی که می‌خواهید انجام دهید، برگردید.

وقتی اولویت‌های شما در خط اول وجود دارند، به آن‌ها قدرت ببخشید.

صبور باشید

موفقیت از آشپزی آرام درسته شده است نه در مایکرویوو.

افراد با کارایی بالا می‌دانند موفقیت از سال‌ها کار سخت به دست می‌آید.

صبور باشید، چشمان خود را باز نگه‌دارید و روند تمرکز کنید، که نتایج با توجه به آن‌ها به دست می‌آید.

ترس

بدون ترس باشید

اجازه ندهید مردم شما را بترسانند. نیاز به اجازه شخصی برای انجام دادن کارهای بزرگ ندارید.

قرار دادن دیگران در بلندی به خاطر استعدادشان، تجربه و تمجید آن‌ها باعث شکست راحت‌تر شما می‌شوند، برای اینکه احساس می‌کنید به‌اندازه آن‌ها خوب نیستید.

هرکسی می‌تواند شکست بخورد؛ مانند شما. بنابراین به رقابت احترام بگذارید، اما از آن‌ها نترسید، آن‌ها می‌دانند ممکن است شما شکست بخورید.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۷ساعت 9:28  توسط محمد صادق  | 
PHP یک زبان قدرتمند برای ساخت وب سایت های پویا است. این زبان اسکریپتی میتواند با HTML ادغام شود. php یک زبان در سمت سرور است, بدین معنا که کدهای php روی سرور تفسیر میشوند و خروجی html و یا خروجی های دیگری تولید میکند که توسط کاربر قابل مشاهده است.

هر روز وب سایت ها گسترش پیدا میکنند و مخاطبان بیشتری را در بر میگیرند. تا به حال بیش از 125.000.000 دامنه در اینترنت ثبت شده است که نشان دهنده گسترش سریع اینترنت می باشد. با بزرگ شدن و زیاد شدن مخاطبان وب سایت ها دیگر HTML پاسخگوی نیاز مدیران وب سایت ها نبود، از این رو به زبانی نیاز بود تا بتواند مانند نرم افزارهای Dektop عمل کند و به راحتی قابل گسترش باشد. زبان هایی مانند PHP, Asp, Java و ... به وجود آمدند تا به وب سایت ها خدمت کنند. در این مقاله شما را تا حدودی با زبان برنامه نویسی PHP آشنا میکنیم و نگاه کوتاهی به تاریخچه و عمل کرد PHP خواهیم انداخت.

php

 

PHP یک زبان قدرتمند برای ساخت وب سایت های پویا است. این زبان اسکریپتی میتواند با HTML ادغام شود. php یک زبان در سمت سرور است, بدین معنا که کدهای php روی سرور تفسیر میشوند و خروجی html و یا خروجی های دیگری تولید میکند که توسط کاربر قابل مشاهده است.
php در سال 1994 توسط Rasmus Lerdorf ارایه شد. از آن زمان تا به حال تغییرات زیادی در این زبان اسکریپتی تحت لینوکس ایجاد شده است و در حال حاضر نسخه 5 آن توسط تیم گسترش دهنده php عرضه شده است. تا به امروز حدودا بیش از 35.000.000 وب سایت از این زبان برای ساخت برنامه های تحت وب خود استفاده کرده اند و به عنوان یکی از پرطرفدارترین زبان های اسکریپتی به حساب می آید.

برخی از رقبای php عبارتند از: Perl, JSP, ColdFusion و ASP.NET اما زبان php برتریهای بسیاری در مقایسه با رقیبان خود دارد مانند:
کارایی بالا، واسطه های مختلف برای سیستم پایگاه های اطلاعاتی مختلف، کتابخانه داخلی برای انجام امور متداول، هزینه پایین، امنییت بالا و ... یکی از نکات مهم زبان php مستقل از محیط کار بودن آن است، بدین صورت که در تمامی کامپیوترها و سیستم عامل ها قابل اجرا است. php روی لینوکس، ویندوز و ... به سادگی اجرا میشود.

برنامه های php را به وسیله مرورگر وب اجرا میکنیم. به وب سایتی که برنامه php در آن قرار دارد میرویم و با در خواست ما سرور کدهای php را تجزیه و تحلیل میکند و پاسخ آن را به صورت html به ما نشان میدهد. با استفاده از زبان php میتوان وب سایت هایی را ساخت که:
داده ها را از منابع مختلفی مانند بانک های اطلاعاتی و یا فایل ها جمع آوری کنند.
عناصری مثل جستجو، فروم، عضوییت، ورود و خروج کاربران، گالری عکس و ... ایجاد کرد.
سیستم پست الکترونیکی ایجاد کرد، فروشگاه آنلاین ساخت و به کاربران اجاز خرید داد و ...
به طور کلی میتوان گفت php برای وب سایت هایی مناسب است که با کاربران زیادی سر و کار داردند و به صورت مرتب به روز میشوند. شاید این نکته برای شما جالب باشد که بدانید Yahoo به عنوان یکی از هامیان php است و بسیاری از قسمت های خود را با زبان php ساخته است. از وب سایت های معروفی دیگری که از php استفاده میکنند میتوان به Google, flickr و Facebook اشاره کرد.

برنامه نویسی php معمولا به این صورت است که برنامه نویسان در یک کامپیوتر (بدون اتصال به اینترنت) برنامه خود را مینویسند، آزمایشات مقدماتی خود را روی آن انجام میدهند سپس آن را روی سرور منتقل میکنند. در بیشتر موارد برنامه نویس اطلاعات وب سایت را در داخل یک بانک اطلاعاتی قرار میدهید، اطلاعاتی مانند شناسه کاربران و کلمات عبورشان، اخبار و نوشته ها .... سپس با استفاده از php به بانک اطلاعاتی متصل میشوند و با اطلاعات آن کار میکنند. یکی از متداولترین بانک های اطلاعاتی که برای php مورد استفاده قرار میگیرد MySQL است. MySQL چندی پیش توسط شرکت Sun خریداری شد و در حال حاضر نسخه 5 آن آخرین نسخه ارایه داده شده می باشد.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن ۱۳۹۷ساعت 9:32  توسط محمد صادق  | 

 

با ظهور محصولات فناوری‌محوری از جمله اینترنت، بازی‌های ویدئویی، شبکه‌های اجتماعی، لپتاپ‌ها و گوشی‌های هوشمند، زندگی روز‌مره ما به طور چشمگیری دست‌خوش تغییرات قرار گرفته است. اما دسترسی به این امکانات بدون افراد برنامه‌نویس، سازنده ماشین‌آلات و به طور کلی افرادی که این پیشرفت‌های تکنولوژی را رهبری می‌کنند، ممکن نبود. قطعا تعداد دانشمندان علوم کامپیوتری که در این پیشرفت‌ها نقش بزرگی را ایفا کرده‌اند، به بیش از ۳۰ عدد می‌رسد. ولی ما افراد موجود در این لیست را بر اساس معیار‌های زیر انتخاب کرده‌ایم:

انتخاب بر اساس قدرت رهبری:  تمامی افراد موجود در این لیست پرچم‌دارانی در زمینه فعالیت‌های مربوط خودشان هستند و اکثرا بنیان‌گذار و یا مجری یکی از شرکت‌های موفق در زمینه فناوری هستند. همچنین اکثر این افراد جزو هیئت علمی‌های حال حاضر و یا سابق دانشگاه‌های معتبر دنیا هستند.

انتخاب بر اساس قابلیت اجرایی محصولات:اولویت حضور در این لیست با افرادی بود که نوآوری‌هایشان به طور مستقیم زندگی قشر بزرگی از مردم را بهبود داده است و بیشتر ایده‌ها و محصولاتی که توسط افراد حاضر در این لیست به وجود آمده‌اند، توسط درصد بالایی از مردم دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرند.

انتخاب بر اساس میزان شهرت و جوایز کسب شده: اکثر افراد حاضر در این لیست به خوبی در دنیای تکنولوژی و در بین عموم مردم، افراد شناخته شده‌ای به حساب می‌آیند.

به غیر از موارد فوق، عوامل دیگری مانند سابقه تحصیلی و موقعیت‌های اجتماعی نیز در انتخاب شدن این افراد دخیل بوده‌اند.


۳۰- سوفیا ویلسون (Sophie Wilson)

 


سوفیا ویلسون، دانشمند علوم کامپیوتری اهل بریتانیا است که به عنوان طراح میکرو کامپیوتر آکورن شناخته می‌شود. سه سال پس از این طراحی و در سال ۱۹۷۸ ویلسون به گسترش زبان برنامه‌نویسی بیسیک آکورن اتم پرداخت که این پروژه بلند پروازانه آموزشی باعث شد که شرکت آن‌ها از طرف BBC به عنوان یک "کسب‌و‌کار برتر" مورد تقدیر قرار بگیرد.

در سال ۲۰۱۱ نام ویلسون به عنوان هشتمین "زن تاثیر‌گذار در دنیای فناوری" ثبت گردید و در سال ۲۰۱۳ وی به عنوان یکی از اعضای خانواده سلطنتی برگزیده شد. ویلسون در حال حاضر مدیریت بخش طراحی IC کمبریج انگلستان را بر عهده دارد.


۲۹- نیکولاس ورث (Niklaus Wirth)

 


نیکولاس ورث که به طراح زبان پاسکال شهرت دارد، یکی از پیشگامان در زمینه مهندسی نرم‌افزار است و به غیر از پاسکال زبان‌های دیگری از جمله Algol W، Euler، Oberon، Oberon-2 و Oberon-7 را نیز طراحی کرده است. ورث درسال ۱۹۸۷ موفق به دریافت جایزه معتبر تورینگ شد. از آن زمان به بعد وی موفق به دریافت جایزه مارسل بنوا و با همکاری موزه تاریخ کامپیوتر موفق به دریافت جایزه برنامه‌نویسی SIGPLAN شد.


۲۸- مایکل وایدنیوس (Michael Widenius)

 


مایکل وایدنیوس خالق MySQL اصلی است. MySQL یک برنامه پایگاه‌داده متن باز است که در سال ۱۹۶۶ به صورت عمومی عرضه شد. وی پس از ترک دانشگاه فناوری هلسینکی، همکاری خود را با Tapio Laakso Oy آغاز کرد پس از مدت کوتاهی به یکی از اعضای موسس شرکت MySQL AB تبدیل شد.

همچنین وی یکی از نویسندگان کتاب راهنمای جامع رفرنس‌های MySQL است که در سال ۲۰۰۲ توسط اوریلی به چاپ رسید. در سال ۲۰۰۳ مایکل موفق به کسب جایزه برترین کارآفرین نرم‌افزاری سال شد. وایدنیوس با فروش MySQL توانسته به سودی بالغ بر ۱۶ میلیون یورو دست پیدا کند.


۲۷- کارل ساسنرا (Carl Sassenrath)

 

به لطف کارل ساسنرا اکنون کامپیوتر‌های شخصی ما از ویژگی چند‌برنامگی (multi-task) برخوردارند. وی در سال ۱۹۸۳ از کار خود به عنوان برنامه‌نویس چندبرنامگی در بخش سیستم‌های کامپوتری هیولت پاکارد کناره‌گیری کرد تا به شرکت آمیگا کامپیوتر، استارت‌آپی کوچک در سیلیکون‌ولی، بپیوندد. در آن جا وی با استفاده از تکنولوژی چند برنامگی، موفق به طراحی کرنل سیستم عامل کامپیوتر آمیگا شد.

ساسنرا در حال حاضر سمت افسر ارشد فناوری مرکز فناوری REBOL را بر عهده دارد و در آن‌جا مشغول کار بر روی یک زبان ابزار گرا (expression-based language) است که قادر خواهد بود محاسبات توزیعی را بهبود بخشد.


۲۶- جیسون فراید (Jason Fried)

 

جیسون هم‌اکنون به عنوان یکی از بنیان‌گذاران و مدیران شرکت بیس‌کمپ، یک شرکت شیکاگوئی که به تولید هزاران نرم‌افزار مختلف پرداخته، فعالیت می‌کند. فراید و شرکتش شهرتشان را مدیون ابداع زبان برنامه‌نویسی محبوب روبی هستند. این زبان ابتدا به منظور استفاده درون شرکتی طراحی شده بود ولی در سال ۲۰۰۴ به صورت عمومی عرضه شد. از آن پس فراید با همکاری شرکتش کتاب‌های زیادی را منتشر ساخته که موضوع اکثر آن‌ها به چگونگی طراحی یک برنامه تحت وب موفق مربوط می‌شود. فراید در سال ۲۰۰۶ توسط MIT به عنوان یکی از نوآوران برتر زیر ۳۵ سال جهان نام گرفت و تا کنون سخنرانی‌های زیادی را در حوزه کارآفرینی، مدیریت و نرم‌افزار انجام داده است.


۲۵- ریچارد استالمن (Richard Stallman)

 


ریچارد استالمن که در دنیای هکر‌ها به RSM شهرت دارد، یک برنامه‌نویس کامپیوتر و یکی از طرفداران و فعالان آزاد‌ی نرم‌افزار‌ها است. به عنوان برنامه‌نویس، وی به آغاز کننده پروژه GNU (که یک سیستم عامل آزاد و بر پایه لینوکس است) شهرت دارد. وی بنیان‌گذار بنیاد نرم‌افزار آزاد است و کمپین‌هایی را برای آزاد‌سازی نرم‌ازار‌ها به راه انداخته است. تا به این لحظه وی موفق به دریافت ۱۴ عنوان دکترای افتخاری گوناگون شده است.


۲۴- راسموس لردولف ( Rasmus Lerdorf)

 


راسموس لردولف یک برنامه‌نویس کانادایی با اصلیتی گرین‌لندی است که از او به عنوان خالق زبان اسکریپت‌نویسی PHP یاد می‌شود. امروزه بیش از ۳۴% از وب‌سایت‌های دنیا بر روی زبان PHP اجرا می‌شوند و همین موضوع این زبان را به موفق‌ترین زبان موجود تبدیل کرده است. وی در کنار کار بر روی گسترش این زبان، سمت مشاور ارشد Jelastic را نیز به عهده دارد و در آن‌جا به ایجاد فن‌آوری‌های جدید کمک می‌کند. در سال ۲۰۰۳ و از طرف MIT نام وی در لیست نوآور‌ترین افراد جهان ثبت شد.


۲۳- بی‌یارنه استراستروپ (Bjarne Stroustrup)

 

بی‌یارنه استراستروپ یک دانشمند علوم کامپیوتری دانمارکی است که زبان محبوب C را طراحی کرده است. در سال ۲۰۰۴ در حالی که وی با ACM و IEEE همکاری می‌کرد، به عنوان یکی از اعضای آکادمی جهانی مهندسان انتخاب شد. استراستوپ در حال حاضر در قالب یکی از اساتید تحقیقات برجسته و رئیس دانشکده مهندسی علوم کامپیوتری دانشگاه A&M تگزاس فعالیت می‌کند.


۲۲- لری وال (Larry Wall)

 


لری وال در دوران دانشجویی خود در دانشگاه برکلی قصد داشت تا به آفریقا سفر کند، یک زبان شفاهی و نامکتوب را پیدا کرده و آن را به زبان کتاب مقدس ترجمه کند. اما زمانی که به دلیل مشکلات سلامتی ناچار به لغو سفر خود شد، تصمیم گرفت که به آزمایشگاه نیروی محرکه موشکی ناسا بپیوندد. وی در سال ۱۹۸۷ و زمانی که در ناسا فعالیت می‌کرد موفق به ایجاد زبان برنامه‌نویسی پرل شد و از آن زمان او همچنان در حال گسترش این زبان است. وی اکنون به صورت تمام وقت در O’Reilly Media مشغول به کار است.


۲۱- گیدو ون روسوم (Guido van Rossum)

 


گیدو ون روسوم یک برنامه‌نویس کامپیوتر هلندی است که به عنوان نویسنده زبان برنامه‌نویسی پایتون از او یاد می‌شود. روسوم در جامعه پایتون و با لقب "یک دیکتاتور خیرخواه جاویدان" بر گسترش زبان پایتون نظارت می‌کند. در سال ۲۰۰۳ او یکی از فینالیست‌های بخش نرم‌افزار و IT جایزه شبکه جهانی حضور داشت. پس از مدت کوتاهی او به گوگل پیوست و از سال ۲۰۱۳ در این شرکت بر روی گسترش پروژه  Dropbox فعالیت می‌کند.


۲۰- برام کوهن (Bram Cohen)

 


برام کوهن به کمک پدرش که یک دانشمند علوم کامپیوتری بود، از ۵ سالگی به خوبی به فراگیری زبان برنامه‌نویسی بیسیک پرداخت. او تحصیلات خود را در دانشگاه سانی بوفالو رها کرد تا در چند شرکت مختلف اینترنتی مشغول به کار شود. در نهایت او پروتکل بیت‌تورنت را ایجاد کرد. این پروتکل بر مبنای به اشتراک گذاری فایل در شبکه‌های نظیر به نظیر (P2P) کار می‌کند. از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۹، کوهن کنفرانس سالانه‌ای با عنوان CodeCon را برای هکر‌ها و علاقه‌مندان به دنیای تکنولوژی ترتیب داد. در سال ۲۰۰۵ مجله تایم نام وی را در لیست ۱۰۰ شخصیت تاثیر‌گذار دنیا قرار داد و همچنین MIT نام وی را در بین ۲۵ شخص نوآور زیر ۳۵ سال ثبت کرد.


۱۹- برندن ایچ(Brendan Eich)

 


خلق زبان جاوا اسکریپ به تنهایی می‌تواند افتخار بزرگی برای این تکنولوژیست و برنامه‌نویس محسوب شود، اما به غیر از این برندن ایچ  بنیان‌گذار بنیاد و پروژه موزیلا (که به نام فایرفاکس شهرت دارد) نیز است. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه سانتا کلارا و دانشگاه ایلینوی واقع در اوربانا شامپاین، ایچ کار خود را با شرکت ارتباطاتی نت‌اسکپ آغاز کرد و در همین برهه زبان جاوا اسکریپت را خلق کرد. وی هم‌اکنون سمت افسر ارشد فناوری و افسر ارشد اجرایی شرکت موزیلا را به عهده دارد.


۱۸- دونالد کنوث (Donald Knuth)

 


از دونالد کنوث با عنوان "پدر تجزیه و طراحی الگوریتم" یاد می‌شود. این نام مستعار نشان می‌دهد که بدون وجود کنوث، زبان برنامه‌نویسی هیچگاه به جایگاه کنونی‌اش نمی‌رسید. دونالد که از اساتید بازنشسته علوم ریاضیات و کامپیوتر دانشگاه استنفورد است، وب و سیستم‌های تحت وب، سیستم حروف‌چینی کامپیوتری TEX و سامانه طراحی حروف فراقلم (متافونت) را خلق کرده است. همچنین مجموعه کتاب‌های "هنر برنامه‌نویسی رایانه" از وی به چاپ رسیده است.


۱۷- داگلاس کراکفورد (Douglas Crockford)

 


داگلاس کراکفورد یک برنامه‌نویس و کارآفرین آمریکایی است که با موفقیت توانست JSON (یا همان JavaScript Object Notation) را در بین مردم محبوب کند. وی کار خود را به عنوان معمار ارشد جاوا اسکریپت در یاهو آغاز کرد و در آن زمان به توسعه ابزار‌های مربوط به جاوا اسکریپت از جمله JSLint و JSMin پرداخت.

کراکفورد که سابقه کار در آتاری، لوکاس فیلم و پارامونت را در کارنامه خود دارد، در حال حاضر به عنوان معمار ارشد جاوا اسکریپت در PayPal فعالیت می‌کند. او به طور مرتب کنفرانس‌هایی در مورد جاوا اسکریپت، JSON و کتاب‌خانه‌های رابط کاربری یاهو برگذار می‌کند و کتاب‌های متنوعی نیز در همین زمینه به چاپ رسانیده است.


۱۶- میگل ایکازا (Miguel de Icaza)

 


میگل آیکازا در یک خانواده علم دوست و در کنار پدر و مادر زیست‌شناس خود رشد کرد. پس از ترک دانشگاه آئوتونوما مکزیکو، وی شروع به نوشتن نرم‌افزار‌های آزاد و رایگان کرد. چند سال بعد و در سال ۱۹۹۹ وی به خاطر پیشرفت‌هایی که در نرم‌افزار‌های آزاد به وجود آورده بود موفق به دریافت جایزه از طرف بنیاد نرم‌افزار‌های آزاد شد. چندی نگذشت که از وی طرف MIT جایزه "برترین مبتکر سال" را دریافت کرد و در لیست نوآوران قرن معاصر مجله تایم قرار گرفت. ایکازا شهرت خود را مدیون ایجاد پروژه ژنوم (GNOME) است. ژنوم یک محیط آزاد دسکتاپ است که با استفاده از لینوکس ساخته شده است.


۱۵- یوکیهیرو ماتسوموتو (Yukihiro Matsumoto)

 


یوکیهیرو ماتسوموتو که با لقب Matz شناخته می‌شود یک برنامه‌نویس و دانشمند علوم کامپیوتری ژاپنی است. وی طراح ارشد زبان برنامه‌نویسی روبی و نویسنده کتاب مرجع پیاده‌سازی آن است. او به واسطه رفتار و سخنان مثبت خود شهرت بسیاری در صنعت پیدا کرده است. ماتسوموتو در سال ۲۰۱۱ همکاری خود را با Heroku (یک پلتفرم ابری آنلاین به منظور خدمات رسانی در سان‌فرانسیسکو) آغاز کرد. وی در حال حاضر حرفه خود را در موسسه فناوری راکوتن که یک سازمان تحقیق و توسعه است، ادامه می‌دهد.


۱۴- جان ریسگ (John Resig)

 


جان ریسگ یک کارآفرین مهندسی نرم‌افزار و توسعه دهنده jQuery است (جی‌کوئری کتاب‌خانه چند مرورگری جاوا اسکریپت است که HTML را ساده سازی می‌کند). علاوه بر فعالیت به عنوان برنامه‌نویس جاوا اسکریپت، وی به عنوان نویسنده، برنامه‌نویس و وبلاگ نویس در شرکت موزیلا فعالیت نموده و اکنون در بخش توسعه نرم‌افزاری آکادمی Khan ایفای نقش می‌کند.

او در ایجاد چندین کتاب‌خانه جاوا اسکریپت از جمله processing.js، EnvJS، TestSwarm و FUEL همکاری کرده است. همچنین وی مجری‌گری SXSW، Webstock، MIX و Tech۴Africa را به عهده دارد.


۱۳- برایان کرنیگان (Brian Kernighan)

 


برایان کرنیگان یک دانشمند علوم کامپیوتر کانادایی است که به واسطه مشارکت در توسعه UNIX (یک سیستم‌عامل کامپیوتری چند‌کاربری و چند برنامگی) شهرت دارد. وی برنامه‌هایی نظیر ditroff و cron را برای ورژن هفتم سیستم‌عامل یونیکس طراحی کرده است. در حال حاضر کارنیگان در دانشگاه پرینستون به عنوان استاد علوم کامپیوتری فعالیت می‌کند. از جملات معروف وی می‌توان به جمله "آنچه که شما می‌بینید، همان چیزی است که توانایی به دست آوردنش را دارید." اشاره کرد.


۱۲- کن تامسون (Ken Thompson)

 

کن تامسون نامی شناخته شده در دنیای هکر‌ها و یکی از پیشگامان واقعی در جهان علوم کامپیوتری است. علاوه بر مشارکت در توسعه یونیکس، وی همچنین زبان برنامه‌نویسی B را خلق کرده که می‌توان این زبان را به عنوان جد زبان C در نظر گرفت. از سال ۲۰۰۹ تامسمون همکاری خود را با گوگل برای توسعه زبان برنامه‌نویسی Go آغاز کرد. از افتخارات وی می‌توان به کسب جایزه تورینگ (۱۹۸۳)، مدال ریچارد همینگ (۱۹۹۰)، مدال ملی فناوری (۱۹۹۹) و در سال‌های اخیر به کسب جایزه فناوری اطلاعات ژاپن (۲۰۱۱) اشاره کرد.


۱۱- جیمز گاسلینگ (James Gosling)

 


جیمز گاسلینگ یک توسعه دهنده نرم‌افزاری است که مشارکت در توسعه زبان برنامه‌نویسی محبوب جاوا از شاهکار‌های وی به حساب می‌آید. طراحی اصلی جاوا، ایجاد کامپایلر و ایجاد ماشین مجازی این زبان اعتبار خاصی به نام گاسلینگ بخشیده‌اند. زمانی که کمپانی سان‌مایکروسیستمز توسط شرکت اوراکل خریداری شد، وی به همکاری خود با این کمپانی به دلایلی که خود از آن با عنوان "تعهد به چالش‌های اخلاقی" یاد می‌کرد، پایان داد. وی در سال ۲۰۱۱ به استخدام گوگل درآمد اما پس از ۵ ماه کار خود را برای پیوستن به استارت‌آپ Liquid Robotics رها کرد. از افتخارات گاسلینگ می‌توان به کسب جایزه نوآوری اکونومیست در سال ۲۰۰۲ و همچنین کسب مقام افسر دولت کانادا (که دومین درجه غیر نظامی این کشور محسوب می‌شود) اشاره کرد.


۱۰- ایلان ماسک (Elon Musk)

 


ایلان ماسک متولد آفریقای جنوبی است. وی به عنوان یک نجیب‌زاده در دنیای تجارت، سرمایه‌گذار و مسئول تاسیس شرکت‌هایی مانند SpaceX، تسلا موتورز و SolarCity شهرت دارد و همچنین به واسطه سیستم حمل‌و‌نقل فوق پر‌سرعت آینده خود به نام هایپرلوپ (که اکنون در مرحله تئوری است) شناخته می‌شود. علاوه بر این ماسک سیستم PayPal را نیز طراحی کرده است. این سیستم تحول عظیمی در عرضه اقتصادی به وجود آورده و کاربران می‌توانند توسط آن به پرداخت صورت‌حساب‌های خود، جمع‌آوری هزینه‌ها، مدیریت خرید و بسیاری دیگر از کار‌های روزمره خود بپردازند. او در حال حاضر به عنوان مدیر‌عامل، افسر ارشد فناوری و مدیر شرکت‌های SpaceX، تسلا موتورز و SolarCity فعالیت می‌کند.


۹- لینوس تروالدز (Linus Torvalds)


لینوس تروالدز متولد فنلاند و خالق سیستم‌عامل لینوکس (یک سیستم‌عامل متن‌باز و بسیار محبوب) است. تاکنون لینوکس به هزاران نسخه مختلف تغییر شکل داده است و بساری از سرور‌های وب با استفاده از این سیستم اجرا می‌شوند. وی اکنون به عنوان هماهنگ کننده پروژه لینوکس فعالیت می‌کند. در سال ۲۰۱۲ تروالدز با به رسمیت شناخته شدن کرنل سیستم‌عامل لینوکس، مفتخر به دریافت جایزه فناوری قرن از طرف آکادمی فناوری فنلاند شد.


۸- دیوید اکسمارک (David Axmark)

 


اکسمارک سوئدی از بنیان‌گذاران MySQL AB و توسعه دهنده MySQL (دو مورد از برترین سرور‌های پایگاه‌داده رایگان) به حساب می‌آید. از سال ۱۹۸۰ اکسمارک فعالیت‌های خود را در زمینه نرم‌ازار‌های آزاد آغاز کرده و از آن زمان خود را وقف توسعه مدل‌های تجاری نرم‌افزار‌های متن باز کرده است. در سال ۲۰۱۰ وی به عنوان مدیر OrangeHRM ( محبوب‌ترین نرم‌افزار متن‌باز دنیا برای مدیریت منابع انسانی) انتخاب شد. در سال ۲۰۱۲ وی از جدیدترین پروژه خو به نام بنیاد MariaDB که یک انجمن توسعه مربوط به سیستم‌های پایگاه‌داده‌ای است، پرده‌برداری کرد.


۷- جان کارمک (John D. Carmack)

 


جان کارمک یکی از موفق‌ترین برنامه‌نویسان در حوزه برنامه‌نویسی بازی‌های رایانه‌ای است. او از بنیان‌گذاران id Software است و در حال حاضر رهبری بخش برنامه‌نویسی بازی‌های کامپیوتری آن را بر عهده دارد. بازی‌های محبوبی مانند Commander Keen، ولفنشتاین ۳D، رستاخیز و Quake از جمله محصولات این شرکت هستند. بیشتر شهرت کارمک به واسطه نوآوری‌های وی در زمینه طراحی گرافیک از جمله "تکنولوژی بافت مگا" و "پارتیشن‌بندی فضای باینری" به دست آمده است. از این تکنولوژی‌ها در بازی‌های تیر‌اندازی اول شخصی مانند ندای وظیفه و مدال افتخار استفاده شده است.


۶- بن گودگر (Ben Goodger)

 


بن یک مهندس نرم‌افزار نیوزلندی است. پس از آغاز کار گودگر با شرکت ارتباطاتی نت‌اسکپ، وی فعالیت خود را در شرکت موزیلا و در قالب رهبر بخش توسعه مرورگر محبوب موزیلا فایرفاکس آغاز کرد. در حال حاضر گودگر رهبری بخش تجربه کاربری گوگل را در اختیار دارد و تمرکز اصلی خود را بر روی توسعه و موفقیت مرورگر گوگل کروم قرار داده است.


۵- بیل گیتس (Bill Gates)


به عنوان بنیان‌گذار و مدیر اجرایی سابق مایکروسافت، بزرگترین شرکت نرم‌افزاری کامپیوتر‌های شخصی جهان، نام بیل گیتس با علوم کامپیوتری عجین شده است. گیتس و پاول آلن (از دیگر بنیان‌گذاران مایکروسافت) کار‌های آغازین این شرکت را در دانشگاه هاروارد آغاز کردند. با رشد روز‌افزون مایکروسافت، گیتس به عنوان کارآفرین این تحول رایانه‌های شخصی شناخته شد. گیتس پس از بازنشستگی از مایکروسافت، علاوه بر مخترع و برنامه‌نویس کامپیوتری بودن، به عنوان یک نجیب‌زاده تجارت، یک فرد نیکوکار و یک سرمایه‌گذار نیز شهرت یافت. او همواره در فهرست ثروت‌مند‌ترین افراد جهان از دیدگاه فوربس قرار دارد و اکنون دومین شخص ثروت‌مند جهان به شمار می‌رود.


۴- مارک زاکربرگ (Mark Zuckerberg)

 


مارک زاکربرگ یک برنامه‌نویس کامپیوتری و کارآفرین اینترنتی آمریکایی است که کار ایجاد شبکه اجتماعی فیسبوک را در اطاق خوابگاه خود در دانشگاه هاروارد آغاز کرد. پس از اولین مراجعه زاکربرگ به شرکت پالو آلتو کالیفرنیا، فیسبوک همچنان به رشد خود ادامه داده است و این شبکه اجتماعی اکنون بیش از یک میلیارد کاربر از سراسر دنیا در اختیار دارد. از سال ۲۰۱۰ نام مارک زاکربرگ در لیست سالانه ثروت‌مند‌ترین افراد جهان، تاثیر‌گذارترین افراد و به عنوان بخشی از افراد مهم سال مجله تایمز قرار دارد. هرچند که حقوق رسمی وی به عنوان مدیرعامل فیسبوک تنها ۱ دلار گزارش شده است، اما با این وجود ثروت شخصی وی چیزی حدود ۳۳.۱ میلیارد دلار برآورد می‌شود.


۳- لری پیج (Larry Page)


لری پیچ یک برنامه‌نویس کامپیوتری و یکی از افراد تاثیر‌گذار در دنیای تجارت است که به واسطه بنیان‌گذاری گوگل کاملا شناخته شده است. بخش مهمی از موفقیت گوگل به واسطه ابتکاراتی مانند "رتبه‌بندی صفحات وب‌سایت‌ها" و "الگوریتم جست‌و‌جوی گوگل" که توسط پیج ابداع شده‌اند، به وجود آمده است. از زمان تاسیس گوگل در سال ۱۹۹۸، این شرکت جوایز بی‌شماری را به دست آورده است و نام خود پیج از طرف مجمع جهانی اقتصاد در لیست "رهبرانی برای آینده جهان" قرار گرفته و همچنین وی موفق به کسب جایزه "یکی از مهیج‌ترین نوآوری‌های دنیا" از طرف مجله فناوری MIT شده است. در سال ۲۰۱۴ ثروت شخصی پیج چیزی بیش از ۳۲ میلیون دلار برآورد شده است که این عدد نام وی را در رتبه هفدهم ثروت‌مندترین اشخاص جهان ثبت می‌کند.


۲- سرگئی برین (Sergey Brin)

 


سرگئی برین در کنار لری پیج، یکی دیگر از بنیان‌گذاران گوگل را تشکیل می‌دهد. او یک برنامه‌نویس آمریکایی است که در ۶ سالگی از اتحاد جماهیر شوروی سابق به این کشور مهاجرت کرد. زمانی که برین مشغول تحصیل در مقطع دکتری دانشگاه استنفورد بود، به همراه دوست خود، لری پیج، چند کامپیوتر ارزان‌قیمت را تهیه کرده و در اطاق خوابگاه خود مشغول کار بر روی سیستم داده‌کاوی برین شدند. این سیستم داده‌کاوی به اندازه‌ای در سراسر دانشگاه محبوب شد که در نهایت این دو نفر تصمیم به ترک آن، کرایه یک گاراژو آغاز کار بر روی پروژه گوگل گرفتند.از آن زمان تا کنون دارایی برین حدود ۳۲ میلیون دلار برآورد شده است. اکونومیست از برین به عنوان "فردی روشن‌فکر" یاد می‌کند که پروژه گوگل را بر پایه نظریه "دانش همیشه خوب و یقینا بهتر از نادانی است" ایجاد کرده است.


۱- تیم برنرز لی (Tim Berners-Lee)

 


سر تیم برنرز لی یک دانشمند علوم کامپیوتری بریتانیایی است که به تنهایی مسیر تاریخ بشریت را تغییر داده است. در سال ۱۹۸۹ وی یک سیستم جدید برای مدیریت اطاعات ارائه کرد. پس از ۸ ماه او به اولین موفقیت خود در زمینه انتقال ابر‌داده به وسیله اینترنت نایل شد. پس از آن زمان، طرح اولیه برنرز لی که شبکه جهانی وب نام داشت، تبدیل به جز لاینفکی از زندگی همه خانواده‌ها، کسب‌و‌کار‌ها، مدارس و دانشگاه‌ها و دولت‌های جهان گردیده است.

در سال ۲۰۱۲ وی به عنوان مخترع رسمی اینترنت افتخار حضور در مراسم افتتاحیه المپیک لندن را پیدا کرد. در طی این مراسم او توئیتی با محتوای "این برای همه است" ارسال کرد که این متن به سرعت با چراغ‌های LED متصل به صندلی تماشاگران به نمایش درآمد. برنرز لی هم‌اکنون مدیریت کنسرسیوم شبکه جهانی وب (W3C) را به عهده دارد و از این طریق بر گسترش مداوم اینترنت نظارت می‌کند.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۷ساعت 0:29  توسط محمد صادق  | 
برخی از دانشمندان بزرگ علوم کامپیوتر

 

من خودم خیلی به تاریخچه علم کامپیوتر علاقه دارم و همیشه دنبال این بودم که بینم چه کسایی خدمت بزرگی به علم کامپیوتر کردن و زمینه تحقیقاتی هر کدوم از این افراد چی بوده. یک لیست از بعضی از دانشمندان علم کامپیوتر قرار میدم با یک سری توضیحات در مورد هر کدوم (این لیست کاملا براساس سلیقه خودم بوده و طبیعتا افراد زیادی میتونن تو این لیست قرار بگیرن مثلا اسم اَلن تورینگ رو نیاوردم چون دیگه همه میشناسنش).

[تصویر:  16864504156769997221.jpg]
رابرت تارژان (Robert E. Tarjan): رابرت تارژان لیسانس رو از انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا گرفته و فوق لیسانس و دکتراش رو از دانشگاه استنفورد. زمینه تحقیقاتی رابرت تارژان الگوریتم ها (خصوصا الگوریتم های گراف)، ساختمان داده ها و داده کاوی هستش. الگوریتم کارا برای تست مسطح بودن گراف، ساختار داده فیبوناچی هیپ و درختهای Splay هم از کارهای رابرت تارژان هستش ( به همراه افراد دیگه بعضی از این کارهارو انجام داده). رابرت تارژان جایزه تورینگ رو به همراه جان هاپکرافت در سال ۱۹۸۶ برده و دلیلش هم کارهای مفید این دو نفر در زمینه طراحی الگوریتم و ساختمان داده بوده. تعداد publication هاش حدودا ۴۰۰ تا است و citationاش حدودا ۲۹۰۰۰ هستش! (فوق العاده است)

[تصویر:  56278125399370914652.jpg]
دونالد کانوث (Donald E. Knuth): دونالد کانوث لیسانس و فوق لیسانس ریاضی رو با هم و از انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا گرفت! دکترا خودش رو هم تو رشته ریاضی از همون انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا گرفت. زمینه تحقیقاتیش الگوریتم ها و ریاضیات گسسته است. یه جورایی میشه گفت بابای طراحی الگوریتم همین آقا هستش! کتابی هم که نوشته، یعنی The Art of Computer Programming، بابای کتابای طراحی الگوریتم هستش. یک کتاب در مورد ریاضیات گسسته هم داره. از جمله کارهاش میشه به این موارد اشاره کرد:یکی از مبدعین الگوریتم KMP بوده، روش های پارسینگ LR رو کشف کرده، سیستم حروفچینی TeX رو ایجاد کرده و سه نقطه. جایزه تورینگ رو در سال ۱۹۷۴ برنده شده. افرادی مثل واگان پرات (Vaughan Pratt) و رابرت سدگویک (Robert Sedgewick) از دانشجوی دکترای دونالد کانوث بودن. دیگه خودتون ببینید این آدم کیه که دانشجوهای دکتراش چنین افرادی بودن. حدودا ۳۰۰ تا publication داره و citationاش هم تقریبا ۲۴۰۰۰ هستش.

[تصویر:  60709589144108613741.jpg]
استفن کوک (Stephen Cook): لیسانس رو از دانشگاه میشیگان گرفت و فوق و دکتراش رو از دانشگاه هاروارد. در زمینه پیچیدگی محاسبات تحقیقاتش رو انجام میده. احتمالا باید اسم ارضاع پذیری (SAT) و قضیه ای با نام قضیه کوک رو شنیده باشید. کوک برای اولین بار نشون داد که مسئله ارضاع پذیری (SAT) یک مسئله NP-Complete هستش و نشون داد که هر مسئله NP رو میشه به مسئله SAT کاهش داد. کوک در سال ۱۹۸۲ جایزه تورینگ رو دریافت کرد. تعداد publication برابر با ۲۳۳ و citation برابر با ۶۸۴۶.

[تصویر:  66861599775855004567.jpg]
لسلی لمپورت ( Leslie Lamport): لیسانس و فوق لیسانس رو در رشته ریاضی و از ام آی تی گرفت. دکتراش رو هم از دانشگاه Brandies گرفته.زمینه های تحقیقاتیش سیستم های توزیع شده، زبانهای برنامه نویسی و طراحی الگوریتم هستند. تو زمینه سیستم های حروف چینی هم کار کرده و LaTeX رو ایجاد کرده. الگوریتم نانوایی تو بحث همزمانی هم که دیگه خیلی معروفه. تعداد publication برابر با ۲۵۸ و citation تقریبا برابر با ۲۴۷۰۰

[تصویر:  59334958927289027331.jpg]
اَلن کی (Alan C. Kay): لیسانس خودش رو در رشته ریاضی و از دانشگاه کولورادو گرفت و فوق لیسانس و دکتراش رو از دانشگاه یوتا. بیشتر کاراش رو در زمینه زبان های برنامه نویسی، مهندسی نرم افزار و تعامل انسان و کامپیوتر انجام داده. دو تا کار انجام داده که خیلی معروف هستن. یکی ابداع بحث شی گرایی و یکی دیگه ابداع رابط کاربر گرافیکی(GUI). (قابل توجه کسایی که شاید فکر کنن استیو جابز رابط کاربر گرافیکی رو ابداع کرده). الن کی در سال ۲۰۰۳ جایزه تورینگ رو برنده شد و دلیلش هم کارهای اون در زمینه شی گرایی بوده.

[تصویر:  27377346786427290973.jpg]
مایکل رابین (Machael O. Rabin): زمینه تحقیقاتیش بحث منطق و پیچیدگی محاسبان بوده.یکی از کارای خیلی بزرگش معرفی همین ماشین های متناهی قطعی و غیر قطعی بوده. تورینگ رو هم برده.

[تصویر:  03066616976476849711.jpg]
جان مک کارتی (John McCarthy): به عنوان پدر هوش مصنوعی شناخته میشه. اولین بار مک کارتی بود که عبارت "هوش مصنوعی" رو به کار برد و از اون به بعد این اصطلاح رایج شد. لیسانس خودش رو از Caltech گرفت و دکتراش رو از دانشگاه پرینستون. تمام کارهاش در زمینه هوش مصنوعی انجام داده و بعضی از کارهاش عبارت اند از: پایه گذار علم هوش مصنوعی، عضو تیم طراحی زبان ALGOL، خالق زبان LISP ( مخفف عبارت LISt Processing) و سه نقطه. مک کارتی سال ۱۹۷۱ جایزه تورینگ رو برد. تعداد publication برابر با ۳۰۹ و تعداد citation برابر با ۱۱۴۲۱.

[تصویر:  36942350612463324848.jpg]
داگلاس لنات (Douglas B. Lenat): لیسانس و فوق لیسانس خودش رو تو رشته ریاضی از دانشگاه پنسیلوانیا گرفت. دکتراش رو از استنفورد گرفت و استاد راهنمای دکتراش ادوارد فایگنبام (Edward Feigenbaum) بوده. زمینه کلی تحقیقاتیش هوش مصنوعی هستش و بیشتر تو زمینه یادگیری ماشین و بازشناسی الگو کار می کنه. یک پروژه معروف به نام سایک (Cyc) هم داره و هدف از این پروژه این هستش که یک کامپیوتر بتونه مثل یک انسان استدلال انجام بده (

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۷ساعت 0:29  توسط محمد صادق  | 

معرفی رشته آی تی (IT) و گرایش های آن

معرفی رشته آی تی (IT) و گرایش های آن

توسط استادبانک در تاریخ ۶ بهمن ۱۳۹۵

معرفی رشته آی تی (IT) و گرایش های آن

رشته  آی تی زیر مجموعه گروه فنی در دانشگاه محسوب می شود.

روش های جمع آوری اطلاعات،استفاده وانتقال آن از کاربردهای این رشته می باشد.

معرفی رشته آی تی (IT) و گرایش های آنمهم ترین اهداف رشته آی تی

1-مطالعه،طراحی،ساخت و راه اندازی و نگهداری سیستم های سخت افزاری و نرم افزاری

2-جمع آوری، سازماندهی، طبقه بندی و انتقال اطلاعات

هسته اصلی رشته آی تی، مهندسی کامپیوتر به ویژه گرایش نرم افزار می باشد.

ورود رشته آی تی در دانشگاه ها به ابتدای سال 1380 باز می گردد اما پذیرش این رشته به طور رسمی در سال 1381 در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد صورت گرفت.

معرفی رشته آی تی

رشته آی تی در ایران، ماهیتی میان رشته ای دارد و رشته تک بعدی نمی باشد.

از تلفیق سایر رشته ها نظیر مدیریت – مهندسی صنایع – مهندسی الکترونیک  و کامپیوتر به ویژه نرم افزار به وجود آمده است.

معرفی دانشگاه های که در این رشته پذیرش دارند:

دانشگاه تربیت مدرس – خواجه نصیر – دانشگاه تهران – امیر کبیر – دانشگاه صنعتی شریف – علم و صنعت که در مقطع کارشناسی ارشد دانشجو می پذیرند.

در مقطع کارشناسی، دانشکده های فنی دانشگاه ازاد و سراسری و در مقطع کاردانی، دانشگاه های علمی و کاربردی و پودمانی دانشجو می پذیرد.

مباحث درسی در دوره های مختلف تحصیلی

در دوره ی کاردانی دانشجویان بیشتر با مسائل مربوط به وب آشنا می شوند.

در دوره کارشناسی دانشجویان با عملیات شبکه و امور اجرا کردن آن در سازمانها و مباحث مدیریت پروژه به طور کلی آشنا می شوند.

در دوره کارشناسی ارشد ضمن تکمیل مبحث مدیریت پروژه، به ارایه راه حل های مناسب برای مسائل پیچیده سازمانی می پردازند.

دروس رشته آی تی

آی تی نیز مانند رشته های دیگر دروس پایه – اصلی – تخصصی و عمومی دارد.

دروس پایه در مقطع کارشناسی شامل مباحث زیر می باشد:

ریاضی – معادلات دیفرانسیل – آمار و احتمالات – فیزیک و کارگاه عمومی

دروس اصلی : ساختمان های گسسته – مبانی کامپیوتر و برنامه سازی – زبان ماشین و برنامه نویسی سیستم

ساختمان داده ها – مدارهای منطقی – معماری کامپیوتر – برنامه سازی پیشرفته – سیستم های عامل – پایگاه

داده ها و طراحی الگوریتم ها – مهندسی نرم افزار ها و شبکه های کامپیوتری – مبانی الکترونیک دیجیتال

هوش مصنوعی – اصول و مبانی مدیریت – مبانی اقتصاد مهندسی – شیوه ارایه مطالب علمی و فنی

زبان تخصصی – آزمایشگاه شبکه – آزمایشگاه پایگاه داده ها – آزمایشگاه سیستم عامل

دروس تخصصی :مبانی فناوری اطلاعات – مهندسی فناروی اطلاعات – تجارت الکترونیک – مدیریت و کنترل پروژه های آی تی

برنامه ریزی استراتژیک آی تی – آموزش الکترونیکی – محیط های چند رسانه ای – پروژه آی تی و کار آموزی

رشته آی تی در سایر کشورها برساس نیاز های جامعه طراحی شده است اما در ایران براساس پارامترهای چون

قابلیت های دانشکده – توانمندی و دانش استاد – تعداد اعضای هیات علمی و …. ارایه می شود.

گرایش های رشته آی تی

گرایش های آی تی در مقطع کارشناسی ارشد به شرح زیر می باشد:

معرفی رشته آی تی (IT) و گرایش های آن

تجارت الکترونیک

در برگیرنده هر گونه تجارت و تعامل مدیریتی است که با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات صورت می گیرد.

امنیت اطلاعات

ایجاد امنیت در شبکه و جلوگیری از حملات برنامه های مخرب و ویروسها به شبکه و……

شبکه های کامپیوتری

زیر شاخه رشته مهندسی کامپیوتر و مخابرات می باشد و از لحاظ کاربردی پیشینه طولانی تری نسبت به دیگر گرایش های این رشته دارد.

طراحی – پیکر بندی و پیاده سازی شبکه های کامپیوتری و برنامه نویسی شبکه از جمله زمینه های فعالیت این رشته می باشد.

مهندسی فناوری اطلاعات

دانش چگونگی جمع آوری اطلاعات – استفاده و انتقال آن – مطالعه و طراحی و ساخت و نگهداری سیستم های سخت افزاری و نرم افزاری

را در اختیار دانشجویان این رشته قرار می دهد.

مدیریت سیستم

کاربرد تکنولوژی اطلاعات در پشتیبانی از فعالیت های تجاری از مفاهیم این رشته می باشد.

ضعف های آموزشی رشته آی تی

-نبودن استادان حرفه ای و متخصص و با تجربه

-فقدان منابع آموزشی مناسب

-عدم انطباق محتوای درسی با نیازهای دانشجو

توصیه به علاقمندان رشته آی تی در ایران

کارشناسان این رشته معتقدند بهتر است افرادی در این رشته تحصیل کنند که پس از گذراندن دوره می خواهند وارد بازار کار شوند.

در غیر این صورت بهتر است به عنوان رشته پایه، مهندسی کامپیوتر را انتخاب کنند و بعد از تقویت پایه علمی خود، در مقاطع بعدی

به یادگیری رشته آی تی بپردازند.

 

آشنایی با رشته و شغل آی تی (IT)

نکات مهم درباره رشته آی تی:

مهارت هاتونو مرور کنید. هر چقدر سطح تحصیلات دانشگاهیتون بالاتر باشه، به همون میزان، به مهارت های شما هم افزوده میشه. ولی فراموش نکنید که بخش مهمی از یادگیری مهارت ها در خارج از کلاس درس و دانشگاه اتفاق میفته. به پروژه هایی که انجام دادید فکر کنید(مثل طراحی وبسایت، بازی و…) شما تو انجام این پروژ ها چه نقش مهمی داشتید؟ آیا مهارت های خلاقیتی و برنامه ریزی شما به طور کامل مورد استفاده قرار گرفت؟ ببینید کدوم یکی از مهارت هاتون تحقق پذیره. تحقق پذیری به سادگی دادن یه امتحانه. اگه حس می کنید مهارت خاصی دارید و تو اون زمینه استعداد های خاصی دارید، تو امتحان های پذیرش شرکت کنید و گواهی نامه برای مهارت های خاصتون بگیرید.

  • به دنبال فرصت های آموزشی باشید. بر اساس حرفه ای که به اون علاقه دارید، میزان مهارت تون تو اون حرفه و میزان تحصیلات، و میزان زمان های خالی تون به دنبال آموزشگاه هایی متناسب با شرایط خودتون باشید. فراموش نکنید که در مورد هر موسسه ای بدونید که برای ورود چه شرایطی رو نیاز دارن.
  • این نکته رو مد نظر قرار بدید که برای رسیدن به حرفه های حوزه ی فناوری اطلاعات فقط یه راه وجود نداره. فناوری اطلاعات یه رشته ی خیلی وسیع الطیفه و تحصیل در اون می تونه از چند ماه تا ۴ سال طول بکشه. مثلا برای گرفتن مدرک برای آنالیز سیستم نیاز به گرفتن کارشناسی در این رشته س اما برای انجام کار های دفتری فقط نیازه به صورت کوتاه مدت دوره هایی گذرونده بشه.
  • -گواهی نامه های حرفه ای رو بررسی کنید. حتی بدون داشتن مدرک دانشگاهی بعضی از گواهی نامه های معتبر وجود داره که می تونید اونا رو بگیرید. برای گرفتن بیشتر گواهی نامه ها که روی یه موضوع خاص متمرکز هستن فقط کافیه تو آزمونش شرکت کنید. این آزمون ها معمولا پولی هستن ولی خیلی ساده و راحت برگزار میشن، حتی از توی خونه.
  • -به عنوان کارآموز در یک موسسه ی فناوری اطلاعات مشغول به کار شید. داشتن نمره های عالی خوبه ولی همراه با اون باید تجربه هم کسب کنبد. اگه احساس می کنید تو حرفه تون تجربه های کافی رو ندارید به عنوان کارآموز مشغول به کار شید. خیلی از این موسسه های کارآموزی حقوقی هم برای کار آموزان در نظر می گیرن که میتونه نکته ی مثبتی باشه.
  • تا حد ممکن رزومه تونو به بهترین شکل ممکن ایجاد کنید. حتی اگه تجربه ی کاری زیادی هم ندارید، نوشتن یه رزومه ی خوب که در اون به توانایی ها و استعداد هاتون اشاره شده باشه، می تونه کمک زیادی به گرفتن شغل به عنوان کارآموز به شما بکنه.
  • کارآموزی تونو تو شرکت ها و موسسه های مختلف از موسسه های کوچیک گرفته تا موسسه های معروف بگذرونید. شاید شما این رویا رو در ذهنتون داشته باشید که مثلا تو شرکت بزرگی مثل گوگل مشغول به کار شید، اما توانایی هاتونو دست کم می گیرید. اما به یاد داشته باشید که با کار و تلاش زیاد شما هم می تونید یکی از کارمندای چنین شرکت های بزرگی باشید.
  • برای پذیرش شغل ها با دید وسیع نگاه کنید. حتما لازم نیست تمرکزتونو روی یه شغل خاص متمرکز کنید. همه ی شرایط پذیرش همه ی شغل های مربوطه رو بررسی کنید و ببینید کدوم یکیشون بیشتر با توانایی ها، علایق و تجربه های قبلی تون سازگاره. انتخاب های خودتونو محدود نکنید
  •  

  • چطور بفهمیم به این رشته علاقه مند هستیم!

    شاید شما تصمیم داشته باشید تو رشته ی فناوری اطلاعات تحصیل کنید، اما قبل اون درست در موردش فکر نکرده باشید. اگه شما در منزل کامپیوتری دارید و از اون استفاده های فراتر از کار های روزمره، بازی ها، گشت زنی در اینترنت و… می کنید، در این صورت شاید شما توانایی های مناسب برای این نوع شغل ها رو داشته باشید.

    با توجه به ماهیت میان رشته ای مهندسی فناوری اطلاعات ، دانشجوی این رشته لازم است که به دو مبحث علوم مدیریت و کامپیوترعلاقه مند باشد . هم چنین باید در ریاضی توانمند بوده و قدرت تجزیه و تحلیل خوبی داشته باشد . زیرا به گفته « الکساندروف ». ریاضیدان و فیلسوف معاصر شوروی ، علم ریاضی کاربرد فراوانی درسایر دانش ها ، صنعت و درهمه زمینه های مربوط به زندگی بشری دارد این رشته درحال حاضر از بین داوطلبان گروه آزمایشی ریاضی دانشجو می پذیرد اما دکتر جلالی معتقداست که رشته IT باید از بین داوطلبان هر ۵ گروه آزمایشی دانشجو بپذیرد و آزمون این رشته باید به صورت نیمه متمرکز برگزار گردد تا علاقه مندترین و مستعد ترین داوطلبان وارد این رشته گردند . داوطلبانی که بیش از ورد به دانشگاه با کامپیوتر آشنایی داشته ودراین زمینه توانمند باشند.

  • رشته ی تکنولوژی اطلاعات با مسایل و کسب تجربه های زیاد سر و کار داره. این حرفه به درد افرادی می خوره که به حل مسایل علاقه ی زیادی نشون میدن.
  • افرادی که میخوان در این رشته وارد شن باید بتونن به طور مستقل کار کنن. این یعنی شما باید بتونید مسایل رو با فکر خودتون و متکی به خودتون حل کنید و با این کار به تدریج باعث پیشرفت خودتون شید.
  • فناوری اطلاعات یه رشته ی خیلی گسترده اس، پس ارزشش رو داره که روی اون بخش هایی تمرکز کنید که مرتبط با علایق شماس
  • فناوری اطلاعات یه رشته ی خیلی گسترده اس، پس ارزشش رو داره که روی اون بخش هایی تمرکز کنید که مرتبط با علایق شماس. مثلا ممکنه یکی به بخش بازی های کامپیوتری علاقمند باشه. این فرد باید شغلش رو هم تو همین حوزه انتخاب کنه، مثلا تو شرکت هایی که نرم افزار های بازی های رایانه ای رو می سازن مشغول به کار بشه.
  • چی بدردمون می خوره؟

  • اگه تو سر و سامون دادن به کارها و برنامه و جلب نظر مردم مهارت دارید، مدیریت پروژه ها به درد شما می خوره. مدیر های پروژه موفق افرادی پر انرژی، متمرکز هستن و تو دیدن پس زمینه های بزرگ مهارت دارن.
  • اگه ذهن شما دایما ایده های نو خلق می کنه، بخش های توسعه دهنده به درد شما می خورن. توسعه دهنده ها همون بخش خلاق فناوری اطلاعات هستن. اونا استراتژی ها راهکار های نو کشف می کنن و اشتباهاتشونم جبران می کنن.

برچسب‌ها: تمام درس کامپیوتر ساینس
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۷ساعت 21:9  توسط محمد صادق  | 

 

پیشتر در پست «کمبود نیروی انسانی! چرا؟» از کمبود نیروی انسانی توانا در حوزه کامپیوتر گله کردم.
از دیگر سو می‌بینم دانشجویان نیز گله‌مند هستند که چرا کسی آن ها را بکار نمی‌گیرد. در واقع دانشجویان گرفتار دوری باطل هستند، برای استخدام و یافتن کار به سابقه نیاز دارند و تا کار نکنند سابقه  بدست نمی‌آورند، راهی نیز برای برون رفت از این دور نمی‌یابند.
 
راهش ساده است، دوستان عزیزم کمی چشمان خود را باز کنید و بیرون دانشگاه را هم ببینید.
بیشتر دانشجویان می‌دانند که بیشتر آنچه در دانشگاه می‌آموزند به صورت مستقیم در محیط کار کاربری ندارد. من با این سخن موافقم، اما بر خلاف بسیاری، آنچه را که در دانشگاه به دانشجویان کامپیوتر  می‌آموزند را بسیار مهم و همچون پایه، بنیان و اساس مهارت‌های عملی بعدی که فرد باید بیاموزد، می‌دانم.

اما پندها:

 

۰- (برای دانشجویان IT ) فکر نکنید بلافاصله پس از فارغ‌التحصیلی مدیر یا مدیر پروژه می‌شوید. برای مدیر شدن باید مهارت‌های کاربردی بسیاری فرا بگیرید که نیازمند گذشت زمان و تجربه‌اندوزی است. شما باید از همان جایی آغاز کنید که دانشجویان کامپیوتر می‌کنند. البته دانش مدیریتی‌تان کمکتان می‌کند که خیلی زود به آنجا برسید. حال ادامه پند‌ها را بخوانید:
 
۱- نخست درس‌های دانشگاهی را بسیار خوب بخوانید، برای اینکه یاد بگیرید نه برای پاس کردن.
 
۲- از سال‌های آغازین شروع به یادگیری مهارت یا زبان برنامه‌نویسی خاص به صورت حرفه‌ای نمایید. اگر می‌خواهید برنامه‌نویسی کنید، زمان مناسب برای آغاز پس از درس «برنامه‌سازی پیشرفته» (دومین درس برنامه‌نویسی) است. بهترین زبان‌ها نیز برای شروع پایتون و جاوا هستند (گرچه خودم پایتون را بهتر و مناسب تر می‌دانم. پی نوشت ۵ را هم ببینید). این کار هم به دو روش یعنی رفتن به  کلاس  در یک موسسه خوب یا خواندنِ شخصی امکان‌پذیر است و سپس برنامه‌نویسی، برنامه‌نویسی و برنامه‌نویسی تا جایی که می‌توانید کُد بنویسید.
 
۳- تلاش کنید در یک پروژه بازمتن مشارکت کنید. (پست «چرا دانشجویان ایرانی باید در پروژه‌های آزاد/بازمتن مشارکت کنند!؟» را بخوانید)
 
۴- زبانتان را بسیار قوی کنید، اگر درست برنامه‌ریزی کنید، به‌راحتی می‌توانید همزمان با دانشگاه به کلاس زبان بروید. برای زبان‌آموزی بیش از یک راه وجود ندارد، باید به کلاس بروید، به‌مدت طولانی و پیوسته، آن‌هم در موسسه‌ای خوب.
 
۵- کار با لینوکس را فرا بگیرید، دست‌کم در حد کاربری.
 
۶- پس از آنکه مقداری مهارت فرا گرفتید (در همان دانشجویی) تلاش کنید تا به شرکتی نرم‌افزاری بروید (اگر می‌خواهید برنامه‌نویسی کنید)  و رایگان و پاره‌وقت کار کنید. باور کنید آنچه آنجا تجربه‌خواهید کرد بسیار بیش از رایگان کارکردنش می‌ارزد. البته این کار آسان نیست باید پشتکار داشته باشید و پیگیر باشید تا بتوانید مدیر یک شرکت را متقاعد کنید که شما را بپذیرد. گاهی لازم است تا به ۱۰-۲۰ شرکت مراجعه کنید تا یکی شما را بپذیرد.
 
۷- به فکر کارآفرینی و شرکت زدن هم نباشید، حالا بسیار زود است  (پست «چگونه از خود مدیر بسازیم» را بخوانید)
 

من پیشتر نوشته‌ای از جول اسپالسکی با نام «پندهایی به دانشجویان کامپیوتر» را درسه بخش ترجمه کرده‌ام که می‌توانید پی‌بگیرید: بخش نخست ، بخش دوم و بخش سوم.

 

پ.ن ۰: دوستان عزیز، لطفا نوشته را در بلاگ خود کپی و پیست نکنید، اگر فکر می کنید نوشته خوب است و می خواهید دوستان و خوانندگان خود را از آن آگاه سازید به آن لینک بدهید به همین سادگی. من پیوسته نوشته هایم را تکمیل می کنم و نیز به آن پی نوشت اضافه می کنم، وقتی شما نوشته را کپی می کنید، آن نوشته در بلاگ شما دیگر به روز نیست. در ضمن برخی دوستان نیز تصور می کنند همین که زیر یا جای دیگری از نوشته بنویسند که منبع فلان جا، کپی رایت را رعایت کرده اند، در صورتی که اصلا اینگونه نیست. لطفا فقط پیوند دهید. گرچه برخی دوستان نوشته را درسته کپی کرده و خود را نویسنده آن معرفی کرده اند. جالب اینکه یکی از آنها در ابتدای آن نوشته «البته من کوچکتر از آنی هستم که بخواهم شما را نصیحت کنم. در این پست من فقط برخی از توصیه های اساتیدم را برای شما جمع بندی کردم» این دیگر خیلی جالب است. البته برای وی کامنت گذاشتم و آن را اصلاح کرد. ن.ک. به نتایج این جستجو، به ویژه از صفحه دوم نتایج به بعد.

 

پ.ن ۱: راستش مدت‌ها است که دوست دارم دو پست بنویسم با نام‌های «چرا دانشجویان پند ناپذیرند؟» و «چرا نمی‌شنویم؟» فکر می‌کنم نام آن‌ها به اندازه کافی گویا است، امیدوارم همت کنم و این دو را بنویسم.

 

پ.ن ۲: وبلاگ فراسان این مساله را از زاویه دیگری دیده است و پستی نوشته  با نام «یافتن کار نیمه وقت و کسب تجربه در زمینه نرم افزار» در پنج قسمت، این پنج پست را نیز بخوانید: قسمت نخست، دوم،سوم، چهارم و پنجم.

 

پ.ن ۳: دقت کنید ترتیب مهم است، یعنی نخست مهارت‌های خود را تقویت کنید سپس به دنبال کار نیمه‌وقت بگردید. روشن است که کسی که هیچ چیز بلد نیست کار نیمه‌وقت نیز نخواهد یافت حتا رایگان. نکته دیگر، در انتخاب شرکت دقت کنید. جایی بروید که دست کم یاد بگیرید متدولوژی‌ها به چه درد می‌خورند و چگونه آن‌ها را در عمل بکار می‌گیرند، چگونه برنامه‌ریزی میکنند، چگونه با هم کار می‌کنند و … .

 

پ.ن ۴: اگر می خواهید با C++ آغاز کنید (گرچه پیشنهاد نمی کنم): اگر زبانتان قوی است کتاب

Programming: Principles and Practice using C++

را بیابید و با آن آغاز کنید، البته این کتاب هنوز بیرون نیامده و اوایل ۲۰۰۹ بیرون خواهد آمد-شاید زمانی که این پست را می بینید کتاب بیرون آمده باشد- این کتاب را خالق C++ یعنی Stroustrup و به عنوان نخستین کتاب برنامه نویسی نوشته. اگر زبانتان قوی نیست- که بهتر است به مرور قوی اش کنید- کتاب C++ دایتل و دایتل با چندین ترجمه در بازار موجود است که شخصا فکر می کنم ترجمه شریفی انتشارات غزال ترجمه مناسبی است این کتاب در دو جلد چاپ شده که مشخصات آنها را می توانید اینجا و اینجا ببینید.

 

پ.ن ۵: پیشتر گفتم که خودتان باید بیشتر چیزها را یاد بگیرید و لزومی ندارد که همه چیز را در دانشگاه یاد بدهند . ولی با این حال اگر می خواهید مسولین گروه کامپیوتر را متقاعد سازید که به عنوان نخستین درس برنامه نویسی به جال پاسکال، پایتون درس بدهند می توانید به آنها بگویید که اکنون این کار در بزرگترین دانشگاه های دنیا دارد انجام می شود. برای نمونه این دو درس مقدماتی برنامه نویسی را ببینید (اینجا و اینجا)  و به آنها نشان بدهید. البته این کار مستلزم پشتکار و پیگیری بسیار است. همانگونه که احتمالا از پیوند متوجه شده اید این دو درس در دانشگاه MIT ارایه می شوند و خوبی آن این است که- همانطور که شما بهتر از من می دانید- MIT بزرگترین و معروفترین دانشگاه در زمینه مهندسی در دنیاست و رتبه یک را در این زمینه دارد، گرچه در چندین رشته نامهندسی از جمله اقتصاد و مدیریت نیز جزو ۵ دانشگاه نخست دنیاست، به همین دلیل کسی نمی تواند بهانه بیاورد که این کار (تدریس پایتون) در دانشگاه های خوب انجام نمی شود و … .

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۷ساعت 16:49  توسط محمد صادق  | 

راز موفقیت در رشته کامپیوتر

راز موفقیت در رشته کامپیوتر چیست؟چگونه می توان از رشته کامپیوتر درآمد کسب کرد؟یک مهندس کامپیوتر چه چیزهایی باید بلد باشد؟این سوالی است که شاید خیلی از فارق التحصیلان و یا دانش آموختگان این رشته در ذهن خود دارند اینکه آیا می توان در این رشته موفق شد؟یا چگونه یک مهندس کامپیوتر موفق شویم؟متاسفانه سیستم آموزشی کشور ما در زمینه علوم کامپیوتر بسیار ضعیف بوده و هست و اکثر علومی که در این صنعت وارد می شود از منابعی خارج از سرفصلها و کتب درسی این رشته در دبیرستان ها و دانشگاه ها ارائه می شوند.

بخشی از این علوم از طریق دوره های معتبری که توسط شرکت ها بزرگ مدیریت می شوند وارد ایران می شود و بخش دیگر آن از طریق تجربه و تحقیق فراوان به صورت دوره های آموزشی و یا در مقالات و سایتها و وبلاگ ها در اختیار عموم قرار می گیرد.

حال اگر قصد دارید به عنوان یک مهندس کامپیوتر در جامعه فعالیت کنید و از آن درآمد کسب کنید در این مقاله به طور کامل به شما می گویم که چگونه می توانید به این مهم دست یابید.

قبل از هر چیز باید عرض کنم رشته کامپیوتر را به صورت کلی می توان به چند شاخه زیر تقسیم نمود:

۱-برنامه نویسی و تولید و یا استقرار نرم افزار و مدیریت بانک اطلاعاتی

۲-شبکه،اکتیو و پسیو و اجرای سیستمهای ارتباطی سیم دار و بی سیم

۳-طراحی وب و سئوکار سایت

۴-هک و امنیت

۵-طراحی سه بعدی و نقشه کشی و ساخت انیمیشن و تیزر و …

۶-مدرس کامپیوتر

۷-تعمیر و سرویس سخت افزار ها

که در ادامه به شرح هر کدام از آنها می پردازیم:

۱-برنامه نویسی و تولید و یا استقرار نرم افزار و مدیریت بانک اطلاعاتی:

 

راز موفقیت در رشته کامپیوتر

اگر به مبحث برنامه نویسی علاقه دارید شما می توانید با یادگیری یکی از زبانهای برنامه نویسی مورد نیاز در شرکتهای بزرگ استخدام شده و برنامه نویسی نمائید.اصولا در حال حاضر زبانهای برنامه نویسی c# و جاوااسکریپت و PHP وASP.NET و CSS و HTML و Bootstrap و Delphi و آشنایی با JQuery و بانکهای اطلاعاتی مانند SQL Server و اوراکل و همچنین تسلط کامل بر سرویس های سیستم عاملهایی مانند Linuxe و ویندوز و همچنین برنامه نویسی در اندروید و نوشتن رباتهای تلگرام و … مورد نیاز بسیاری از شرکتهایی است که به برنامه نویس نیاز دارند.

یا اینکه می توانید خودتان یک شرکت برنامه نویسی تاسیس کرده و خود به تجارت بپردازید که این مسئله علاوه بر دانش برنامه نویسی به دانش تجارت و بیزینس هم نیازمند است.شما حداقل می بایست چند مورد از موارد بالا را بلد باشید تا بتوانید به عنوان یک برنامه نویس خود را معرفی نمایید.اولین موردی که باید بدان مسلط باشید زبان C# می باشد.بعد از آن باید حتما کار با حداقل ASP.NET و یا PHP را بلد باشید.از بین CSS و  HTML  نیز یکی را باید فرا بگیرید همچنین یکی از سیستم عاملهای ویندوز و یا لینوکس و کار با سرویس های آنها را نیز باید یاد بگیرید.از جمله سرویس های معروف ویندوز می توان به Active Directory  یا DHCP اشاره نمود.همچنین اوراکل یا SQL Server بانکهای اطلاعاتی هستند که باید یکی از آنها را یاد بگیرید به خصوص SQL.باقی مواردی که در بالا به آنها اشاره کردم و یا وجود دارند که من به آنها اشاره ای نکردم می توانند جز امتیازات شما محسوب شوند و روی رزومه کاری شما بسیار تاثیر گذار است.

۲-شبکه،اکتیو و پسیو و اجرای سیستمهای ارتباطی سیم دار و بی سیم

 

راز موفقیت در رشته کامپیوتر

مبحث شبکه در حال حاضر یکی از مباحثی است که بسیار مورد استفاده سازمانها و شرکتهاست.چه سازمانها و شرکتهای آی تی و تخصصی و چه سایر سازمانها و ادارات و کارخانجات به یک شبکه کار حرفه ای نیازمندند.

شبکه خود به دو بخش اکتیو و پسیو تقسیم می شود.

اکتیو به کلیه کارهایی گفته می شود که از طریق نرم افزار و اعمال سیاست گذاریهای نرم افزاری،یک شبکه بزرگ را مدیریت می کند که خود شامل کار با سرویس های ویندوز و لینوکس و یا مجازی سازی و همچنین نرم افزارهای مدیریت استورج ها و بانک های اطلاعاتی می باشد.

پسیو به بخش اجرا و کابل کشی و یا نصب دستگاههای بی سیم و کانفیگ آنها گفته می شود.در این بخش شما باید کاملا به سخت افزار شبکه و چیدمان رک ها و ساختار سرورها و همچنین اتصالات و انواع کابلها و آنتها ها و تجهیزات شبکه و انتقال دیتا مسلط باشید.

بهترین دوره هایی که می توانید در این زمینه ها بگذرانید دوره های سیسکو و مایکرو سافت می باشد که از پایه اصول شبکه را به شما آموزش می دهد و شما در نهایت قادر خواهید بود سوئیچ های شبکه را خود کانفیگ نموده و با توجه به ساختار شبکه تان سیاست گذاریهای مربوط به انها را اعمال نمائید.

علاوه بر دوره های سیسکو و مایکرو سافت برای برقراری ارتباطهای گسترده تر در سطح کشوری می توانید از تجهیزات دیگری از جمله روترهای میکروتیک و کریو نیز استفاده نمایید که دوره های آنها نیز در آموزشگاههای بزرگ و معتبر که اکثرا هم در تهران هستند اجرا می شود.

همچنین می توانید وارد مبحث تلفن اینترنتی یا Voip شوید.ویپ به تلفن هایی گفته می شود که در سطح شبکه و اکثرا بدون نیاز به سانترال کار می کنند.شما اگر بین چند مرکز در شهرهای مختلف ارتباط داشته باشید به راحتی می توانید این سرویس را راه اندازی نموده و بدون هزینه مخابراتی بین مراکزتان ارتباط تلفنی داشته باشید و به راحتی با نرم افزارهای مانیتورینگ سیستم تلفنی سازمانتان را مدیریت نمایید که در حال حاضر اکثر ادارات و سازمانها به مبحث ویپ گرایش پیدا کرده اند.

۳-طراحی وب و سئوکار سایت

 

راز موفقیت در رشته کامپیوتر

یکی از شاخه های خوب و با تنوع رشته کامپیوتر طراحی وب و مدیریت یک وب یا در اصطلاح وبمسترینگ می باشد.اگر به حوزه وب و طراحی آن علاقه دارید به دنبال این باشید که یک وب مستر شوید.شما در این شاخه باید به حداقل یک زبان تحت وب همچون ASP یا PHP تسلط کافی داشته باشید.همچنین باید به کدهای HTML آشنایی داشته باشید.البته در حال حاضر وجود CMS های رایگانی چون وردپرس و جوملا کار را خیلی راحت تر کرده و با یادگیری انها هم می توانید بدون کد نویسی کار طراحی وب را شروع کنید.

 

CMS ها یا نرم افزارهای مدیریت محتوا ،محیطهایی هستند که شما می توانید از طریق آنها گاهی با دراگ اند دراپ وبسایت طراحی کنید البته همیشه به این راحتی هم نیست و ملزم به گذراندن دوره های تخصصی هستید که در آینده در سایت عرفانی زاده دات آی ار به طور حرفه ای بدان می پردازیم.اما بعد از اینکه یاد گرفتید چگونه با CMS ها کار کنید طراحی صفحات وب برایتان شیرین می شود.در حال حاضر هم وردپرس بهترین CMS حال حاضر است که ابزارهای واقعا قدرتمندی برای طراحی در اختیار ما قرار می دهد.

در بحث وبمستری مسئله سئو پیش می آید.سئو به بهینه سازی محتوای سایت برای بهبود رتبه در موتورهای جستجو گفته می شود.یعنی شما باید چه مواردی را رعایت نمائید و در سایت و خارج از سایتتان اعمال کنید تا در صدر جستجوهای گوگل قرار بگیرید.یکی از روشهای بهبود رتبه سایت بحث تولید محتواست که حتی در برخی استخدامی ها دیده می شود شرکتها به دنبال استخدام افرادی هستند که در زمینه های مختلف برایشان محتوا تولید نماید.تولید محتوا همانطور که از نامش پیداست به مجموعه اطلاعاتی گفته می شود که در قالب متن یا عکس (اینفوگرافی) یا فیلم های آموزشی در می آیند تا از طریق آن بتوانند مخاطبان بیشتری را به سمت سایت بکشانند و رتبه سایتشان بهبود یابد.

بحث سئو کمی پیچیده و تخصصی است و هر روز برای آن الگوریتم های تازه و جدیدی طراحی می شود و می توان گفت طراحی وب بدون یک سئوی مناسب علنا هیچ کارایی ندارد.شما با فراگیری اصول سئو می توانید در هر موضوع دلخواهی در صدر جستجوها قرار بگیرید و با داشتن این دانش حتی نیازی به استخدام شدن ندارید و می توانید از وبسایت خود درآمد کسب نمائید.

۴-هک و امنیت

 

راز موفقیت در رشته کامپیوتر

مسئله امنیت در حال حاضر یکی از پرطرفدار ترین مسائلی است که شرکتهای بزرگ و کوچک با آن دست و پنجه نرم می کنند.البته بحث هک و امنیت علاوه بر شرکتها و سازمانها بلکه افراد را هم تحت تاثیر خود قرار می دهد.

هکرها به عنواین مختلفی کسب درآمد می کنند که در ادامه به آن می پردازیم.اولین و عمومی ترین راه شکستن قفلهای برنامه ها و یا بازی ها و سپس پابلیک نمودن آنها ست.

راه دوم نفوذ به سایتها و دیتاسنترها و بانک های اطلاعاتی و اکانت های شخصی و پیدا کردن حفره های امنیتی آنهاست و در مقابل گرفتن پول برای نشان دادن آن حفره امنیتی به صاحبانشان!

این هکرها جزء هکرهای خوب بشمار می آیند چرا که هدفشان خیر است و راه را برای هکرهای مخرب می بندند.آنها به سایتها و شرکتهای بزرگ نفوذ می کنند و از آنها در قبال گرفتن دستمزد حفره امنیتی که از طریق آن نفوذ کردند را نشان می دهند و در صورت قرار داد پشتیبانی آن حفره را می بندند و امنیت سایت را بعهده می گیرند.

البته اینها موارد مربوط به هک و دنیای هکری بود.بحث امنیت به سلسه کارهایی گفته می شود که جلوی هر گونه نفوذ هکرها را از قبل میگیرد.یک کارشناس امنیت هکر نیست اما هکرها را به خوبی می شناسد و دائم با آنها در ارتباط است و کارها و برنامه هایشان را دنبال می کند و از تمام توان نرم افزاری و سخت افزاری برای جلوگیری از هر گونه نفوذ استفاده می کند.

در حال حاضر هم دوره های مختلف هک و امنیت با اعطای مدرک در کشور در حال برگزاری است.

۵-طراحی سه بعدی و نقشه کشی و ساخت انیمیشن و تیزر و …

 

راز موفقیت در رشته کامپیوتر

یکی از راههایی که می توانید به عنوان یک مهندس کامپیوتر از آن کسب درآمد نمایید ساخت انیمیشن های دو بعدی و سه بعدی و طراحی لوگو و تیزرهای تبلیغاتی یا طراحی و نقشه کشی برای شرکت ها و سازمان هاست.برای اینکار شما می بایست علاوه بر نرم افزارهای تخصصی کمی هم ذائقه هنری داشته باشید.در حال حال حاضر بخشی از تبلیغات های شرکتها خارج از رسانه عمومی یعنی تلویزیون و رادیو است و در فضای اینترنت در وبسایتهایی چون آپارات و نماشا و دیوار و … انجام می شود.اگر بتوانید از طریق نرم افزارهای طراحی انیمیشن،انیم های با کیفیت تولید نمایید می توانید به درآمد خوبی برسید.علاوه بر طراحی انیمیشن می توانید تیزرهای تبلیغاتی نیز بسازید که در صورتی که کارتان خوب باشد مشتریان زیادی پیدا می کنید.

۶-تعمیر و سرویس سخت افزار ها

 

راز موفقیت در رشته کامپیوتر

اگر در زمینه برق و الکترونیک مهارت دارید می توانید وارد مبحث تعمیر و سرویس شوید.شما با راه اندازی یک کارگاه برای خودتان حتی در منزل و یا شراکت با خدمات کامپیوتری ها به تعمیر و سرویس سخت افزار کامپیوتر و چاپگرها و کلیه لوازم جانبی کامپیوتر بپردازید.حتی در صورت علاقه می توانید دوره های سرویس و تعمیر چاپگر را بگذرانید و به یک سرویس کار ماهر تبدیل شوید.همچینن با شارژ کارتریج ادارت و سازمانها می توانید درآمد خوبی کسب نمایید.در کنار سرویس و تعمیر سخت افزار می توانید قطعات کامپیوتر و چاپگر نیز بفروشید.

همچینن به صورت تخصصی تر می توانید وارد مبحث تعمیر تجهیزات شبکه از جمله سوئیچ ها،روترها و حتی سرورها شوید.

بازیابی اطلاعات از دست رفته هاردها و سایر تجهیزات ذخیره سازی برای افراد و شرکتها نیز از جمله حرفه هایی است که با آموختن آن می توانید در آمدهای خوبی بدست آورید.

۷-مدرس کامپیوتر

 

راز موفقیت در رشته کامپیوتر

اگر در خیلی از زمینه های فوق توانستید به تسلط کافی برسید اما علاقه ای برای کار کردن برای دیگران و تحویل پروژه نداشتید می توانید به عنوان یک مدرس کامپیوتر فعالیت کنید.آموزشگاههای زیادی در سطح شهرها وجود دارند که به مربیان مسلط و کاربلد نیازمندند.شما می توانید با روزی ۴ الی ۸ ساعت تدریس درآمد خوبی داشته باشید.نیازی هم نیست حتما با آموزشگاهها قرار داد ببندید می توانید به صورت خصوصی و یا تولید محتواهای اموزشی به درآمد برسید.

پس همانطور که مشاهده می فرمائید راههای زیادی برای رسیدن به موفقیت در رشته کامپیوتر وجود دارد که می توانید از آنها بهره ببرید.شما حتی می توانید همه موارد بالا را هم انجام دهید و یا دو الی سه مورد را با هم انجام دهید و آنها را به هم وصل کنید.برای مثال می توانید هم طراحی سایت داشته باشید و هم با ساخت انیمه های دوبعدی و تبلیغ آن در رسانه های اینترنتی باعث افزایش سئوی سایت سازمانهای و افراد شوید.

یا اینک هم می توانید کار پسیو شبکه انجام دهید و هم تعمیرات تخصصی سخت افزار

در نهایت هر کدام از موارد بالا را یاد داشته باشید می توانید به عنوان مدرس آنها را آموزش دهید و درآمد بیشتری داشته باشید.

 

همچنین ببینید : دانلود رایگان کتاب کسب درآمد با تلگرام

 

نکته ای که باید در این میان به آن بپردازم این است که به هیچ وجه در این حرفه تردید به دلتان راه ندهید.هیچ گاه نگویید این رشته رشته درآمدزایی نیست.مطمئن باشید شما خیلی چیزها از این رشته نمی دانید وگرنه این رشته در کشورهای توسعه یافته یک نیاز مبرم محسوب می شود و با توجه به سطح آموزشی ضعیف جامعه در صورتی که دوره های تخصصی در زمینه های مطرح شده بالا را بگذرانید سازمانها و شرکتهای زیادی را می بینید که به دانش و تخصص شما نیاز دارند.

هیچگاه هم دست از آموزش نکشید.زمانی شما از دیگران عقب می افتید که احساس کنید همه چیز را یاد دارید.

جهت رفاه حال شما عزیزان در حال تهیه و تنظیم یک دوره آموزشی در سه سطح مبتدی و متوسط و پیشرفته هستیم که در آن به طور عملی به شما می آموزیم چگونه می توانید از این رشته درآمد داشته باشید.لطفا در بخش نظرات حتما نیازمندی های خود در زمینه آموزشی را با ما در میان بگذارید تا بتوانیم مطالب هدفمندتری برای شما عزیزان ارائه دهیم.

موفق تر باشید

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۷ساعت 10:12  توسط محمد صادق  | 
کنترول خشم و استرس
در این بخش بطور کامل موضوعات ذیل را باهم خواهیم خواند
هدف من از این موضوع:
۱- آگاهی شما بنیندگان در مورد خشم و اسرس

کنترول خشم

۲- آگاهی شما بنیندگان در مورد آثار فزیکی ، روانی و رفتار خشم
۳- شما بنیندگان باید تفاوت های خشم و عصبانیت را بدانید
۴- چگونه خشم خود را کنترول نمایم؟
۵- توصیه های قرانی در مورد کنترول و مهار خشم

تعریف خشم: خشم یک احساس پیچیده است که بصورت جسمانی و هیجانی ابراز میشود. خشم واکنش طبیعی ارگانیزم نیست بل شرایط و موقعیت های است که در آن دچار ناکامی میشویم و احساس تهدید میکنیم.
یا معتقدیم که صدمه خواهیم دید یا فردی در مورد دچار اشتباه شده است میباشد
٭میان خشم و عصبانیت تفاوت وجود دارد لازم است بدانید
۱:خشم خشم یک احساس نارضایتی است است که دیگر افراد باعث میشود تا ما خشمگین شویم اما هیچ گاه افراد دیگر نمیتوانند مارا عصبانی کنند فرق این باید بدانید اینکه شما خیال میکنید که افراد دیگر باعث عصبانیت شما میشوند غلط است
نکته انسان خشمگین هیچگاه نمیتواند به کسی حرف بد یا عکس العمل فزیکی برساند شما فقط خشمگین میشوید.
۲:عصبانیت یک رفتار است شما زمانی عصبانی میشوید که کسی شما را خشمگین کند و شما نتوانید خودتان را کنترول کنید و دست داد و فریاد زدن بالای شخص یا عکس العمل فزیکی به شخص میشوید و در نتیجه پشیمانی و دشمنی را به بار می آورد.
پس هرگاه کسی شما را خشمگین ساخت متوجه باشین که عصبانی نشوید خشمگین شدنتان به دست دیگران است ولی عصبانی شدن بدست خودتان است

 ٭ خشم احساسی بدی است و زمانی رخ میدهد که موضوع یا اتفاق پیش آمده و موجب شده تا ما به آروز ، هدف  ، خواسته هایمان  و یا حق مان نرسیم است.

استرس چیست؟
تعریف استرس از نگاه لازاروس:
استرس احساسی است هنگام که فکر میکنیم کنترول امور از دست مان رفته یا خراج شده است.
به عبارت دیگر: استرس شرایط یا احساس است که فرد زمانی به آن دچار میشود که احساس کند نیازهایش فراتر از منابع فردی و اجتماعی است که در اختیار دارد.

ویژه گی های افراد مقاوم در مقابل استرس
۱- احساس کنترول دارند
۲- هدفمند بودن همراه با احساس و مسولیت
۳- مبازه طلبی و چالش جویی
۴- در برابر فشار روانی شاداب زیستن
۵- توانای ابراز وجود.

و رونی:
۱-عصبانیت
۲-خشونت
۳- کینه
۴- تنفر
۵- احساس گناه
۶-احساس تر شدن

و در کنار این دو گزینه آثار رفتاری و زبانی هم است
۱-رها کردن دهن به ناسزا گفتن ، دشنمام دادن
۲- فریاد کشیدن
۳- زد و خورد

توصیه های قرآنی برای مدیریت و کنترول خشم
۱- ذکر و یاد خدا و پناه به بردن به خداوند
۲- سعی کنیم اشتباهات دیگران را نادیده بگیریم
۳- تقوا و پرهیزگاری
۴- سجده کردن
۵-فرستادن صلوات بر پیامبر(ص)
۶- وضو کردن
۷- تغیر حالت دادن
۸- ذکر یونسیه برای درمان خشم و گرفتاری
۹- سکوت
۱۰- نفس کشیدن ، ورزش ، قدم زدن ، آب نوشیدن
۱۱-Relexition نفس عمیق گرفتن تا ده ثانیه و بعد خارج کرن ان از راه دهن تکرار سه بار
۱۲- دارو ضد اضطراب استرس

 درس امروز تفکر خلاق است
   اهداف بنده در این برنامه
1: فعال نمودن ذهن شما دوستانم در رابطه به تفکر خلاق
۲: آشنا نمودن بیننده گان به اجزا و مراحل تفکر خلاق
۳: توانمند شدن شما در تفکر خلاق 
۴: دادن انگیزه برای ایجاد ایده خلاقانه

               تفکر خلاق چیست؟
تفکر خلاق توانایی فرد برای تولید ایده ها ، بینش ها و یا اشیا جدید و بدیع و باسازی مجدد در علوم و سایر زمینه هاست که از دید علمی زیباشناسی تکنالوژی و اجتماعی با ارزش شناخته میشود  و یا توانایی بوجود آوردن یک چیز جدید که بی نظیر باشد.

       اجزای تفکر خلاق
 ۱: سیالی ( توانایی تولید ایده فراوان)     

۲.ابتکار: توانایی خلق ایده بدیع و غیر عادی  یعنی چیزی از قبل ساخته شد ولی تو با ابتکارت مورد استفاده آن را بهتر ساخته اید                 
۳.تخیل: توانایی به ذهن آوردن تصاویر و پدیده ها یعنی کاری را میخواهد انجام بدهید اول آن را در ذهن خود آورده و بعد طرح کرده و بعدا عملی میکنید.
 ۴. انعطاف پذیری: ارزیابی یک موضوع از جوانب و زوایایی مختلف(  یک کار را که انجام میدهید باید از هر جوانب برسی کنید از جانب تحقیقی ، فرهنگی ، پژوهشی و شرایط برسی کنید و انعطاف پذیر باشید

 

           ارتباط تفکر خلاق و شوخ طبعی     
اشخاص که خنده روی هستند و باعث میشوند دیگران خنده کنند و خوشحال باشند آن اشخاص که باعث خوشحالی دیگران میشود در حقیق خلاق هستند چون این هنر را هرکی ندارد.
در هر باخش زندگی باید شوخ تب و خنده روی باشیم 
چون این خوشحالی است که تخیل و راه حل های بهتر و آسان را برایم ما به وجود می آورد پس همیشه خوشحال باشید تا به خوشی و پر انگیزه به اهدافتان دست پیدا کنید
             ضرورت تفکر خلاق در علوم
در هر بخشی که هستید و از آن رشته یا کاری که میکنی رازی و هستی دوست داری و کار خود تان را به بهترین شکل انجام میدهید و حتا اگر ساعت ها کار کنید خسته نمیشید کار های را انجام میدهید که دیگران انجام داده نمیتواند پس به یقین شما در کار خود خلاق هسین و توانایی خلاقیت بیشتر در کار خود خواهی داشت و کوشش کنید در کار خود خلاقیت نشان بدهید.
                    خلاقیت و تجربه
شما هر کاری خلاق را که انجام میدهید باید تجربه داشته باشید  یعنی شما یک چیز را میسازید و قرار است آن را برای دیگران نشان بدهید یا به نمایش بگذارید باید اول خود شما آن را تجربه کنید.

                مراحل تفکر خلاق
۱. آماده گی :اگر یک کار را میخواهید انجام دهید باید اول خوبی و بدی ، مصرف و گذاشتن وقت برای ساختن آن را تایید کنید هر مشکل را قبول کنید.
۲. مطاله آن: باید مطالعه کنی و اشخاص که آن کار را انجام داده اند چی خوبی ها داشته و چی بدی ها داشته  و چیگونه موفق شدند را بدانیم.
۳. تغیر : بعضی اوقات شرایط بشکل که میخواهی پیش نمیرود  پس باید راه دیگر را برای رسیدن به هدفت انتخاب کن تا بتوانید به اهدافت دست پیدا کنی.
۴. پختگی: باید چنان بالای کاری که انجام میدید حاکم باشید که هیچ مشکلی نداشته باشید و از دید خودتان به پختگی برسید و هیچ مشکلی نداشته باشید.
۵. اشراق : کاری را انحام دادی و برای مردم نشان بدهید و نظریات آن ها را بشنوید و برای بهتر کردن عملکرد خود سولات را جدی بگیرید.              
۶. وارسی : باید نظریات مردم چی خوب چی بد قبول کنی و اصلاح کن
۷. اجرا : در اخیر کار را که انجام دادید و به اجرا بگذارید.

 

    راه بوجود آوردن و حفظ تفکر خلاق
۱. ایمان داشته باشید که میتوانید: هر کاری را که میخواهد انجام بدهید بخود باور داشته باشید که آن کار را میتواند انجام بدهید و اعتماد به نفس داشته باشید و حتما موفق خواهی شد.
۲. اگر اراده کنید ذهنتان راهی را پیش پیتان میگذارد تا شما به بهترین شکل به اهدافتان برسید.
۳. تفکر خود را عوض کنید:  اگر میخواید یک کار را انجام بدهید و به خودمیگوید که من این کار را انجام داه نمیتانم فلانه نتانست من هم نمیتانم این اشنباه است باد باور و یقین داشته باشید با اعتماد پیش بروید و حتما موفق خواهی شد.
۴. توانایی یک برداشت ذهنی است : اگر بر دهن تان یک ایده ای می آید که شما آن را انجام داده میتوانید پس به یقین شما میتوانید.


          راهکارهای گسترش تفکر خلاق
۱.رفتار اشخاص که خلاق هستند به خود الگو قرار دهید 
هرکار را که انجام بدهید باید اشخاص که آن کار را     کرده و موفق شده اند سرمشق خود قرار دهید.
۲.تصورات ذهنی خود و دیگران را تقویت کنیم
۳. هر فکر جدید که به ذهن تان می اید باید بنویسیم تا از حافــه موقت پاک نشود.
۴. اجازه بدهیم تا از ما سوال بپرسند و سولات آنها را جدی بگیرم این سولات مردم باعث میشود تا مسعله بیشتر حل شود
۵. به عقاید دیگران باید ارزش بدهیم و اجازه دهیم که حد ممکن کار هایشان را با زوق و سلیقه خود انجام دهند.
۶. سعی کنیم پاسخ ما بگونه ای باشد که آنان را وادار به سوال جدید کند تا اشخاص که ما به آنها صحبت میکنیم با ما کمک کننده باشند و با تب خوشی و صلح صحبت کنیم.
۷. توانایی دیگر و خود را بپذیریم
۸. هوش، استعداد ، مهارت و تلاش بخشی از عوامل خلاقیت است باید آنرا رشد دهیم تا هیشه موفق باشیم.

ویژه گی های دارنده گان تفکر خلاق
۱. به همه جوانب یک موضوع و یا مسعله توجه دارند یعنی از دید فرهنگی ، فرهنگی ، پژوهشی و جامعه باید مد نظر گرفته شود.
۲. فکر های بکر( استفاده نشده ) : را بیشتر از خودشان میدهند.
۳. به راه حل های می اندیشند که ممکن از نظر دیگران بی اهمیت باشد از کمترین راه حل استفاد میکنند.
۴. مثبت نگر و پر انرژی هستند (+=+×+ میشود ولی-=+×- میشود) پس همیشه نکات مثبت در نظر بگیرید.
۵. همواره کنجکاو و در جستجوی اصطلاح جدید و نو هستند.
۶. معمولا برای هر سوال آماده گی ارایه پاسخ متعدد را دارند.
۷. خود را محدود به دیگران نمیکند( فلانه نتوانست من م نمیتانم باید به وین فکر نباشیم)
۸.از قدرت تصویر سازی ذهنی بالای برخوردار اند
برای حل هر مسعله  اول در ذهن خود ایده میسازند و بعدا خود را در آن میبینند و بعد در زندگی عملی میکند.

       شنونده گی فعال           
موضوع امروز شنونده کی فعال است
اهداف امروز
۱.آگاهی شما از شنونده گی و گوش دادن
۲.دادن آگاهی از مهارت های شنونده گی
۳.استفاده شما از تکنیک های گوش دادن فعال
۴. دادن آگاهی از تربیت های شنونده گی
 گوش دادن فعال یا ( Active lestining)چیست؟
۱. مهارت است که از آن شنونده بطور کامل و صحیح منظور گوینده را درک نموده و پیام ارتباطی میان آنها ردوبدل میشود و هیچ سوی تفاهم رخ نمیدهد و هیچ جنگجالی را به وجود می آورد.
۲.مهارت است نقش مهم در برقراری ارتباط موثر دارد
و صمیمت و همدلی را به وجود می آورد و باعث افزایش تاثیر گذاری و کاهش تعارض میگردد.
۳. گوش دادن موثر فرایند است که افراد علاوه بر اینکه حرف های یکدیگر رامی شنوند سعی میکنند همدیگر را نیز درک کنند و باید شخصی که حرف میزند با تمام وجود باید حرف مخاطب گوش کنیم اگر حرف خوشحالی باشد خوش باشید و لبخند بزنید و اگر غمگین است باید خود غمگین بگیرم باید خود را در جای او قرار بدهیم و زود قضاوت نکنیم باید چنان گوش کنیم که طرف راحت حرف بزند و در دل کند حوش کنیم نصیحت نکنیم و اگر دلیل منطقی داشتم خوب نداشتیم.

ساکت ماندن بهتر است
   و باعث ایجاد رابطه و صمیمیت میشود و طرف به شما علاقه پیدا میکند و باعث میشود تا همیشه با شما صحبت کند و با ارزش میشود 
در حال حاضر گوش کننده ها خیل کم هستن همه ما دوست داریم یکی گوش کند تا همیشه صحبت کنیم و درد دل کنیم افراد که باید گوش کنن و درکمان کنند خیلی کم هست پس اگر یک گوش کننده خوبی و درک کننده خوبی و خود را بجای آن قرار دادن اینطور افزاد خیلی کم پیدا میشوند یک داستان را میگم
یک روز یک شخص تحصیل میکند و در یک آموزشگاه می رود درس میدهد پس یک مدتی مشکلات پیش می آید و رفته نمیتواند بعد از چند سالی میخوهد دوباره به آموزشگاه برود از طرف دانشگاه برایش گفته میشود جای خالی نداریم
با هر قدر کوشش نمیتواند وظیفه پیدا کند و بیکار میشود و مایوس میشود بعد یک دوستش یک خواهر خوانده اش حالت اش را میبیند به غیرت می آید برایش در یک بانک وظیفه میگیرد بعد از مدتی دختر خانم مریض میشود پول کافی ندارد شخص میبیند که دوستش داره جان میدهد باید یک کاری کند شخص که با شخصیت بود به خودش گفت اگر پول ازبانک بدزدم شخصیتم چطور میشه و بعد میگه جز این چاره ای ندارم پس ناچارمیشه پول برمیداره ودوستشه درمان 

میشود و بعد از محاسبه برسی میشود که پول بانک کم  است شخص زندانی میشود  
پس خواهر خوانده شخص پول را پس پیدا کرده میدهد و آزاد میشود 
پس شما ببینید فدا کاری های قهرمانان را چطور درک دارند و چطور خودشان را بجای دیگران قرار میدهد

پس بیایم یک گوش کننده خوبی باشیم تا صمیمیت و روابط خوبی داشته باشیم

        فرق بین شنیدن و گوش دادن
۱. شنیدن یک فرایند فزیکی است و جسم صرفا به معنی مسایل است که نیاز به یادگیری ندارد و شنیدن غیر ارادی است که ما اگر در خانه باشیم صدای تلویزیون اعضای خوانواده رادیو هرچیز دیگر را میشنویم ولی نیاز به یادگیری ندارد ما اکر چی بخواهیم یا نخواهیم ما شنیده میتوانیم پس غیر ارادی است شنیدن
۲.گوش دادن یک فرایند شناختی است که عملا یک فعالیت ذهنی و تحلیلی محسوب میشود که نیاز به فراگیری مهارت های مرتط به آن است و گوش دادن یک فرایند شناختی عاطفی است که ما اگر بخواهیم موضوع را فرابگیریم باید حوش ،حواس و فکر منفی و دیگر فکر هایمان را کنار گذاشته تمام حوش و حواس

خود را پیرامون موضوع باید بگیریم

خلاص شنیدن و گوش دادن
شنیدن که است از گوش میگذرد
ولی گوش دادان که است از مغز میگذرد
پس یک گوش کننده عالی باشید
یک گوش کننده خوب یک گوینده عالی است
تا بتوانید روابط موثر دوست های خوب ارزش خوب  محبت را زیاد کنید.

   مهارت های گوش دادان فعال دو شکل است
               کلامی و غیر کلامی
اول کلامی:
۱. تقویت نکات مثبت( شخصی صحبت میکند و شما در اخیر برای مخاطب نکات مثبت همان موضوع را میگوید که شخص میفهمد واقعا توجه کرده و خوشحال میشود)
۲.به خاطر آوردن( بخاطر آوردن نکات خوب دوباره مخاطب که باعث میشود شما را بپذیرد و عزیز میشوید پیش شخص)
۳.پرسیدن سوال(در اخیر از شما سوال میپرسد شما باید نکات مهم موضوع را بازگو کنید)
۴.بازتاب( شما گفته های شخص را تکرار میکنید و تایید میکند و جمله های مهم و خوب تکرار کنید)
۵.تکرار خلاص مطاله( نکات گفته های مثبت و منفی 

۶.پاسخ دهید( سوال میشود و شما پاسخ میدهید یادداشت باید کنید نکات مهم را)

          ب: غیر کلامی
۱.لبخند( واقعا لبخند زدن یک جادو است که روابط را رونق میدهد شما باید در هنگام صحبت و هرکار خود باید همیشه لبخند بزنید هم صمیمیت و هم تامین روابط میکند)
۲.تماس چشمی( باید هنگام صحبت کردن و گوش کردن تماس چشمی کمتر از ۱۰ ثانیه و بیشتر ۵ ثانیه داشته باشیم)
۳.تمرکز داشتن(هنگام گوش کردن باید چشم ، جسم ، حرکات و توجه را به گوینده داشته باشیم تا شخص فکر  کند که ما موضوع جالب است تا روابط خوب شود)
۴.سکوت نمودن( هیچ گاه نباید در میان حرف کسی نپریم باید گوینده را بگذاریم تا آخر حرف هایش را بگوید تا سبب از بین بردن روابط نشود)
۵. یادداشت برداری( نکات مثب و منفی گوینده را یادداشت کنیم و دراخیر خلاصه کنیم)
۶.انعکاس( نظر به شرایط باید انعکاس پذیر باشیم یعنی اگر کسی خوشحال است اگر خودمان هم ناراحت باشیم باید بگونه ای برخورد کنیم که خوشحال هستیم
اگر کسی عزیزش را از دست داده است باید با او غم شریکی کنیم  و خودرا  بجای  او قرار بدهیم.

         مزایایی گوش دادن فعال
۱. برداشت کامل و درک مناسب( باید از موضوع برداشت خوب کنی و به حرف ها و شخصیت گوینده احترام بگذاری تا ارتباط خوبی داشته باشی)
۲.تقویت ارتباط و تعامل خود با دیگران( گوش دادن خوب باعث تقویت ارتباط میشود)
۳.جلوگیری از سؤ تفاهم( هنگام احساسات اگر به حرف مخاطب گوش کنیم باعث جلوگیری از سؤ تفاهم میشود)
۴.افزایش قدرت یادگیری( تمرکز بر پیام های دیگران میتوانیم تمام موضوع را یاد بگیریم)
۵.تشویق دیگران( یک شنونده خوب همیشه با گفتن کلمات خوب شخص به خودش شخص را تشویق میکند و باعث تامین روابط میشود)
                                
              اصول گوش دادن
۱.صحبت نکردن( در جریان صحبت دیگران صحبت نباید کنیم تا روابط خراب نود)
۲.خودتان را برای یادگیری آماده کنید( باید سیر انرژی  باشی و یک یادداشت با خودت بیاری)
۳.عوامل حواس پرتی را حزف کنید( مثلا مصروف شدن به فیس بوک ، یا فکر های مزاهم یا فکر کردن به گذشته را دور کنید و حوش حواس خودتان را به موضوع بگیرید)

۴.همدردی کنید( باید هنگام صحبت شخص که درد دل میکند با تمام وجود بدون حرف زدن فقط گوش کن تا آخر بعد در اخیر خودت را بجای آن قرار بده و مدردی کنید )
۵. صبور باشید( هنگام که حرف های غلط یا حرف های را که میفهمی و حالا دوباره میگه باید بازم صبور باشی و بازم گوش کن تا موجب از بین رفتن روابط نشود)
۶. از قضاوت شخصی بپرهیزید( مثلا اگر کسی سکه را نشان میدهد یک طرف سکه شیر است طرف دیگر سکه خط شخص اول میگه خط شخص دوم میگه شیر پس باید قضاوت شخصی نکنیم باید همیشه درک داشته باشیم خودمان بجای دیگران قرار بدهیم)
۷. به ایده ها گوش دهید نه تنها به کلمات( تنها به کلمات که شخص صحبت میکند گوش نکنید شاید شخص کلمات پس و پیش بگوید ولی مهم هدف و ایده است باد ما درک کنیم که ایده یا هدف اصلی آن چیست)

      موانع گوش دادن فعال
۱.تشخیص بجای همدردی( باید از کلمات تشخیص و قضاوت نکنیم باید همدردی کنیم تا طرف راحت باشد)
۲. دل سوزی بجای همدردی( شخص صحبت میکند و درش را میگوید و شما هدفش را نمیفهمید و همدردی نمیکنید و میگوید که بیچاره فلا مشکل ره داره بجای این ساکت باشید و همدردی کنید)
۳.تعصبات و عقاید قدیمی دارید( اگر در یک جای میروید که یک شخص که از تو پاین بود حالا از تو بالا است و تو به او کارت بند است به خودت میگی این کی است یک روز در کوچا و بازارا بود مه پیش این بروم هرگز نمیروم پس نباید تعصب کنید باید این را قبول کنی که تو کم تلاش کرده ای و او حتما ییشتر تلاش کرده و باید پیشش بروی و کارت را رواج کنی و این تعصبات تا ۲۵ ساله گی دوام دارد پس از ۲۵ ساله گی از بین میرود)
۴.قضاوت میکنید( نباید قضاوت کنی باید درک کنی کافی است قضاوت را به مردم بگذار)
۵.تجارب گذشته( قبلا دوست بودین حالا موقفش از تو بالاتر است حالا پیش تو می آید صحبت میکند باید تصب نکنی و به حرف هایش تا آخر گوش کنی)
۶.اشتغال ذهنی ( باید ذهن خود را هرطرف مخشوش نکنی باید تمام فوکس روی موضوع باشه)
۷.داشتن ذهن بسته( ذهن بسته اشخاص که هیچنمیخواهند یاد بگیرند در حالی که هیچ چیز را نمیداند باید همیشه یاد بگیریم یاد بدهیم و یاد بگیرم)

درس امروز حل مسًله
اهداف:
فعال نمودن ذهن درباره اهمیت حل مسله
توانمند شدن شما نسبت به حل کار آمد مسایل
توانمند شدن شما در تصمیم گیری های مار آمد
توانمند شدن شما در ریارویی با چالش


حل مسله چیست؟
حل مسله گونه ای از تفکر برای حل کردن مسایل ای خاص است و شکل دهی به انواع پاسخ ها و گذینش ها پاسخ مناسب از میان پاسخ های متعدد را در بر میگیرد یا حل مسله فرایند تفکر منطقی و منظمی است که به فرد کمک میکند تا هنگام رویارویی با مشکلات راه حل های متعدد را جستجوکند و پس بهترین راه حل ها را انتخاب نماید.
زندگی یم فرست بزرگ و شاید یک مسله بزرگ است که روزانه مسایل کوچک را برای ما به ارمغان می آورد که ما آن ها را مشکل یاد می نمایم دنیایی واقعیت ما انسان ها مملوم از مسایل مشکلاتی است که هر روز با آن مواجه میشویم و یا آنها با ما مواجه میشود
حل مشکلات روی انسان تآثیر سازنده ای در ایجاد اعتماد به نفس و کسب آرامش دارد به انسان نیروی ویژه و انگیزه مناسب رای مواجه شدن با مشکلات هدیه میدهد.
حل ناقص گره های ناگشوده بهداشت و روان شخص را بطور حودی تهدید میکند و یا انجام دادن کاری که به عجله تصمیم بگیریم و بطور درست حل نکنیم همان کار درآینده دوباره بالای ما تکرار میشود و مل مجبور برای انجام دادن دوباره آن کار میشویم پس ما باید از اول تصمیم درست و کارهای درست انجام بدهیم تا کارمان نتیجه اش ناقص نشود.
بنظر میرسد انسان ها اکثر اوقات میتوانند  مشکلات خویش را حل نمایند بدون آنکه حل مسله را بصورت مدون و درک گاه مهارت زندگی آموخته باشند اما از سویی دیگر خیلی اوقات انسان نمیتواند مسله خود را حل بسازد چون حل مسله را بصورت یک مهارت نیاموخته اند یا تمرین نکرده اند 
جل مسله از نظر اندیشمندان در بالاترین مسله از فعالیت های انسان قرار دارد.
افراد که توانایی حل مسعله را دارند از فشار ذهنی کمتری برخورداری هستند
افراد که مسله را زود حل میکند افکار مخشوشی ندارند
اشخاص که حل مسله خوبی دارند همیشه در تلاش و جستجو هستند
هرکاری که در زندگی انجام میدهی و ناکام میشوید نباید به خودت بگویی من بیکاره هستم یا توانایی انجام چنین کار را ندارم باید از خودت بپرسی مشکل در کجا بود که موفق نشدم ضعفم چی بود و آن ها را پیدا کن و مشکل را به چالش تدیل کن کوشش بیشتر و تلاش بیشتر مساوی به موفقیت
ادیسون 999 بار تجربه را انجام داد ولی برق را اختراع کرده نتوانست نا امید نشد و  به خودش گفت که من با 999 روش که انجام دادم اگر موفق نشدم ولی تجربه کردم با 999 روش نمیشود که برق را اختراع کرد و سرانجام مرتبه هزارم موفق به اختراع برق شد و پس من برای شما توصیه میکنم که هر ناکامی زندگی تان را یک تجربه بدانید نکات ضعف دور کن نکات قوت ات را قوی کن همیشه به نکات مثبت فکر کن
ویژه گی های افراد فاقد توان حل مسله
وج.د مشکل دلیلی بر ضعف بی کفایتی ، بی لیاقتی و بی اعتقدادی می دانند که توانایی حل چنین مشکل را ندارم از توانم بالاست و ......
هنگام مواجه شدن با مشکلات و مواقع که باید تصمیم بگیرند مرتب خود را سرزنش و ملامت میکنند یعنی من یک انسان بد بخت هستم از پس هیچ مشکل بر آمده نمیتوانم و.....
معتقداند که یک دنیایی خوب و دنیایی بدون مشکل است. ولی برعکس دنیا هنگام خوب و زیبا هست که مشکلات بیاید و مشکلات را از سد راه خود دور کنیم به خود بگوییم که موفق شدم
روش معمول این افراد فرار یا اجتناب است . اینگونه افراد هنگام مواجه شدن با مشکلات کوشش میکنند که فرار کند از مشکل اما اشخاص موفق کسایی هتنده با مشکلاتشان مواجه میشوند و یا مخواهند که زود مشکل را حل دکند و زود تصمیم میگیرند که مشکل را جل کنند در نتیجه مشکل را ناقص جل میکند. باید در گرفتن تصامیم هیچ گاه عجله نکنیم
 معمولا بدون اندیشیدن عمل میکنند. یعنی بدون هدف گذاری و برنامه ریزی یک کار را انجام میدهند.
در مقابل مشکلات وموقعیت های تصمیم گیری احساسی درماندگی و نا امیدی میکنند.یعنی با احساسات تصمیم میگریند و از روی احساسات یک تصمیم را میگیرد و بعدا پشیمان میشود
قادر به پیش بینی پیامد راه حل ها و نتیجه تصمیم گیری های خود نیستند. اینگونه از اشخاص آیمده نگر نیستند و دور نمایی چند ساله ندارند اشخاص موفق کسای هتند که خودشان را در 10 سال آینده در رویایی خوب میبنند و مقایسه میکنند در 10 سال آینده شان هدف و برنامه دارند.

فرایند مراحل حل مسله
رویکرد صحیح نسبت به مشکلات ( مشکل را به عنوان مشکل پذیرفتن و آن را به چالش تبدیل کردن و چالش را طبقه بندی کرده و تک تک مکمل کردن پالش نتیجه موفقیت بشکل منطقی و دست یافتنی)
تعریف دقیق مسله : مشکل جطور آمد ، از طرف کی آمد ، پی زمان آمد را روی ورق بنویسید.
پیدا کردن راه حل های متعدد فراوان : مشکل را روی ورق می نویسی و نکات منفی و مثبت را روی ورق می نویسی و بعد راه حل هایشان را می نویسی و بعد بهترین گذینه ها را برای حل مسله لاانتخاب کنید.
ارزیابی و انتخاب راه ها : از قبل هدف و برنامه ترتیب کرده اید حالا در وسط اهدافتان قرار دارید باید کارهای که تا حالا انجام داده اید را ارزیابی کنید اگر کدام کار تان ناقص انجام شده باشد را دوباره انتخاب برنامه ریزی کنید.
اجرا راه جل ها : بعد گذینش راه حل ها و انتخاب بهترین گذینه وقت عملی کردن و اجراه است.
یک کار انفرادی را که انجام میدهید باید هر راهی که بر ذهنتان می آید را روی یک ورق لیست کنید
هدف گذاری و برنامه ریزی : قبل از انجام هرکاری باید اول هدف تعین کنید و بعدا برنامه ریزی کنید حتا تا 20 سال پیش تان را برنامه ریزی کنید و هدف داشته باشید.
یک کار را که میخواهید انجام بدهید باید از اول این  فکر را بکنید که آیا شما وقت ، سرمایه ، توانایی و قدرت انجام چنین کاری داری بعد تصمیم بگیر مثلا اگر قرار باشید شما ازدواج کنید قبل از انجام چنین کار اول بپرسید که آیا پول داری ، خانه داری ، موتر داری ، توانایی نگهدار همسرته داری و .... باید قبل از انجام چنین کار باید خوب فکر کنیم و بعد تصمیم بگیریم

تصمیم گیری 
علما 7 نوع تصمیم را معرفی کرده اند که :
احساسی : به اثر دل سوزی یک تصمیم را میگیرد بعدا پشیمان میشوید.
اضطراری : در شرایط سخت تصامیم زود مثال می آورم قرار است شما تک طیاره بگیرید و عجله دارید تا تکیت طیاره را بگیرد و پول نداری شما مجبور به تصمیم گیری میشوید تا از یکی پول قرض کنید تا تکیت طیاره را بگیرید.
زیر امر: یک دستور از طرف ریس که باید این کار را ذانجام بدهی.
اجتنابی : دل و نادل بودن که نمیدانم این کار را بکنم یا نکنم.
تکانش : یک تصمی را گرفتی بدونم فکر کردن ولی نتیجه خوبی دارد و برعکس خیلی بد .
عقلانی : که با فکر کردن و توسط فکر و عقل خود تصمیم میگیریم بهترین تصمیم را .
منطقی : که پیامد مثبت را نسبت به منفی بیشتر میداند و از منطقی خود تصمیم میگیرد.

 


در کل دو نوع تصامیم داریم
انفرادی : میتوانیم در رابطه تصامیم که مربوط خودمان میشود بشکل انفرادی تصمیم بگیریم و با خود فکر کنیم کار های را که میخواهیم انجام بدهیم
گروپی : کار که بشگل گروهی انجام میشود یک گروب روی پآن کار میکند نظریات تمامی اعضا گرفته میشود و در اخیر یک نتیجه اعلان میشود.


همیشه خودت از هیچ کسی کم و ناتوان فکر نکن همیشه فکر کن تو قویتری .
همیشه در مقایسه با دیگران به دیگران و شخصیت دیگران ارزش بده تا به شخصیتت ارزش داده شود از دیگران زیاد تعریف کن تا دیگران تعریفت کنند همیشه نکات مثبت دیگران را بگو تا نکات مثبت ات را بگویند

سلام دوباره
موضوع امروز شرایط سخت است
اهداف این موضوع
۱.آگاهی از شرایط سخت
۲.آشنایی با مقابله با حالات دشوار
۳.چه چیزی مارا در معرض حالات سخت قرار میدهد


حالات سخت
وضعیت یا حالت که حس می کنیم در شرایط سختی غیر عادی بسر میبریم و یا همان حس ایجاد شده در شرایط سخت و دشوار که برای ما رخ میدهد. وقتکی حس کنیم همه چیز زندگی خلاف میل ما ‍‍‍‍‍‍اجامشود.
و یا ما یک کار را انجام میدهیم تصور میکنیم که نتیجه را که میخواهیم میگیریم ولی نتیجه که معلوم میشود نتیجه چیزی دیگری است وخلاف میل مان هست همین خودش نوع شرایط سخت است
همیشه این را بدانید: اول تلاش دوم زحمت و سوم هدف نتیجه نهایی که میخواهیی 
باید تلاش کنی و زهمت بکشی به اندازه هدفت به هر اندازه که هدف بزرگ داری زحمت به همان اندازه بکشید تا به اهدافتان برسید
هرگاه در شرایطی سخت قرار میگیرید باید هیچ گاه تصمیم۱۸۰ درجه نگیرید باید منطقی عمل کنید و تسلیم نشوید هرگاه تحت شرایطی دشواری قرار گرفتید اول خودتان را ریلکس یا آرام کنید بعد از آن به فکر آرام تصمیم بگیرید 
 در ادامه باهم نحوه مقابله با شرایط سخت را میخوانیم با من همرا باشید.
چی چیز شما را دچار حالات سخت و دشوار میکند
سیاست  : امنیت در نبود امنیت که یک فکر آرام و دور از جنگ و زد و خورد نداشته باشیم هیچ گاه با فکر آرام تصمیم گرفته نمیتوانیم به اهداف ما خلل وارد میکند مانع برای رسیدن به اهدافمان میشود.
اقتصاد : منابع مالی یا حمایه کننده مالی نداشته باشیم یک کسی نباشد مارا حماییه کند و زمینه را مساعد بسازد تا به اهدافمان برسیم هم یک مانع شناخته میشود.
فرهنگ :  جامعه افراد جامعه که در باره ما قضاوت نادرست میکنند و یا هم رسم رواج های خانواد گی بخصوص یک محفل که میشود از طبقه خانم ها در یک محفل یا عروسی میرود اگر لباس را که قبلا در یک محفل پوشیده باشد را دوباره انرا نمی پوشید مارا مجبور میکند تا یک لباس جدید برایش بگیریم در حال که در آمد مناسب هم نیست.
شکست : در یک آزمون که اشتراک میکنید و شکست میخورید بسیار در یک شرایط سخت قرار میگیرید باید در چنین شرایطی تصمیم 180 درجه نگیریم تا زمان که حالت ریلکس را بهن خود نگیریم.
  
نکته برای اشخاص که خواهان موفقیت های بیشتر هستند همیشه با اشخاص نشصت برخواست داشته باشید که با هدف ، با برنامه و پر انرژی باشند تا شما از آنها انرژی بگیرید یک انسان از یک انسان دیگر انرژی میگیرید کوشش کنید همیشه پر انرژی پر انگیزه و پر تلاش باشید و از درون شاد باشید چون دلیل موفقیت همین شادی هست که ایده ها را در زمان سخت به ذهنتان می آورد 
یک ضرب المثل عامیانه داریم میگویم که :
با نشنی ما شویی             با دیگ شنی سیاه شویی
پس اگر با اشخاص با هدف و با برنامه و سر انرژی نشصت داشته باشید خو و خواص آنها را میگیرید به اوج موفقیت میرسید و اگر با اشخاص بی هدف و بی برنامه و بی انرژی بنشینید خو و خواص آنها را میگیرد و نابود میشوید
پس انتخاب به دست شماست با ما می نشینید یا با دیگ؟
راستی یک من از نظریات شما انرژی میگیرم پس برای اینکه متن های بیشتری برای شما به اشتراک بگذارم از شما میخواهم تا نظریات بیشتری بدهید تا من انگیزه بگیرم بیشتر برای شما زخمت بکشم

حالا رسیدیم به مرحله مقابله با شرایط سخت
تکنیک های برای بیرون رفت از حالات سخت
عجله نکنید : زمان که برای شما شرایط دشوار رخ میدهد شما برای بیرون رفت از آن بسیار زود تصمیم و عجله نکنید تا بعدا پشیمان نشوید  در مان بعضی  درد ها را زمان مشخص میکند
هوشیار باشید : همیشه هوشیار چالاک کاوش گر باشید در هر تصامیم خود باید از صبر تمام و در حالت ریلکس تصمیم بگیرید.

خودت را باور کن : این را باور داشته باشید که هیچ کسی جز خداوند شما برای شما کمک نمیکند شما در حد توان خود تلاش کنید نتیجه اش برا خداوند بزرگ و زمان بگذارید اگر شما از کسی دیگری انتظار داشته باشید یا منتظر فرست باشید این را بدانید هیچ گاه این فرست برای شما به وجود نمی آید انتظار داشتن یعنی نابودی پس باید خودتان باید شرایط را تغیر بدهید و فرست ایجاد کنید باید اعتماد به خودت را بالا ببرید

با افراد + ارتباط داشته باشید : انسان ها بالاای یکدیگر تاثیر دارند باید با افراد مثبت گرا ارطبات داشته باشید 

خوب بخوابید :  هنگام شرایط سخت بر شما رخ میدهد باید یک خواب کنسد تا حالتتاان نورمال شود

خنده : خندیدن و خوشحالی همیشه برای ما راه را باز میکند باید لبخند را سر مشق زندگی خودمان قرار بدهیم تا همیشه تفکر خلاق و بهترین راه حل ها را پیدا کنیم 
ورزش : ورزش کردن در هنگام ناراحتی و حالات دشوار برای ما کمک میکند تا خشم و عصبانیت ها را دور کنیم و خودمان را راحت یا ریلکس کنیم

کمتر حرف بزنید : شما ببنید ما دو گوش و دوش چشم داریم ولی یک دهن داریم پس به این معنی است40 ، 40 و 20 مساوی به 100 که ما باید 2 برابر گوش کنیم ، دو برابر تماشا یا ببینیم   و 1 برابر حرف بزنیم رسم موفقیت و رهبری است تا معلومات بیشتر داشته باشیم و همچنان برای از بین بردن حالات سخت توصیه میشود چون هنگام عصبانیت ما نیاز به توصیه دوستان داریم برای ما توصیه میکنند و راه را نشان میدهد پس باید گوش کنیم تا بذانیم در کدام راه روان هستیم و تصمیم نادرست نگیریم

عبادت کردن : عبادت کردن به خداوند و مناجات کردن برای ما کمک میکند تا از حالات دشوار سخت راهیی پیدا کنیم

موارد که مارا در شرایط سخت کمک میکند
نوشتن : نوشتن چیز های که مارا در حالت دشوار قرار داریم را بنویسیم یا ریکارد کنیم و در حالت که آرام شدیم بخوانیم و گوش کنیم که واقعا می بینید که خیلی تصمیم نا عاقلان گرفتید
گفتگو : هنگام که در حالت دشوار قرار داشتی باید پیش یک دوست مورد اعتمادت گفتگو کنی تا بهترین راه حل را برای ششما نشاند بدهد
طبیعت : هنگام ناراحتی برویم در یک موکان طبیعت و هوایی تازه بریم و هوای تازه بگیریم تا مارا از حالت دشوار بیرون کند

شمارس اعداد معکوس : در هنگام ناراحتی باید اعدا را برعکس از 100 تا 1 بخوانیم

تحرک : ورزش کردن قدم زدن برای ما کمک میکند از حالت دشوار نجات پیدا کنیم

استراحت : خواب کردن برای ما هم کمک میکند

آسمان را نگاه کردن :  هنگام ناراحتی و حالات دشوار با ستاره ها نکاه کنیم مسیر ستاره ها را تعقیب کنیم واقعا خس خوشایند را برای ما به وجود می آورد

دیدار دوستان :دیدن دوستان که به ما حس خوشی میدهد برای رهایی از حالت دشوار به ما کمک میکند

گریه کردن : گریه کردن در حالت بسیار دشوار بسیار خوب است که با گریه کردن و ریختن یک قطره اشک یا سنگ بزرگ از دشواری ها از باری شانه هایتان پاین می افتد.

تاریکی : هنگام که در حالت دشوار قرار میگیرید در یک جای تاریکی رفتن برای ما کمک میکند

مطالعه : یک راه بیرون رفت از حالت دشوار مطالعه کردن است

صبر :  صبر کردن یک راه دیگر از خارج شدن از حالت دشوار است

چیغ زدن : هنگام که زیاد عصبانی هستید در یک جایی خلوت بروید بلند پیغ بزنید تا از مشکلات درونی تان کم شود 

با خود خلوت کردن : هنگام حالت دشوار با خودخلوت کنید تاز به فکر آرام تصمیم بگیرید

مادر : هنگام زیاد در شرایط سخت قرار میگیرید با مادرجان خودت درد دل کنید بهترین راه حل را نشان میدهد و کاملا خالی میشوید.
بهانه جویی : هنگام زیا در حالت دشوار قرار دارید و میخواهید که دوستانت ناراحت نشود بهانه جویی کنید و محل را ترک کنید.

شکستن ظرف : شکستن ظرف هم انسان را راحت میکند تا از شرایط سخت راهایی پیدا کنیم

با مشت به خریطه بوکس زدن هم یک راه رهایی از حالت دشوار است.

کلید های برای آرامش در لحظات سخت
برخود اعتماد کنید: همیشه به خود اعتماد داشته باشیم که از عهده هر مشکلی برآمده میتوانیم مشکلات جز از امتحان خداوند است

روی آن چیز های که قرار میگیرید تمرکز کنید: تمام تمرکز تان روی موضوع که قرار گرفتید تمرکز تان را کامل روی آن قرار بدهید تا بتوانید بهترین راه حل را پیدا کنید

سطح توقعات خود را پاین بیاورید : هرگاه توقع خود را پاین آورید و بجای توقع کردن به دیگران  باید بیشتر تلاش کنید آنگاه موفق هواهی شد

آغوش خود را بسوی کسانی که بالایشان اعتماد دارید باز کنید : آن اشخاص برای شما  کمک و بهترین راهئ حل را نشان میدهد

از امید برای فعالیت مثبت استفاده کنید : به پیز های که شما ترقی میکنید نکات قوتتان دهست نوجه کرده و استفاده کنید

بجای فرار کردن به جلو حرکت کنید : بجای اینکه از مشکلات فرار کنید باد با مشکلاتتان مقابل شوید مشکلات جز از زندگی است که شما را به اوجموفقیت میرساند

خود را از دور نگاه کنید : خود را از دید دیگران ببنید که در کدام موقیعت هستید از کدام جایگاهی برخوردار هستید

هر پایان سر آغاز شروع دیگری است


چگونه انسان قوی و مقاوم باشیم
ادامه دهید حتی توقف پیدا کردید : هرگاه مانع ایجاد میشود که اصلا راهی بری شما وجود نداشت بازم برای بیرون رفت از مشکل بدنبال راه حل بگردید 

هدف خود را در معرض دید قرار دهید : هدف خود پیش چشمان خود قرار بدهید و به نتیجه که فرجام رسیده به هدفتان ئهست فکر کنید ایجاد انگیزه میکند انرژی میدهد تا به هدفتان همیشه فکر کنید هدفتان هیچ گاه از ذهنتان دور نشود

انعطاف پذیر باشید : باید تغیر پذیر باشید هنگام که یک مانع برای رسیدن به هدفتان پیش می آید یک راه دیگر را برای پیشبرد هدفتان داشته باشید 
اگر انعطاف پذیر نباشید در همان جای که قبلا بودید باقی میمانید و هیچ پیشرفتی نمیداشته باشید

اعتماد به نفس داشته باشید : همیشه با اعتماد با نفس باشید و به خود باور داشته باشید هر کاری را که میکنید اعتماد به نفس داشته باشید که انجام داده میتوانید پس  صد در صد میتوانید
منتظر تغیر نباشید :  منتظیر هیچ تغیر نباشید چون هیچ گاه این اتفاق نمی افته و این شرایط مهیا نمیشود پس خودت تلاش کن تغیر را ایجاد کنی  انتظار داشتن نابودی است

وظایف کوچک را نادیده نگیرید: بزرگترین موفقیت ما نتیجه هزارن تلاش و موفقیت های خورد و کوچک روزمره ماست که توسط دیگران نادیده گرفته میشود پس موفقیت های کوچک خود را ندیده نگیرید

سلام دوباره
درس امروز مراحل جوانی وعزت نفس چیست
اهداف
بلوغ یا دوره نوجوانی چیست
مراحل تربیت چیست
مراحل رشد در نوجوانی چیست
ایام بلوغیت و تشکیل عزت نفس 

بلوغ یا دروره نوجوانی چیست
بلوغ انتقال از مرحله کودکی به یزرگ سالی و زمان کسب قدرت باوری است
بلوغ از نظر لغوی به معنی رسیدن به سن رشد مرد یا زن شدن است
بلوغ یکی از حیاتی ترین مراحل زندگی انسان است که در این مرحله تغیرات سریع رشد و نمو و اجتماعی به وجود می آید

مراحل تربیت
کودکی
نوجوانی ( 12 – 16)
جوانی (16 – 21 یا 25 )
میان سالی ( 26 – 35 )
بزرگ سالی
از زمان 8 تا 12 وابسته گی ک.دکان است که به مادر پدر و فامیل و چیز های که خوش دارن وابسته میشوند  هنگام آنها را نداشته باشند بدون آنها تحمل کرده نمیتوانند
باید به آنها یاد داده شود اگر خدا نخواسته پدر و مادر را از دست بدهند  که بدون پدر و مادر میتوان زندگی کرد و درس خواند و تحصیل کرد
مساسفانه بعضی از اشخاص اگر یکی از عزیزانش را از دست بدهد اگر بپرسی که چرا درس نمیخوانی چرا تحصیل نمیکنی میگویند من فلانه عزیزم را از دست داده ام باید این را قبول کنیم که تمام ما یک روز میمریم و مرگ حق است باید این را هم قبول کنیم که ما برای خود زندگی میکنیم نه برای دیگران 
و بسیار از این گونه از اشخاص که وابسته هستن در تمام عمر عادت میکنن به وابسته گی

نوجوانی 12 تا 16 ساله گی است که اساسی ترین مرجله زندگی است باید پدر و مادر با فرزندان ( دختران و پسران ) خود چنان صمیمی و دوست و رفیق شود که مشکلات فرزندانش را بداند و برایش از تجربه خود که خودشان در چنین سال قرار داشتن بگوید تا آنها از همه آنچه که قرار است اتفاق بیفته را بداند
18 ساله گی زمان استقلال جوان است که میتواند تصمیم گیری کند میتواند رشته دل خواه اش را انتخاب کند و میتواند تصامیم بزرگ زندگی اش را بگیرد
21 ساله گی زمان است که عقل بدن انسان در اوج دانایی و توانایی است 
22 تا 25 زمان است شناخت خود و شناخت خوبی ها و بدی ها را میداند و میتواند برسی کند و میتوانیم کنترول خوبی داشته باشیم از خود و تصامیم خود
(26 – 35 ) مرحله است میان سالی ما در بلند ترین نقطه قدرت خود میرسیم و بطرف پاین از 35 ساله گی می آیم 
از این به بالا بطرف بزرگ سالی میرسیم


مراحل رشد در جوانی
استقلال در این مرحله میتواند تمام تصامیم را خود جوان بگیرد و میداند چی خوب است چی بد
بلوغ عاطفی : در این مرحله چیز های که قبلا ارزش داشت ارزش بی ارزش میشود و چیز های که ارزش نداشت با ارزش میشود در نزد جوان
بلوغ اجتماعی : به فامیل ، قوم ، اجتماع و مردم ارزش میدهد و در نزد آنها ارزش پیدا میکند
استقلال مالی : میداند که باید چی مقدار دارد و چی مقدار را در تحصیل ، چی مقدار را در لباس و چی مقدار را در زندگی روز مره خرچ کند و چی مقدار کار کند و چی مقدار برای آینده ذخیره کند
رشد فکری : میداند چی خوب است چی بد است و میداند که باید چی مقدار درس بخواند چی مقدار ذهن و فکر خودش را رشد بدهد استفاده از اوقات فراغت : میداند که در اوقات بیکاری باید ساعت چند کدام کار را انجام بدهد یک برنامه خوبی میتواند ترتیب کند

ایام بلوغیت و تشکیل عزت نفس
عزت نفس عبارت از همان ارزیابی نفس است که طبق معیار های فردی خاص صورت میگیرد
بخش عظیمی از نفس در دوران کودکی شکل میگیرد
باور داشتن و عقیده داشتن چیز های که در درون ماست
عزت نفس عام است ولی اعتماد به نفس خاص
عزت نفس مراحل است که از شکست جلوگیری میکند
عزت نفس از زمان تولد تا زمان آخر زندگی ادامه دارد اگر زمان اطفال مان در کارهای اند هم اگر نتبجه میگیرند باید آنها را تشویق کنیم تا اینکه عزت نفسی انها بالا برود عزت نفسی با اعتماد به نفس مشابه است تنها تفاوتشان این است که اعتماد به نفس در یک کار مشخص است ولی عزت نفس در همه امور زندگی ماست 
متسفانه اگر فرزندان ما یک پیاله یا یک لیوان آب یا چای را میریزاند ما بالایشان صدا بلند میکنیم و اطفال را سیاست مکنیم افال ما عزت نفسی شا پاین می آید و در آینده یک شخص گوشه نشین کم تلاش میشود اگر ما فرزندان زیرک و چالاک میخواهیم پس انتخاب بدست خودمان است باید در خرابی های خورد و ریزه نباید سیاست کنیم اطفال را باید برایشان یاد بدهیم که این کار بد است این خوب است اینر انجام بده این را انجام نده  در موفقیت هایش باید زیاد  تشویق شان کنیم تا نتایج بیشتر کسب کند
اشخاص که عزت نفسی نداشته باشد هیچ گاه اعتماد به نفس داشته نمیتوانند باید اول عزت نفس داشته باشم و بعد اعتماد به نفس در کار که مهارت داریم و منیخواهیم اجام بدهیم میداشته باشیم
 اشخاص که اعتماد به نفس پاین دارند
همیشه خواهان این هستند که کار هایشان را دیگران انجام بدهند
همیشه احساس حقارت و ناتوانی دارند
همیشه خودشان را نادان و نیازمند میداند در یک محفل ترس از صحبت کردن دارند
یک تصمیم را خیلی به مشکل میگیرند و دل شوره دراند
همیشه احساس خجالتی میکنند
همیشه شک میکنند بالای اطرافیانشان
از دیگران انتظار دارند

اشخاص که عزت نفس پاین دارند
ندیدن دوستانش در مقام بالاتر از خود
حرف نزدن در مکان که باید حرف بزند
خود را با دیگران از لحاظ :  لباس ، قیافه ، جسم و شکل که این چیز ها را فلانه کس دارد چرا من ندارم
همیشه احساس گناه کردن در هر کار
اگر شما هم ازین چنین اشکالاات دارید میتوانید شناسایی کنید و دور کنید

راه های افزایش عزت نفس 
هوشیار بودن : یاسد همیشه زیرک و چالاک باشیم هر مسعله که میشود معلومکات کم یا زیاد داشته باشی باید 50 فیصد آن موضوع را تحلیل کنی تا عزت نفس ات بالا برود
موارد که در مورد آنها مهرت دارید پیدا کنید : در هر آنچه که کهارت خوب دارید باید پیدا کنید آنرا رویش بیشتر از همه چیز کار کن چون تو در همان رشته که مهارت داری موفق خواهی شد
روابط مثبت ایجاد کردن: باید همیشه دوست های خوبی انتخاب کنیم و با تمام اشخاص روابط دوستانه داشته باشیم هیچ گاه نباید کاری کنیم که سبب دشمنی شود باید همیشه روابط صمیمانه داشته باشم و احترام به همه اشخاص داشته باشیم و با احترام حرف بزنیم
با خودتان مهربان باشید :  هرگاه خودت را بیشتر از همه دوست داشتی این را بدان که دیگران را هم میتوانی دوست داشته باشی پس خودت را بالاتر از همه دوست داشته باش اشخاص که میگوید که من تورا از جانم کرده دوست دارم آنها در حقیق شما را دوست ندارد چون آنها خودش را دوست ندارد و پس چی.نه میتواند یکی دیگه را دوس داشته باشد
جسور و قاطع باشیم : هیچ گاه نباید دو دله باشیم باید همیشه روی تصامیم که میگیریم خوب فکر کنیم و تصمیم قاطع بگیریم اشخاص دو دله هیچ گاه به هیچ کدامش دست پیدا نمیکند
نه گفتن را بیاموزیم : زمان که توانایی انجام کاری را نداری و انجام داده نمیتوانی باید و توانایی نه گفتن را ندارید و قبول میکنی و آن کار را انجام داده نمیتوانی و هم چندین روز نگران میباشی و پیش مخاطب هم کم میایی پس نه گفتن را یاد بگیر
خودتان را به چالش بکشید : کار های بد خود را پیدا کنید و آنزا اصلاح کنید ( در گفتار ، رفتار ، روابط و غیره ) را پیدا کنید و آنرا اصلاح کنید
همیشه ورزش کنید 


شش ستون عزت نفس
زندگی آگاه هانه : هوشیار باش که چی کار ها را انجام میدهید و به تمام معنی آن کا را دانستن و اگر خلاف آن را انجام بدهید از عزت نفس ات کم میشود
خود پذیری شخصی : هر آنچه  که مهارت انجام آنرا ندارید انجام ندهید
مسولیت پذیری شخصی : هر آنچه که در درون ات است باید بپذیری
جراعت مندی شخصی : باید در کار که مهارت داری باید جراعت داشته باشی
زندگی با هدف : باید در زندگی خود هدف مشخص داشته باشی
یک پارچگی مشخص : باید با تمام وجودت یک پارچگی داشته باشی روی مسعله

شهروند فعال
شهروند فعال کسی است که مسولیت و مکلفیت های خود را بشناسد و آنرا انجام بدهد
حقوق و امتیازات شهروند:
1.حقوق طبیعی : حقوق بشر است که از طرف خداوند برای بشر داده شده است
2.حقوق غیر طبیعی : حقوق بین فردی و دولتی و بین خودی و بین افراد است که همیشه در سدد تامین آن باشد
شهروند پویا 
اشخاص هستند که رفتار ، کردار ، گفتار و افکارش مطابق همان جامعه باشد
مسولیت های اجتماعی : یک شهروند در قبال نا عدالتی و تطبیق نکردن قانون از طرف دولت باید کارهای گروپی را برای ایجاد عدالت دایر کند برای حل چنین مسایل به تنهایی نمتواند کاری را انجام بدهد پس کارهای گروپی نتیجه میدهد
مسولیت های فردی : از جمله مسولیت های فردی شهروند رای دادن و خدکت کردن در ارتش و احترام به حقوق دیگران و پرداخت مالیات و غیره....

شهروند باید بداند که حق و حقوقش بالای دولتی چیست
مسولیت دولت در قبال شهروندان
حفاظت از جان و مال : باید دولت از جان و مال شهروندان حفاظت کند و هیچ گاه اجازه در خطر قرار داشتن جان و مال شهروندان را ندهد به کسی
بهداشت در سلامتی : دولت مسولیت دارد که در صورت مواجه شدن شهروندان باید زمینه بهداشتی شهروندان را فراهم کند
آموزش : دولت مسولیت دارد که زمینه تحصیل و آموزش را برای شهروندان فراهم کند
تهیه کالا ها برای شهروندان : دولت مسولیت دارد که مکتب و شفاخانه ها و دیگر چیز های دولتی را برای شهروندان فراهم کند
منابع :  دولت مسولیت دارد تا منابع آب و غیره را برای شهروندان فراهم کند
تامین رفاه : دولت باید زمینه تحصیل و کار و امکانات را برای شهروندان فراهم کند
کمک و جبران خسارات : دولت مسولیت دارد تا در مقابل حوادث زلزله و سیل آب و دیگر حوادث جبران خسارات و کمک برای شهروندان کند

شهروندان فعال
شهروندان فعال باید از همه خبر های کشور و جعان روز باخبر باشد
باید از حقوق افراد جامعه  پشتبانی کنیم در صورت که به آن ناقانونی صورت بگیرد
رفتارشان باید مطابق رسم و رواج همان منطقه باشد
د رباره حکومت و حکومت دار باید معلومات کامل داشته باشیم
در مورد جامعه و افراد جامعه معلومات کامل داشته باشد
باید به تمام اقوام احترام داشته باشد

حقوق شهروندان
روابط خودمان با همنوع مان و خودمان با دولت 
حقوق مدنی : حق انتخاب میتوانند تمام افراد جامعه آزادانه انتخاب داشته باشد
حق کرامت : باید تمام اشخاص باید به حق کرامت شان باید بدانیم چی زن چی مرد
حقوق اقتصادی : فرصت ها برای شغلی : باید تمام افراد حق یکسان داشته باشد دولت زمینه کار را برای همه افراد یکسان فراهم کند
حق تحصیل : تمام افراد حق تحصیل را دارد باید زمینه تحصیل برای همه افراد فراهم شود

 


جامعه مدنی
نقش جامعه مدنی : برای بهبود سطح پیشرفت میتود درس مکتب و معارف و غیره 
رسانه ها هم جز از فعال مدنی هستنمد
فعالان مدنی مردکم را آگاه میکند که از کدام حقوقی برخوردار هستند
آگاه ساختن مردم برای بهبود محیط زیست
روند تاثیر گذاری بالای محیط زیست
نهاد جامعه مدنی یک بخش غیر دولتی است که از جمله افراد آگاه مردم هستند نه کدام معاش و نه کدام امتیازی دارد و رضا کارانه کار مکیند
فعال مدنی کیست
مدافع حقوق بشر است
سازمان های حقوق بشری هدفشان اصلاح اشکال حکومت است فعال مدنی دولت از معاش و حقوق و امتیاز برخوردار است
ولی فعال مدنی غیر رسمی از هیچ امتیازی برخوردار نیست

 

سلام دوباره
درس امروز اعتماد به نفس
اهداف
فعالنمودن ذهن شما در مورد اعتماد به نفس
دانستن علایم و نشانه های ضعف اعتماد به نفس
روش افزایش اعتماد به نفس
فهمیدن در مورد ارزش های مثبت زندگی
فمیدن نمونه های مثبت و سازنده


تعریف اعتماد نفس:
اعتماد به نفس عنی توانایی و باور های ذهنی درست و مهارت در انامی کاری است
یا اعتماد به نفس ایمان به توانایی های ذاتی و استعداد های فطری خویش با یاری خداوند در پرورش و بهره گیری از آن
اعتماد به نفس یعنی اتکا به نیرو ها و توانایی های خود و بهره گیری از نیروی خدا دادی
اعتماد به نفس یعنی باور داشتن به توانایی های درونی و بیرونی خود از اینکه نبود تلقین نمایم که من میتوانم ، توانمندم  ، بادارزش هستم و میتوانم زندگی خود را به قلع های رفیع برسانم

اعتماد به نفس موفقیت را بدنبال دارد اگر شما یک کتاب را به اعتماد به نفس بالا و بدون استرس بخوانید متمین باشید که آن کتاب را بشکل عالی یاد میگیرید و اگر با ترس و بدون اعتماد به نفس بخوانید شایک هیچ یاد نگیرید پس در هرکاری که انجام میدهید با اعتماد به نفس بالا انجام بدهید و متمینا موفق خواهی شد

ادیسون در زمان کودکی  مدرسه  را میخواند بعد چند وقت بعد استادش یک نامه نوشت که ادیسون یک شخص کودن و تنبل و نا لایق است پس ازین در این مدرسه نیایید ادیسون را در  و به دست ادیسون استاد ادیسون داد و گفت ببر برای مادرت و خودت نخوان نامه را ادیسون نامه را گرفت آمد به خانه برای مادرش نامه را داد و مادرش نامه را خواند اشکش از چشمانش جاری شد و بعد ادیسون از مادرش پرسید که مادر چرا گریه میکنی در نامه چی نوشته است مادر ادیسون به ادیسون گفت که تو یک شخص بسیار با استعداد استی جای تو فراتر از ازین مدرسه است تورا باید به یک مدرسه دیگر ببرم در حقیقت مادر ادیسون به ادیسون انگیزه داد و ادیسون بسیار تلاش کرد 999 بار روی برق کار کرد و ناکام شد ولی هرگز نگفت که من ناکام شدم اعتماد به نفس بالا  داشت و هر شکست اش را تجربه یاد کرد و سر انجام موفق شد برق را کشف کند بعد از رسیدن به بالاترین مقام ها یک نگاه به خاطرات اش کرد روزی از  روز ها به خاطرات خود یک نگاه کرد رفت از کنار یک درخت یک نامه را دید که این نامه همان نامه است که استادش نوشته بود و خواند که ادیسون یک شخص کودن است و نا لایق و تنبل است و ادیسون موفقیت های خودش را مدیون اعتماد به نفس دادن مادرش است
و پس همیشه اعتماد به نفس داشته باشید

باید این را بدانید که تا زمان که اعتماد به نفس نداشته باشید هیچ وقت به کسی اعتماد به نفس داده نمتوانید

یک موضوع مهم این که هر صبح که ما از خواب بر میخیزیم برای ما یک ورق سفید داده میشود که در این یک ورق سفید تی یک روز چی کار هارا انجام میدهیم
پس این هنر شماست اگر میخواهید ورق را چتل نویس کنی پس تو در حقیقت یک روز از زندگی ات را به حدر و دگرگون کردی 
و اگر این ورق را پاک نویس کردی و داخل ورق هدف و برنامه نوشتی و نوشتی که تو در این یک روز از صبح تا شب باید در کدام ساعت کدام کار را انجام بدهم پس تو میتوانی کسب اعتماد به کنی چون تو بالای کار های که میکنی تسلت داری و برنامه ریزی کردی پس تو یک روز زندگی ات را بسیار عالی استفاده کردی و به اندازه یک روز به دانش و شخصیت خود افزود کردی

علایم و نشانه های ضعف اعتماد به نفس
عدم خود باوری: در حالی که میتواند کار را اجام بدهد ولی بهانه میکند و میگوید که من نمتوانم و از عهدا این کار من بر آمده نمیتوانم این کار از تون من بالاست.
بخل و حسارت: دوست ندارد ببیند که یک دوستش در مقام بالتر از خودش باشد
احساس عدم شایستکی: در حالی که شایستگی را دارد ولی میگوید که شایستگی اش را ندارم
نگرانی از اظهار نظر دیگران : قبل از اینکه یک کار را انجام بدهد میترسد که مردم قضاوت خوب یا بد نکند
کندی حرکت و بهم ریختگی: خوب آماده گی گرفته است ولی روی استیج می آید سرخ میشود به هم میخورد تمام برنامه هایش
خود را مجبور به جلب توجه دیگران:آنها کار میکند که دیگران به انها توجه گند و قضاوت خوب کند 
کناره گیری از اجتماع دور بودن: از آن چه که در دلش است نمتواند در یک جمع بگوید
خجالتی کرو بودن:  میخواهد یک چیز را بگوید ولی از گفتنش خجالت میکشد
خود را با دیگران مقایسه کردن: همیشه خودشان را با دیگران مقایسه میکند که باعث میشود اعتماد به نفسش پاین بیایید
نقاط ضعف خود را پوشاندن : همیشه کوشش میکنند که ضعف خودشان را بپوشاند هیچ گاه برسی نمیکند ضعفش را
از شخصیت واقعی خود گریزان بودن: همیشه کوشش میکنند که شخصیت واقعی شان را فراموش کنند
انتقاد پذیر نبودن: انتقاد پذیر نیستند و هیچ گاه نمخواهند که کسی اشتباه شان را بگیرد و فکر میکند که هیچ اشتباه ندارد
در سختی ها مقاومت نداشتن: در زمان سختی ها از مشکلات فرار میگنند

اگر کسی همیشه خوبی شما را بگوید پس این را بدانید که شما هیچ گاه موفق پیشرفت  نمیکنی و رشد نمیکنی باید انتقاد کنند و تو برسی کنی و اصلاح کنی پس دوست من کسی است که در پیش رویم انتقاد کند و عیب هایم را در پیش خودم بگویید 


روش های افزایش اعتماد به نفس
بخود باور داشته باشیم:  اگر کاری را انجام میدهیم باید اول بخود باور داشته باشیم و بخود بگویم که بلی میتوانم این کار از توانم بر می آید و پس شما میتوانید و به دیگران اعتماد به نفس انتقال داده میتوانید
خود را بعد انجام کارهای خوب تشویق کنید: به یا تان بیاورید روزی را که بار اول بود روی استیج حرف میزدی چگونه بودی و حال چطور هستی
لیستی از توانایی های خود تهیه کنید: در زمان شکست خوردن به آنها نگاه کنیم که در است شکست خوردی ولی بخودت بگو تو این توانایی ها را داری و به ما اعتماد به نفس میدهد
به ظاهر خود اهمیت بدهیم ، لباس خوب بپوشیم و تغذیه مناسب و ورزش کنیم
از مقایسه خود با دیگران جدا بپرهیزیم و خود را سرزنش نکنیم 
با افراد موفق و با انگیزه در ارتباط بشیم و الگو برداری کنیم
مثبت اندیش باشیم :  هرکاری را که میخواهیم انجام بدهیم باید بگویم که میتوانم و از پس این کار بر می ایم و به نقاط مثبت ان فکر کنیم پس موفق خواهیم شد اگر به نقاط منفی و از کلمات نمیتوانم استفاده منیم پس هرگز موفق نخواهیم شد
هرگز از موقیت های دشوار فرار نکنیم بجای فرار به راه حل فکر کنیم  موفقیت که به سختی به دست می آید نتیجه بسیار عالی و بالا خواهد داشت


انتخاب ارزش های مثبت
ارزش یعنی : هرچیزی که برای ما بسیار مهم باشد برای اینکه به سعادت واقعی برسیم باید ارزش هایمان را به خوبی بشناسیم و زندگی مانرا به ارزش ها درست بسازیم و همیشه به اساس ارزش هایمان تصمیم بگیریم
نمونه ارزش های مثبت و سازنده
با خدا بودن 
صداقت
ایمان
حجاب 
مهربان و خوش اخلاق
خوانواده
صحت
نیک نامی
صلح دوستی
زیر پا نکردن حقوق دیگران
علم و دانایی
عشق
غرور و .........
اهمیت ارزش : ارزش ها به عنوان یک پژشک هستند که میگویند چی چیزی برای ما خوب است و چی چیز برای ما بد است 
انسان ها زمانی بیشترین احساس رضایت و خوشبختی را دارد که مطابق ارزش ها و باور ها و با اعتمادانش زندگی کند
اهمیت ارزش ها در زندگی ما به حدی است که میتواند مارا به خوشبختی و یا نابودی برساند

 

سلام دوباره
درس امروز مدل های ذهنی است
اهداف
تشریح مد ل های ذهنی توسط تصویر
مدل ها یا تصویر ذهنی چیست
ساخت های مدل ذهنی
نظریات دانشکندان در مورد مدل های ذهنی

مدل های ذهنی چیست
مدل های ذهنی به معنی تصویر ذهنی است که به اساس عقاید ، بینش ف سنجش و درک استوار است
مدل ذهنی یعنی گفتن و باور داشتن است 
مدل های ذهنی راهکاری برای بهبود وارتقاب عملکرد نظام های اطلاعقی است
مدل های ذهنی به معنی دیدها ، باور ها و نیاز ها می باشد
شرح: هر آنچه را که ما در ذهنی خود داریم و به تصویر سازی میکنیم  و خودمان را در آن میبینم و به آن فکر میکنیم و راه حل های آن را جستجو میکنیم  در نتیجه دقیقا همان میشود 
یعنی به هر انچه که عقیده داشته بشیم و باور داشته باشیم در آینده همان به وقوع می پیوندد 
روش و رفتار زندگیتان را ارتقا میدهد تویر سازی ذهنی 
تمام چیز های را که داری دقیقا آن را در گذشته فکر میکردی و حالا آن را داری 
توصیه میشود که هر انچه را که میخواهید بدست بیاورید یا انجام بدهید باید اول آن را در ذهن خود تصور کنید و خودتنان در ان باشید شیوه ، مکان ، زمان ، حرف هیا را که باید بگوید ، افراد و دیگر چیز ها را تصور کنید و عواقب و خوبی هایش را تصور کیند و آنر طرح کنید و سوم آن را اجرا کنید
و دقیقا آن در آینده به وقوع می پیوندد و همان چیزی را که قبلا آورزویش را داشته اید و فکر میکردید و تصویر سازی ذهنی میکردید را بدسس آورده اید
یک تصویور سازی مشکل و سخت عالی خودم در دوران دانشگاه انجام دادم
در یک آزمایش از باسکتبال ها سه تیم را آزمایش کردند به تیم اول گفتند که شما به یک ماه رخصت هستید به تیم دوم گفتند که شما یک ماه به مدت یک ساعت تمرین کنید و به تیم سوم گفتند که شما به مدت یک ماه تصویر سازی کنید که چطور توب را بگیرید ،چطور به جال بندازید و چطور باید حریف را فریب بدهید و ......
بعد از یک ماه هر سه تیم را خواستند .و از تیم اول برسی کردند دیدن که عملکردشان 2 فیصد کم شده است و از تیم دوم برسی کردند 2 فیصد افزایش کرده است و از تیم سوم برسی کردند که 3.5 فیصد افزایش کرده است و پس فهمیدن که تصویر سازی ذهنی بالتر بوده است


هر کار را که میخواهید انجام بدهید باید این سه مرحله را بترتیب انجام بدهد و متمینا موفق خواهی شد
اول :  هرکار را که میخواهید انجام بدهی باید اول تصویر سازی ذهنی کنید باید به مدت 20 دقیقه در یک مکان آرام بروید ریلکس کنید خود را تمام مشکلات را فراموش بعد از دقیقه 5 به 15 دقیقه دیگه روی موضوع فکر کنید 
دوم : طرح آن چه که تصویر سازی ذهنی کردین 
سوم : اجرا آن هر آنچه را که طرح  ، برنامه ریزی و آماده کردین اکنون اجرا کنید
یک دانشمند گفته است که تصویر سازی ذهنی نسبت به دانش بالاتر است
برای اهداف خودمان باید اول تصویر سازی ذهنی کنیم وم خودمان را در آن ببینیم و از موفقیت ها و شکست هایش بدانیم که در هنگام شکست نباید نا امید شویم هر شکست خودش موفقیت است چون خوشحالیم که دیروز تلاش کردیم و دست روی دست نگذاشتیم و اگر چه شکست خوردیم اما خیلی خوشحالم چون یک تجربه عالی کسب کردم برای خودم و دیگران که به این شکل که من پیش رفتم فهمیدم موفق نمیشویم باید شیوه و تلاش بییشتر کنیم و ها یک چیز خیلی مهم اینکه بعضی اشخاص که اقتصاد بالا دارند به همان اندازه افکار بالا دارند ولی اشخاص که اقتصاد پاین دارند افکار و تصویر سازی پاین دارند که خودش نقش مهم دارد 
اگر چه اقتصاد پاین داریم ولی باید چنان افکار بالا و تصویر سازی بالا داشته باشیم که خودمان را قدرت مند احساس کنیم و به این باور داشته باشین که هرچی تصویر سازی بالا و افکار بالا داشته باشیم و همان در آینده میشود پس باید افکار بالا ، تصویر سازی بالا و برنامه ریزی کنیم و به سمت ان هرکت کنیم صد در صد به آن میرسیم در آینده 
و هر آنچه را که تصویر سازی کردی روی یک ورق بنویس یا چاپ کن و پیش چشمانت بگذار تا هر لحظه به یادت باشد و به آن فکر کنید و یک پیزی خیلی مهم اینکه هرچی که هدفتان هست و تصویر سازی کردی بارها و بارها باید تصویر سازی کنیم تا در حافظه اصای مان ثبت شود و همان در آینده میشود
هر آنچه را که میخواهید تصویر ساغزی کنید از طرف شب در خواب خود تصویر سازی کنید و بهترین راه حل را پیدا میکنید و بدنبال مشکل اصلی باشید

یک روز یک به یک دانشمند یک مجریم را سپردند که جزا مرگ داشت و به دانشمند گفتند که بکش  آن دانشمند مجریم را در یک درخت بسته کرد و یک سیروم را آب پر کرد و در نزدیک دستش گذاشت تا کم کم آب بریزد و یک پاقو را نشانش داد با عقب چاقو بدست مجرم کش کرد و به مجرم گفت من رگ دست ات را بریدم و در حالی که نبریده بود و دانشمند رفت و فردا آمد دید که مجرم درگذشته بعد فهمید که آنچه را که تصور کنید همام میشود آن مجریم تصور کرد که رگ دستش بریده شده است از ترس درگذشت
پس باید در سخترین شرایط باید از هیچ چیزی نترسیم و بهتر است به راه حل و نقاط مثبت ان فکر کنیم

دوستان توصیه میشود همیشه مثبت فکر کنید و به نقاط مثبت فکر کنید و نتیجه همان میشود

 


نظریات دانشمندان در مورد مدل های ذهنی

ثرانک : مدل ذهنی را درک و ارتباط درونی فرد میداند یعنی هر انچه که در درون ذهنی ناخود اگاه انسان ظاهر میشود و سر انجام ان به وقوع می پیوندد

هراکلیوس : مدل ذهنی را برهان ، طرح ، نهایتآ شکل دادن زندگی میدانند

فان دان : مدل ذهنی را فرایند  معنی سنجش افراد دانسته و انچه دید انسان به محیط و دانش است میداند


یک چیزی خیلی خیلی مهم را یاد اوری کنم دوستان که
عدد 21 عدد جادویی است دوستان
هرکاری را که بخواهید انجام بدهید و عادت ندارید باید 21 بار تکرار کنید تا عادتان شود مثلا تصور کردن ذهنی که در آن برای هدفگذاری در ذهنتان تصور کنید یا خلاقیت و نو اوری را تصور کنید پس این تصور کردن برای شما عادت میشود و روز 22 نیاز به تکرار ندارید چه خواسته باشد یا نه آن را انجام میدهید
 مثال تصور : چشمان خود را تا 20 دقیقه ببندید و در آن تمام مشکلات را دور کنید و اول به ناخن پای تان تصور کنید بعد انگشتان پای بعد پای دیگر را هم همینطور بعد به ناخن دست بعد انگشتان دست و بعد کف دست ببینید واقعا که همه انچه را که تصور کردید در زهتان میبینید و به فرمان بدهید توسط ذهنتان مشکل که پا یا دست دارد دور شو دور میشود 

در عموم دو نوع مدل ذهنی داریم که:

اول: مدل های ذهنی رشد و باور
1.  این افراد میگویند که هرچه را که بخواهم میتوانم یاد بگیرم
2.میخواهم خود را به چالش بکشم میگویند
3.از شکست هایم یاد میگیرم میگویند
4.به من بگوید که تلاش گرم
5.از موفقیت های شما روحیه میگیرم همیشه میگویند
6. دست اورد های من تابع تلاش و روی کرد من است اینگونه افراد همیشه میخواهند که دست اورد داشته باشند و توانایی هایشان را نشان بدهند
7. وقتی ناراحت باشم خود داری میکنم ، اینگونه افراد هرگاه که خسته و ناراحت باشن کمی وقفه میگیرند و بعدا که سری حال شوند دوباره از همان جا با انرژی با انگیزه شروع میکنن


دوم: مدل های ذهنی ثابت 
این گونه افراد میکویند که
1.کارهای که بلد نیستم نیستم میگویند این افراد 
2. دوست ندارم وارد چالش شوم
3.وقتی موفق نمیشوم حسی خوبی ندارم میگویند
4. همیشه این گونه افراد میخواد بگوید که به من همیشه بگوید که باهوشم
5.وقتی کسی موفق میشود میگویند که جس خطر میکنم که ارزشش از من کرده در جامعه بیشتر میشود میگویند
6.توانایی های من است که دست اورد های من را مشخص میکند میگویند همیشه به دست اورد های گذشته اش فکر میکند و در اینده خواهان موفقیت نیست
7. وقتی ناراحت میشوم رها میکنم : اینگونه افراد همیشه که ناراحت میشوند از هدف خود میگذرند و رها میکنند 

 

 

سلام دوباره
درس امروز ارتباطات موثر
اهداف
1.مفهوم ارتباطات را بدانید.
2.فهمیدن انواع ارتباطات.
3.شناختن سطوح ارتباطات.
4.طریقه ارتباط برقرار کردن موثر

 

ارتباطات چیست ارتباطات به معنی رساندن ، بشیدن ، انتقال دادن ، آگاه ساختن ، ربط دادن و بستن هست چیزی دیگر در فرهنگ های مختلف گفته شده است ، دانشمندان تعریف های زیادی نموده که خلاصه آن :
ارتباطات : جستجو و دریافت مناسب ترین امکانات و شیوه ها بخاطر قناعت و ترغیب دیگران که از آن طریق فهمیدن شویم و بهمانیم.

ارتباطات چگونه یک فرایند است؟
1.ارتباطات یک فرایند پیوسته است
2.ارتباطات یک فرایند پویا است(در حال رشد)
3.ارتباطات یک فرایند برگشت ناپذیر است
4.ارتباطات یک فرایند تعاملی است
5.ارتباطات یک فرایند محتوای(زمینه ای) است


فرهنگ و ارتباطات
فرهنگ زاده ارتباطات و ارتباطات زاده فرهنگ است

انواع ارتباطات
سه نوع ارتباطات است 
1.ارتباطات کلامی که ما توسط کلام ارتباط برقرا میکنیم و 7 فیصد نقش دارد روی تاثر گذاری اراتباطات
2.ارتباطات غیر کلامی است که توسط اشارات و حرکات انجام میشود که 55 فیصد نقش دارد روی ارتباطات مثلا: زمان که حرف میزنید اگر حرف های خوشحال کننده است باید چهرمان و حرکاتمان شاد کننده باشد  
3.ارتباطات فرا کلامی : ارتباطاتی است که با کلمات و جملات مودبانه استفاده میشود که روی تاثیر گذاری 38 درصد نقش دارد

سطوح ارتباطات 4 نوع است
1.ارتباط دادن فرد: ارتباط دادن انسان با انسان چطور میتوانیم که ظاهر کنیم که آدم مهربان هستم یا با شخصیت هستم باید به خودت مهربان و به شخصیتت احترام بگذاری تا دیگران بگذارند
2.ارتباطات فردی: ارتباط میان دو فرد باید یکدیگرا احترام و به نظریات و شخصیت و گفته های دیگران احترام بگذاریم و درک کنیم تا بتوانیم ارتباط موثر برقرار کنیم.
3.ارتباطات گروهی: یک گروپ برای حل یک مسعله و پروژه کار میکند و باید به نظریات همه احترام و از داشته های اعضای گروپ برای حل مسعله استفاده میشود و قبول کردن نظریات و احترام گذاشت باعث قوت ارتباطات میشود.
4.ارتباطات اجتماعی: این عبارت از سخنرانی کردن در یک جمع است که ما توسط کلام  و غیر کلام میتوانیم بشکل درست به همه اشتراک کننده ها ارتباط برقرار کنیم.

 

فاصله یا فضای ارتباطی
1.فاصله دوستانه که ما در یک جا میرویم با دوست خود فاصله کمی داریم این نشان دهنده  این است که ان کسی که نزد ماست دوس مان است
2.فاصله شخصی در یک جا هستیم می بینم که دوست مان خیلی نزدیک هست و حرف مسزند آن کس دوست شخصی ماست
3.فاصله اجماعی در یک جمع هستیم و دور دور فاصله داریم و حرف میزنیم فاصله اجتماعی است
4.فاصله عمومی از یک جای دور با کسی ارتباط برقرار میمکنیم


عناصر تشکیل دهنده ارتباطات
۱.فرستنده: زمان که یک حرف را میگویم اول به ذهنمان می آید و بعد رمزگذاری میشود بعد حرف میزنیم.
۲.پیام حرف های رمزگذاری شده بشکل \یام به مخاطب فرستاده میشود
۳.گیرنده پیام بشگل رمزگذاری شده به مخاطب ارسال میشود و دریافت میکند
۴.کانال ارتباطی: کانال ارتباطی میان فرستنده و گیرنده برقرار میشود
۵.باز خورد به هر شکل که که فرستنده \یام را ارسال میکند باز خورد میشود


موانع ارتباطیی 
۱.نبود سواد ارتباطی: تا زمان کهما معلومات نداشته باشیم در مورد سواد سنخنرانی  نداشته باشم نمیتوانیم ارتباط را برقرار کنیم مثلا: ما حرف شاد میگویم وای چهره مان غمگین است 
۲.بالای عقاید و گفته های خشک و بی معنی خود اسرار کردن
۳.تعصب ( علمی و زبانی و قومی )
۴.فرضیه و قضاوت بی مورد
۵.دید دیگران را بشکل دید خود دیدن


کلید های معجزه بخش برای یک ارتباط موثر
۱.به ظاهر خود توجه کردن : در هر کاری که انجام میدهید لباس خود را هم به همان شکل منظم و متابق همان مجلس در نظر بگیرید و بتن کنید
۲.صدایتان را در ارتباط با دیگران بلند و بخش و تاکید کنید
۳.لبخند بزنید در جریان حرف زدن که خودش ارتباط را خوب برقرار میکند
۴.وارد دنیایی دیگران شوید باید دیگران را درک کنیم در غمشان و خوشی شان شریک شویم
۵.گوش کننده خوبی باشم تا از موضوع درک خوب کنیم 
۶.در جریان حرف زدن باید بشکل دریت و ساده حرف بزنیم تا به مخاطب بساده گی قابل فهم باشد تاباعث فهم نادرست نشود
۷.صادق و اصیل باشد باید آنچه که هستید همان باشید هیچ وقت اصلیت خود را دروغ نگوید
۸.متعهد بودن را رعایت کنید
۹.برای کمک به دیگران تلاش کنید
۱۰.قابل دست رس باشد
۱۱.اجمتاعی باشید
۱۲.همه چیز را به خود ارتباط ندهید باید بچای من بگویید ما
۱۳.مراقب عبارات تاکیدی باشید هر جمله که میشگوید یک تاکید وجود دارد را بگوید
۱۴.وانمود نکنید که همه چیز را میدانید در حال که میدانید همه توجه کنید و شخص را تشویق کنید تا خوشحال و ارتباط خوب شود.
۱۵.توجه نشان دهید به مخاطب و گفته های مخاطب
۱۶.با دوست دوتتان و اطرافیانش ارتباط برقرار کنید
۱۷.استقامت بخرچ دهید هرچی شکست خوردید بازم تلاش کنید
۱۸.هنگام عصبانیت صدای خود را بلند نکنید
۱۹.برای تایید گذاری بالای حرف خود مبالغه نکنید
۲۰.حرف طرف مقابل را قطع نکنید
۲۱.نماد شخصیت باشید تا زمان که یک شخصیت نباشی به هیچ کی ارزش و ارتباط برقرار کرده نمیتوانی

 

 


   تا زمان که سخن در قیدت است امور بر دستت است
هرگاه خارج شد تو در قید سخن هستی 
هرگاه قبل از حرف زدن روی حرف و شیوه گفتار آن و عواقب آن فکر کن 
یک حرف میتوانی به خوبی و خشونت بگی ولی عواقب آن دشوار است 
چه زیباست که حرف زشت را هم بخوبی و مودبانه بگویی تا بدون کدام دشنمی حل شود

و ما ارتباط را در آموشگاه ها ُ ورزش گاه ها دانشگاه میان جامعه ٬ و صنف های درس میتوانیم برقرار کنیم بشکل قویی و موثر

در زمان حرف زدن باید تمام توجه به مخاطب اگر یک نفر است ۵ ثانیه به چشمان بعد یک طرف دیگر بعد ۵ ثانیه به چشمان بعد به دیگر به همین گونه موتانیم ارتباط را هم با کلام هم با غیر کلام و فرا کلامی برقار کنیم

یک قیصه: روز از روزها یک شاگرد مکتب تا دیر شب گیم بازی کرد و فردا دیر به مکتب رفت و در صنف خوابش برد و استاد هم چون تماس چمشی خوبی نداشت و شاگرد را خواب برد و ندید استاد شاگرد را شاگرد یک وقتی از خواب بر میخیزد می بیند که در صنف هیچ کسی نیست و به تخته توجه میکند که ۵ تا سوال است فکر کرد که همین کار خانه گی است و گرفت و رفت خوانه بعد فردا دیر تر آمد به صنف استادش گفت چرا دیر کردی گفت من کار خانه گی خیلی مشکل را داه بودی را حل کردم بعد استاد گفت که من کار خانه گی ندادم و بعد استاد به کتابچه دید گفت که ۵ سوال است که هیچ قابل حل نیست و هیچ دانشمند حل کرده نتوانسته این طفل آنرا حل کرده

ببینید دوستان ذهن انسان خیلی قویی است که هرکاری ناممکن را حل میکند کافیست
هیچ چیز را نگویید که ناممکن است فقط بگو ممکن است ممکن میشود


و یک چیزی خیل مهم اینکه حرکات دست انسان با مغز انسان ارتباط بالا دارد کوش کنید که از حرکات دستتان در هنگام سخنرانی استفاده کنید

و در هنگام که با مخاطب انفرادی حرف میزدید اگر نشته بود بنشین اگر اسیتاده بود بیست

شیوه سنخرانی: سه چیز خیلی مهم ۱.تاکید در حرجمله یک تاکید وجود دارد خودی اصل موضوع است
مثلا:من صبح امروز در کـــــــــــــــــــــــــنفرانـــــــــــــــــــــــــــــــس بودم اینگونه
مکث و سکوت: تخار ٫ کندز ٫ بدخشان و بغلان از جمله ولایت شمال شرقی است
لهن( بلندی و پخشی صدا )میتوانیم بشکل محترمانه و غیر محترمانه یک حرف را بگویم 
مثلا: با سیاست بگویم که دروازه را باز کن
مثلا: محترمانه. میشود لطف کنید دروازه را باز کنید
مثلا تمسخر آمیز: آن لباس آنرا ببین چقدر بد زوق است

دایره رفاقت

اول دوستان فامیلی است هر حرف را که به دوستان فامیلی میگویید بهدهیچ وجه به دوستان شخصی نگویید تا به ضدتان استفاده نشود
باید برای هر دوست خودت ارزش قایل شویی و برایشان چه دوست دانشگاه هی  چه شخصی و چه اجتماعی وقت معین را برای دیدارشان و ارتباطشان مشخص کنی


اگر خواهی جهان در کف دست تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو بشاد


یک موضوع خوب دیگه اینکه
فرق افراد درون گرا و بیرون گرا
درون گراها برای هر مسعله بهترین راه حل ها را می سنجد و تصامیم دیر میگیرند ولی درست میگیرند که نیاط به تغیر ندارد
اما بیرون گراها اشخاص هستند که از بیرون می شنود و زود تصمیم میگیرد و تصامیم شان زود تغیر میکند

باید کوشش کنیم که متوسط باشیم
راه های آمدند از درون گرا به بیرون گرا ار بیرون گرا به درون گرا 
از درون گرا باید یک هدف یا خانم اینده تان را به یکی از اعضای خوانواده بگویید 
در برنامه های اجتماعی اشتراک کنید
کوشش کنید در یک جمع صحبت کنید
و از بیرون به درون گرا 
در هنگام حرف زدن باید قبل از هرف زدن تا ۱۰ بشمارین بعد صحبت کنید در این هنگام ده ثانیه درباره حرف که مکیزنید فکر کنید به شیوه گفتنش و عواقبش
در یک جمع به دیگران فرست بدهید تا حرف بزنند
گوش کننده خوب بایید


در جا های خود را آزمایش کنید که نقات قوتتان بیشتر است

شرط آن نیس که تیز نا  پیوسته روم
شرط آن است که آهسته و پیوسته روم

 

سلام دوباره درس امروز همکاری
اهداف
۱.معلومات در حاصل کردن درباره همدستی و همکاری
۲.همکاری چیست
۳.همکاری در دین مقدس اسلام
 ۴.همکاری تیمی و مزایایی آن
همکاری
همکاری عبارت است از اجتماع مستقل افراد است که بمنظور تامین نیاز ها و اهداف مشترک اجتماعی و .. با همدیگر به نحو اختیاری توافق نموده اند ( رابرت دوون )
همکاری4 نوع همکاری داریم
1.نیاز : انسان برای پیشرفت خود نیاز دارد تا برای هم نوع خود همکاری نمایید دقیقا همکاری را که تو امروز میکنی فردا برای همکاری میشود پس کوشش کنید تا همکاری کنید زیرا که فرستهمکاری کردن هم همیشه پیش نمی آید
2.حس بشری : باید همیشه به همه افراد باید حس بشر دوستانه داشته باشیم واز توان خود کاری برای انجام دادن برای خوبی دیگران داریم باید انجام بدهیم
3.اجتماعی بودن : حس اجتماعی بودن در میان افراد بودن مارا وادار می سازد تا دیگران را درک و همکاری نماییم
4.بقا :  انسان برای بقا خود مجبور و نیاز دارد تا به دیگران کمک و همکاری نمایید

زندگی هم مانند آینه است
باید همکاری را که به دیگران میکنیم نباید افتخار کنیم باید حس راحتی وجدان و ادا مسولیت کنیم
همکارری از نظر اسلام
دین اسلالم نیز بر اجتماع و پیوستگی افراد در جامعه تاکید میکند
در راه نیکی و پرهیزگاری باهم تعاون کنید و هرگز در راه گناه تعهد و همکاری ننمایید
معاونت و همکاری با فقرا بالای هر مسلمان لازم بوده و این افتخار نه بل دادن حق فقرا است
اسلام همواره منافع عام را برای منافع شخصی ترجه میدهد
تعاون و همکاری به معنی هم پشت شدن و یکدیگر را یاری کردن است 
اگر یک دوست یا برادر ما در یک مقام بالاتر از ما میرود نباید پشت وی را خالی و رها کنیم باید خوشحال شویم  و مغرور نشویم که از ما بالاتر است باید یاری و همکاری کنیم
یکی از برجسته ترین اصول در اسلام همکاری است
همدستی و همکاری در کارهای خوب با خواهر و براد ر خود نه تنها از لحاظ اخلاقی همه بوده بل اجر فراوان نیز در پی دارد
امام صادق (رح) کسیکه برای بر آورده ساختن حاجت برادر خود تلاش کند مانند این است که 9 هزار سال عبادت خداوند (ج) را کرده باشد
از جمله صدقه جاریه کمک برای ساخت مساجد ، چاه آب ف پل و معلومات ها و.... هست تا زمان که از آن کسی استفاده کند برایت صدقه جاریه هست

یک قیصه:
روزی یک پسر محصل بوده برای اینکه مصارف تحصیل اش را پیدا کند کار میکرده روزی از روزها هیچ پول کار نکرده و فقط یک سکه باقی مانده در جیبش و مجبور شده و رفته پشت یک خانه و خانه را تک تک کرده و یک دختر از خانه بیرون شده پرسیده بفرمایید و بعد پسر هیجانی شده بجای اینکه غذا بگویید از هیجان زیاد گفته یک کلاس آب میشود بیاورید بعد دختر از چهره اش فهمیده که خیلی گرسنه است و رفتهت یک گلاس شیر بزرگتر آورد و پسرک نوشید و قوت گرفت و خیلی خوش حال شد بعد به دختر گفت که برای شیر بایید چقدر پول بدهم و دختر گفت که برایممادرم یاد داه است که از کمک و صدقه برای دیگران نباید پول بگیرم
روزی از روز ها همان دخترک مریض شد و داکتران اعلاج آنرا نیافته اند و جواب منفی به دختر دادند و دختر نا امید شد رفت به یک شهر دیگر باز هم داکتران جواب داده اند و باز یک بار در یک شهر دیگر رفت و از داکتر یاسین برای اعلاج این بیماری درخواست کمک شد داکتر یاسین امد و دید که این همان دختر هست که روزی از روزها برایش شیر داده بود و تمام تلاش اش را کرد و اعلاج بیماری را پیدا کرد و دختر صحتمند شد و دختر که صحتمند شد و دقیقا پول تداوی چون کم یاب بود تداوی این بیماری زیاد میشد پولشض و تصمیم گرفت که ول این تداوی را که جتا تا آخر زندگی هم شود باید کار کند بپردازد و بعد رفت گفت من باید چقدر پول بپردازم و چک تحیلی پول را دید که تمام مصارف تداوی شما با یک گلاس شیر پداخت شد و دختر دید گریه کرد و فهمید که این همان یاسین هست که روزی از روزها برایش یک گلاس شیر کمک کرده بود و حالا وسیل زنده بودنش شد


پس ما بایید کوشش کنیم همیشه به یکدیگر خود کمک کنیم تا در آینده نکات قوتمان شود 

همکاری تیمی 
راز موفقیت هر کسب و کار در همکاری تیمی است که قهرمان گونه است و قهرمان را به وجود می آورد 
اگر میخواهید از دیگران بشکل درست کار بگیرید باید این امکانات را برایش فراهم کنید
۱.ایجاد فضای مناسب برای همکاری: باید با تمام افارد که ما نزدشان کار میکنیم و یا زیر دست ما کار میکند بشکل برخورد کنیم که ماهمه دوست و کارمند هستیم تا راحت باشد و صمیمیات بیشتر شود
۲.تحمل نکردن بی ادبی : اگر کارمند هستی از جانب خودت به صاحب کارت بی ادبی میکنی باید زود در فکر اصلاح ان و بخشش آن باش
۳.پرسش از زیر دستان تان از کارشان : باید بریم دست خود را با دست کسی که دوستان و یا زیر دستمان هست بگیریم و ازش بپرسیم که چی مشکل داری ُ چه نیاز داری ُ به رخصتی و ..... نیاز داری و از کارت راضی هستی کسی برت مشکل ایجاد میکند یا خیر  این کار باعث میشود شخص احساس راحتی کند و تشویق برای کار کردن با شما میشود
باید زمینه بشکل برایش فراهم کنیم تا به بهترین شکل انجام بدهد

 

قهرمان های خودمان را باید شناسایی کنیم
۱.عالم های بزرگ ٫ پدر ٫ مادر مهارت های آنان را فرا بگیرید
۲.در کارهای روزمره بدنبال ویژگی های قهرمانان باشید : رویا پردازی سبب رشد می شود  ٫ از افراد آتش نشان یاد بگیرید ٫ بزرگترین قهرمانی اهدا خون است 
۳.درک کنید قهرمان واقعی تسلط داشتن بر دیگران نیستند: مهربانی ٫ برای رشد دیگران زمینه سازی کنید ٫ کسی را فریب ندهید ٫ حس مسولیت پذیری  بر دیگران زرق کنید ٫ بر خود کنترول داشته باشید دنبال منفی ها نباشید و خودتان باشید بگذارید دیگران خودشان باشند


همدلی
همدلی توانایی درک احساسات دیگران و دیدگاه دیگران و استفاده از این دانسته ها برای مدیرت رفتارمان تعریف میشود و یا همدلی نوع خاصی از توجه به دیدگاه دیگری است
یعنی همدلی گذاشتن خود بجای دیگران است که عین مشکل را دارد باید ما هم بشکل همان رفتار کنیم و زمان که به چیزی نیاز میداشته باشد باید همدلی کنیم و تا حد توان کمک کنیم
اگر به کسی قرض میدهیم زمان که پشت قرضمان میرویم میگویم به هر شکل که میشود باید پیدا کنی بگویم زمان که چنین حرف را میزنی باید بجای آن قرار بدهیم خودمان را و درکش کنیم


انواع همدلی
1.عاطفی : تجربه احساس دیگران طوری که شما هم همان احساسی را آنها دارند را تجربه میکنید این نوع همدلی میتواند به ضرر ان باشد مانند داکتران و مریض
2. همدلی شناختی : فهم و درک احساسات دیگران با استفاده منطق خود بدون همدردی بالای این نوع همدلی غالبا با احساسات کمتری همراه است  مثال : شخصی به ما یک چیز را میگویید ما باید در عمق آن موضوع برویم و دقیقا بدانیم شخص در کدام وضعیت است
یا یک شخص در جاده افتاده است اگر ما بریم به کمکش ممکن ان شخص یک دام باشد و شما دچار مشکلات شوید پس باید اول بخوبی از عمق مسعله برسی کنیم و بدانم دقیقا وضعیت چطور  است

3. شفقت و دل رحمی : بین فهم و درک احساسات دیگران اقداماتی در جهت کمک به انها است و این نوع بهترین نوع همدلی است
هر آنچیز را که کسی میگوید ما باید داخل مشکل شویم و درک بکنیم و کمک و همکاری کنیم
اگر کسی چک شیر اش با شیر میریزد و دیگر نه چک و نه پول دارد ما باید برای همدلی باید برایش بریم یک چک و شیر بخریم و بدهیم تا به خانه اگر میرود لاعقل خالی نرود این بهترین نوع همدلی است.

عادت های اشخاص همدل
1.درباره غریبه ها کنجکاوی به خرچ میدهد در باره هرچیزی جدید میخواهد معلومات داشته باشد
2.انسانیت و حس انسانی دارد
3.زندگی افراد دیگران را امتحان میکند که دقیقا دیگران در کدام سطح هستند چه مشکل دارند و سطح اقتصادی و زندگی شان چطور هست
4.گوش کننده عالی هستند و درباره خودشان حرف میزنند 
5.الهام بخش حرکات و تغیرات اجتماعی هستند
6.تصورات بلند دارند باید همیشه تصورات و اهداف بلند داشته باشیم تا به همان شکل قوی رشد کنیم و نباید خودمان را ناچیز بگیریم


چطور با دیگران هماهنگ شویم
1.زبان بدن باید بشکل حرف میزنیم و به همان شکل زبان بدن یا حرکات بدنمان هم باشد اگر گریه میکند غمگین هست باید غمگین و گریه کنیم تا بدانند که همدلی میکنیم
2.شیوه سخن گفتن اگر کسی عصبانی هست نباید ما هم به عصبانیت حرف بزنیم باید بشکل خوب آرام و آهسته  مودبانه حرف بزنیم 
3.درک و پچذیرش دیگران باید درکشان کنیم پذیرش کنیک در زمان سختی و کمکشان کنیم

1.درک چارچوب ذهنی دیگران
2.کنترول احساسات و هیجان : در زمان که هیجانی هستیم و یا احساساتی هستیم نباید تصمیم بگیریم و کاری کنیم باید خوب آرام شویم و به راحتی تصمیم بگیریم
 
مقایسه همدلی و همدردی
1.همدلی:درک آنچه دیگران احساس میکنند  بخاطر اینکه خودتان هم همان احساس را عینآ نجربه نموده اید یا اینکه میتوانید خودتان را دقیقا در همان شرایط قرار بدهید
2.همدردی:به دشواریها و سختی های که اشخاص و  اطراف مقابل از آن رنج میکشند درد آنها را تسکین داده و یا آنها را آسوده خاطر کنند
مثال 1همدلی:میدانم از دست دادن پدر چقدر سخت است و درد ناک است چون خودم یک زمانی در همین شرایطی قرار گرفته بودم
مثال2 همدردی:میدانم از دست دان پدر سخت است این تقدیر بوده و خواست و امتحان خداوند است باید قویی باشیم و بازم توقف نشویم باید حرکت کنیم این روز ها بالای همه ای ما می آید
رابطه 
1.همدلی شخصی است.
2.همدردی: دوستان و خوانواده و جامعه و تجربه دیگران است

 

رهبری چیست
رهبر کیست ؟
تصورات نادرست راجع به رهبری
اهمیت رهبری
بلند رفتن اعتماد در موقعیت های مختلف
اثر گذاری شما در موقعیت های مختلف
دیگران شما را دوست خواهد داشت
شما فرد الهام بخش برای سایرین خواهید شد
رضایت بیشتر از زندگی

آیا رهبری قابل آموزش است؟
تفاوت رهبر و مدیرقدرت رهبر از محبوبیت و مقبولیت میان مردم حل میشود
کار رهبر ایجاد تحول است
رهبران احساس پیروان را درگیر میکنند
رهبران روی تعهد دیگران حساب میکند

چگونه رهبر خوب شویم
1.عمل کنید و. در این کار الهام بخش دیگران باشید
2. در ارتباط خود متهدانه رفتار کنید و متعهد باشید
3. متخصص باشیم
4. خلاقانه فکر کنیم
5. در زمتن مواجه شدن با تنش ها خون سردانه رفتار کنیم
6. به احساسات درونی خود اعتماد کنیم
7. با تغیر سازگار باشیم
8. شوخ طبع باشیم
9. نگرش مثبت داشته باشیم 10. شجاع و قاطع باتشیم

سبک های رهبری
1.رهبر آمرانه
2. رهبری پدرانه
3. رهبری مشارکتی
4. رهبری آزاد

21 قانون رهبری
1.گنجایش : توان رهبر سطح کاری او را تعین میکند
2.نفوذ : میزان توانای رهبر در میزان توانایی نفوذ است
3.قانون هدایت : هرکس میتواند فرمان کشی کند اما برای تعین مسیر رهبری لازم دارد
4. اعتماد : پایه اساسی رهبری اعتماد است
5. باور : مردم به رهبران اعتماد میکند که از خودشان بالاترند
6.رهبری : رهبران هرچیز را با جهت گیری رهبرانه ارزیابی میکنند
7. جزب : رهبران در اطراف خودشان افراد را جمع میکند
8.ارتباط : رهبران واقعی با نیروی نفوذ با پیروان ارتباط برقرار میکنند
9.محیط درونی : تفویض اختیار : رهبران واقعی بر دیگران اعتماد میکنند 10.باز آفرین و پرورش رهبر دیگر :  یک رهبر میتواند  که یک رهبری دیگر را پرورش میدهد
11. یقین : مردم به رهبر واقعی باور دارند
12. پیروزی : رهبران راه پیروزی را پیدا میکنند
13.اولویت ها : رهبران میدانند که کدام کار را باید اول انجام داد
14. انگیزش : انگیزه بهترین دویت یک رهبر است
15. ایثار :  رهبران واقعی بزرگترین چالش ها را عملی میکنند
16.مناسب زمانی : اینکه چه زمانی رهبری کنیم همانقدر مهم است که کجا باید برویم
17. رشد تصاعدی : رهبری در یک زمان مشخص امکان پذیر است
18. ارث : در ارث باقی مانده یک رهبر تاثیر اورا مشخص میکند
19. خود آگاهی : از خود آگاهی کامل دارد

 

 

هدف 

تعاریف هدف:

1.هدف خواسته دقیق و روشن که میخواهید در آینده د اشته باشید که مدام ذهن شما برای رسیدن به ان درگیر میکنند

2.همان تصاویر خوبی است که در ذهن خود از زندگی خود ساخته اید

3. هدف یعنی واقعیت بخشیدن به رویا ها

4. هدف نزدیک ترین راه رسیدن به مقصد 5.همان نتیجه است که در اثر برنامه ریزی ، تلاش و پشتکار شما بدست می آید

 

تفاوت میان هدف و آرزو

*آرزو *هدف

1.چیزی را میخواهید 1.چیزی را آنقدر میخواهید که برای بدست آوردنش برنامه ریزی و تلاش میکنید

2.خواب خیال است 2.واقعی است                                

3.در آرزو فکر میکنیم به عد اما اقدام نمیکنید   3.اقدام به عمل میکند

4.آرزو هدفیست در اولویت نبوده و کاری

   برای تحقق آن انجام نمیدهید 4. هدفیست که در اولیت قرار

 داشته برای تحقق آن 

برنامه ریزی و تلاش میکنید

 

انواع هدف

1.کوتاه مد تا 3 سال

2.میان مدت از 3 تا 5 سال

3.دراز مدت از 5 تا 25 و بیشتر از آن

 

 

 

ویژه گی های هدف

1.مشخص و شفاف باشد

2.قابل اندازه گیری باشد

3.قابل دسترس باشد

4.واقعی بینانه باشد

5.زمان مشخص

 

12 مرجله هدف گذاری از برایان تریسی

1.تصمیم بگیرید از هر قسمت زندگی تان چه میخواهید

2.تمام اهداف خود را متوب کنید

3.برای هر هدف خود مهلت و زمان را مقرر کنید

4.موانع ها را شناسایی کنید

5.دانش و مهارت های رسیدن به هدفتان را مشخص کنید

6. کسانی که شما برای رسیدن به هدف تان کمک میکند را شناسایی کنید

7.لیست کارهای را که باتید انجام دهید را تحیه کنید

8. لیست تحیه شده را اولویت بندی کنید

9.لیست اولویت بندی شده را از اپتدا تا انتها برسی کنسد

10. هر روز برای مهمترین کارهایتان تمرکز کنید

11. به انضبات مشخص عادت کنید که این مهمترین کام است

12.از قدرت تجسم خلاق استفاده کنید

 

مزایایی داشتن هدف

1.عامل ایجاد انگیزه و انرژی میشود

2.به زندگی تان جهت میدهد

3. باعث میشود تمرکزتان قوت پیدا کند

4.باعث افزایش اعتماد به نفس میشود

5.افراد فعال و پویا افکار منفی را کاهش میدهد

6.رسیدن به موقعیت های بزرگ

7.جلوگری از ضیاع وقت

8.احتمال رسیدن به هدف را بیشتر میکند

9.باعث میشود از تقلید کور کورانه دوری کنید

 

 |+| نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ساعت 20:3  توسط محمد صادق  | 
مهارت های زندگی
هدف ازین برنامه
٭ شناخت خودی
٭شنات بیرونی
٭ شناخت جامعه
٭ مسولیت های فردی و جامعه
٭ آگاهی حاصل نمودن در مورد خودآگاهی


مهارت های زندگی
مهارت خود آگاهی
مهارت همدلی
مهارت برقراری ارتباط موثر
مهارت روابط بینی فردی
مهارت تصمیم گیری
مهارت حل مسعله
مهارت تفکر انتقادی
مهارت تفکر خلاق
مهارت مقابله با هیجان
مهارت مقابله با استرس

آنچه که بطور کلی در آینجا می آموزیم
٭ تکیه بر نقات قوت برای از بین بردن نقات ضعف
٭ تسلط بیشتر بالای خود
٭ کنترول احساسات و شناخت احساسات
٭ رفع نیاز های خویش از مجرای درست آن
٭ دنبال نمودن اهداف واقعی
٭ ازشمندی خودی

خود آگاهی جسمانی
برای آگاهی نسبت به خود باید از خود آگاهی جسمانی شروع کنیم
یعنی نوع تفکر ، احساسات ، چهره ، لباس ، اندام ، توانایی جسمی ، قد ، چاقی و لاغری هرکدام تاثیرات خویش را در زندگی انسانها دارد.

شناخت ابعاد روانی انسان
۱- احساسات
۲- افکار
۳- رفتار


افکار های ناکار آمد
افکار هستند که غیر منطقی و غیر واقعی هستند.

افکار ناکار آمد

داخل () ها جواب هایشان بشکل مختصر هست که شما دوستان خوبم بتوانید بدون خسته گی و آسان جواب هر سوال پیدا کنید

 

۱- انتزاع انتخابی ( اگر چیز بد است پس همه چیز بد است)
۲- استنباط گذینشی( در مقابل هرچیز بد یک چیز خوب وجود دارد)
۳- تصمیم بیش از اندازه ( به عقب برنمیگردیم)
۴-شخصی سازی ( مسول دانستن دیگران از شرایط خود)

 

۵- تفکر همه یا هیچ (یا این گپ من یا هیچ)
۶- مبالغه و بزرگ نمایی(با هر حادثه کوچک مایوس شدن)
۷- مسول پذیری افراطی(همه چیز باید یشکل درست آن انجام شود)
۸-استدلال احساسی (همیشه خود را ملامت میدانند)

 

انواع خود های انسان
۱:خود واقعی من اینگونه که واقعیت است هستم
۲: خود پنداره من اینگونه که تصور می کنم هستم
۳: خود اجتماعی من اینگونه که دیگران تصور میکنند هستم
۴: خود پنداره اجتماعی من با تصور دیگران که فکر می کنند هستم
۵: من اینگونه که می خواهم شوم هستم

 |+| نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ساعت 19:56  توسط محمد صادق  | 
سلام و احترامات!

   ٭هیچ وقت فراموش نکنید که خداوند شمار فراموش کرده است خداوند همیشه یاری مان کرده است و میوند و همیشه شکر خدا را بجا کنید .

خداوند(ج) بعضی وقت اتفاقت های باعث نجات و موفقیت هایتان میشود.یک روزی از روزها کشتی یک نفر در یک جزیره کشتیش غرق میشه و خودش را بشکلی در جزیره میرساند و در جزیره هیچ راه نجات نیست
بعد تصمیم میگیره که همونجا زندگی کنه
میره یک کلبه جوبی میسازه و چند وقتی همونجا زندگی میکنه
بعد میره پوشت ایزم و میاید که کلبه اش حریق شده.
بعد می نشیند و به خداوند شکایت میکنه که من حتا لیاقت یک کلبه ره هم نداشتم که همان هم آتش گرفت.
بعد یک کشتی از آن سویی جزیره میاید بعد مرد میپرسد که اینجا چی میکنین بعد صاحب کشتی میگه که دیدم که در اینجا شعله آتش را دیدم خواستم خبر بگیرم که چی خبر است
بعد گفت کشتی من در اینجا غرق شده و من گم شدم بعد صاحب کشتی گفت بیا برویم شهر و به خانه ات برگرد و مرد خوشحال شد و بر کشتی سوار شد و به خانه اش برگشت.
دوستان عزیزم همیشه تلاش کنید و نا امید نباشید خداوند من شما را فراموش نکرده است و نخواهد کرد.

همیشه تلاش کنید و زحمت بکشید خداوند مارا کمک خواهد کرد 

در هر کاری بخوای کامیاب بشی کامیاب میشی فقط به تلاشت وابسته هست در جاهای که انجام دادن کارهار از توانمان بالا باشد بی شک تردید خداوند مارا یاری خواهد کرد فقط با یک اتفاق تمام مشکلاتت حل میشه

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۷ساعت 20:3  توسط محمد صادق  | 

خودتان را در پروسه‌ی محقق کردن اهداف گم نکنید

خودتان را در پروسه‌ی محقق کردن اهداف گم نکنید

اگر نهایت شادی و خوشبختی خودمان را در رسیدن به اهداف ثابت تعریف کنیم، پس از دستیابی به این جایگاه، سردرگم و دلسرد رها می‌شویم.

 

اغلب اوقات، این ایده که شادی و خوشبختی مستلزم رسیدن به برخی دستاوردها است، ما را به سختگیری و وسواس می‌کشاند. ما روی رسیدن به یک نقطه‌ی عطف که قرار است واسطه‌ی شادی‌مان باشد، متمرکز می‌شویم و این هدف، به هویت ما تبدیل می‌شود. برای مثال: کارآفرین، معاون رئیس، سیاستمدار، مدیر، فعال اقتصادی و ...

بسیار ساده می‌توانیم به مسائل پوچ، امیدی کاذب ببندیم. کسب‌وکاری را آغاز می‌کنیم و بعد، استرس اداره‌ی امور ما را به مرز جنون می‌رساند. ازدواج می‌کنیم و هرگز این‌همه تنها نبوده‌ایم. در شغلمان ترفیع می‌گیریم و حس می‌کنیم کمتر از قبل احترام دریافت می‌کنیم. هنگامی‌که مبنای شادی را رسیدن به موفقیت بدانیم، همیشه بیشتر و بیشتر می‌خواهیم. و هر موفقیت، با مشکلات خاص خودش همراه است.

البته مهم است که رؤیاها و جاه‌طلبی‌هایی داشته باشیم. اما درعین‌حال مهم است که به این رؤیاها، دیدگاه و بینشی واقعی ببخشیم. اگر این موضوع را فراموش کنیم، خودمان را در مسیر مجاهدت‌های کوتاه‌مدت گم می‌کنیم. ممکن است آن‌قدر به تعقیب و گریز اهداف واسطه عادت کنیم که کاملاً از یاد ببریم چه کسی بودیم و هرگز هم خوشحالی واقعی را حس نکنیم.

شاید غیر منطقی به نظر برسد؛ ولی درست زمانی که همه‌چیز به‌خوبی پیش می‌رود، احتمال انحراف ما از رؤیاهایمان به حداکثر می‌رسد.

گاهی اوقات، ما به هدفی که برای آن تلاش می‌کنیم، دست می‌یابیم. پس‌ازآن چه اتفاقی می‌افتد؟ رسیدن به آرزوها زندگی را متوقف نمی‌کند. شکوه موفقیت خیلی زود کمرنگ می‌شود.  

پس چگونه می‌توانید بلندپروازی‌هایتان را دنبال کنید و هم‌زمان اجازه ندهید آن‌ها شما را به تسخیر خود درآورند؟

How to Achieve Aspirations

زندگی را در موفقیت‌های متوالی تعریف نکنید

روی مأموریت متمرکز شوید نه جایگاه و موقعیت. به‌جای اینکه هدف کوتاه‌مدت خود را مدیریت یک تیم یا سازمان تعیین کنید، سعی کنید یک مربی خوب باشید. به‌این‌ترتیب صرف‌ نظر از اینکه به مقام مدیریت دست پیدا کنید یا خیر، هنوز می‌توانید مأموریت‌های بزرگ‌تری به انجام برسانید.

ایده‌ای برای خدمت کردن به دیگران بیابید و موفقیت به دنبال آن خواهد آمد. شاید نه آن‌طور که تصور می‌کردید؛ اما شک نداشته باشید که همه‌چیز خیلی عالی و تأثیرگذار پیش می‌رود. در غیر این صورت ارزش و احساس هدفمندی شما همیشه به آخرین دستاوردهای شما بستگی خواهد داشت. این راه وحشتناکی برای زندگی است؛ زیرا هرگز به شادی و رضایتمندی کامل نمی‌رسید.

کاری را که می‌توانید، انجام دهید

در همان محدوده‌ای که می‌توانید، عمل کنید و شرایط فعلی خودتان را بپذیرید. شاید در حال حاضر نمی‌توانید یک مدیر باشید؛ اما بدین معنی نیست که نمی‌توانید یک مربی خوب برای دیگران باشید.

همان‌طور که پیش‌ازاین گفتیم، آرزوها و آرمان‌ها مهم هستند؛ ولی اگر نتوانید بدون موفقیت خوشحال باشید، پس از رسیدن به موفقیت هم خوشحال نیستید. اگر این موضوع را از یاد ببرید، آن‌قدر روی اهداف آینده متمرکز می‌شوید که فراموش می‌کنید در حال حاضر می‌توانید تغییر مثبتی در زندگی خودتان و دیگران به وجود آورید.

ادوارد اورت هیل می‌گوید:

من تنها یک نفر هستم، اما وجود دارم. شاید نتوانم همه‌ی کارها را انجام دهم، اما می‌توانم کاری انجام دهم. اجازه نمی‌دهم محدودیت‌هایم، سد راه آنچه در توانم است شوند.

افق دید خود را گسترش دهید

اجازه ندهید اهدافتان، روحیه‌ی شما را سخت و همه‌ی چیزهای خوب دیگر را از زندگی‌تان محو کنند. در برخی از موارد، اهداف محقق می‌شوند و مسیری که طی کرده بودید، به پایان می‌رسد. روابط، احساسات و سرگرمی‌هایتان را نادیده نگیرید. تک‌بعدی نباشید. در غیر این صورت، اهدافتان مالک شما خواهند شد و زمانی که محقق شوند، شما را سردرگم و پوچ، رها خواهند کرد.

اهداف مهم هستند؛ اما باید تحت کنترل شما قرار داشته باشند. اهمیت یک هدف صرفاً در محقق شدن آن نیست، بلکه در شخصیتی است که ما، حین تلاش برای رسیدن به آن هدف پیدا می‌کنیم.

 |+| نوشته شده در  شنبه ششم بهمن ۱۳۹۷ساعت 21:44  توسط محمد صادق  | 
  • مهارت تصمیم گیری
  • تصمیم گیری چیست؟
  • فهرست مطالب:
  •  
  • مراحل تصمیم گیری
  •  
  • 1)تشخیص مشکل و تعیین موقعیت مستلزم تصمیم گیری

2)ارزیابی موقعیت و مدنظر قرار دادن اهداف

3)جستجوی گزینه ها

4)انتخاب بهترین گزینه برای عمل

5)عملی نمودن تصمیمات اتخاذ شده

6)ارزیابی نتایج

 

توصیه های معمول در فرایند تصمیم گیری

 

مدل های تصمیم گیری

1.تصمیمات اصلی و فرعی

2.تصمیمات زنجیره ای

3.تصمیمات درختی (شجره ای)

 

خلاصه فرایند تصمیم گیری در عمل

1)مشخص کنید که با چه مشکل یا موقعیتی برای تصمیم گیری روبرو هستید؛

2)اهدافی که می خواهید به انها برسید را تعیین کنید؛

3)معیارهای محقق شدن این اهداف را مشخص کنید، به عبارت دیگر تعیین کنید چه زمانی و بر چه اساسی رضایت شما از محقق شدن اهدافتان تأمین خواهد شد؟

4)بررسی کنید که به چه منابعی برای دستیابی به اهداف تان نیاز دارید؛

5)گزینه های موجود برای رسیدن به اهداف تان را لیست کنید؛

6)با توجه به پیامدهای مثبت و منفی احتمالی هر گزینه، بهترین گزینه برای عمل را انتخاب کنید؛

7)برای به عمل در اوردن گزینه انتخابی تان طرح ریزی کرده و اعمال تان را سازماندهی کنید؛

8)بررسی کنید که آیا با توجه به منابع حمایت کننده و همچنین موانع موجود برای عملی ساختن تصمیم تان، نیاز به تجدید نظر در انتخاب تان دارید یا خیر؛

9)طرح خود را اجرا نمایید؛

10)بررسی کنید که ایا معیارهای شما برای رسیدن به اهداف تان محقق شده است و یا اینکه آیا مشکل برطرف شده و رضایت شما تأمین گردیده، یا نیاز به تصمیم گیری مجدد دارید.

مهارت تصمیم گیری

 

زندگی مجموعه ای از تصمیمات مختلف است که در گستره ای از موقعیت ها و مشکلات بسیار ساده تا بسیار پیچیده اتخاذ می گردند. ما هر روز تصمیم های زیادی برای خود می گیریم که بعضی از این تصمیم ها ساده و کم اهمیت بوده و ممکن است تأثیر خیلی زیادی روی زندگی ما نداشته باشند مثل لباس پوشیدن یا غذا خوردن، ولی بعضی از آنها مهم هستند و می توانند اثر خیلی زیادی روی زندگی ما بگذارند مثل انتخاب شغل یا رشته تحصیلی و ... . تصمیم گیری یک امر مهم و اساسی در زندگی هر فرد است و موفقیت یا عدم موفقیت افراد ارتباط بسیار زیادی با تصمیم گیری های صحیح آنها دارد.

هر یک از ما ممکن است با این شرایط روبرو شده باشیم که نیاز به تصمیم گیری برای یک موقعیت حساس یا مهم داشته ایم. اگر پاسخ معمول شما به اغلب این شرایط، "نمی توانم تصمیم بگیرم " باشد، مهارت تصمیم گیری مؤثر می تواند به شما کمک کند تا با اعتماد به نفس بیشتر تصمیمات صحیح تری را اتخاذ کنید. رشد توانایی تصمیم گیری به افراد احساس آزادی بیشتری بخشیده و موجب کنترل بهتر آنان بر زندگی شان می گردد.

عامل کلیدی در اینکه "باعث رخ دادن رویدادها شویم" نه اینکه "تسلیم رخ دادن آنها باشیم"، تصمیم گیری ماهرانه ای است. منظور آن است که با مجهز بودن به مهارت تصمیم گیری و بکارگیری به جا و مناسب آن در زندگی می توانیم خودمان عامل اتفاق افتادن حوادث و وقایع پیرامون مان باشیم و به جای اینکه به شرایط اجازه دهیم تا سرنوشت ما را رقم بزند، خودمان تعیین کننده رویدادها و سرنوشت خویش باشیم.

 

تصمیم گیری چیست؟

 

تصمیم گیری فراین انتخاب یک شیوه عمل از میان اعمال متنوع است. این فرایند شامل استفاده از چیزهایی است که در دست دارید (یا می توانید به دست بیاورید) برای رسیدن به انچه که می خواهید. اگر شما تنها یک انتخاب ممکن در اختیار داشته باشید (یا یک راه حل بیشتر نداشته باشید) با فرایند تصمیم گیری روبرو نیستید. البته حتی اگر در چنین شرایطی با دو گزینه عملی کردن یا نکردن یک راه حل مواجه باشید و باید یکی از آنها را انتخاب کنید، در واقع در حال تصمیم گیری هستید. گر چه بسیاری از تصمیمات بر حسب عادت گرفته می شوند و عملاً فرد با مشکل انتخاب از میان گزینه های متعدد روبرو نیست، اما در هر حال هر موقعیتی که شامل سنجش دو یا چند گزینه برای عمل و انتخاب یکی از آنها باشد، نوعی تصمیم گیری به حساب می آید.

برخی افراد حتی قادر به برطرف کردن مسائل روزمره خود نیستند و وقتی در موقعیتی قرار می گیرند که مستلزم تصمیم گیری است، دچار پریشانی، دستپاچگی و ناراحتی می شوند. در مقابل این گروه، افراد دیگری نیز وجود دارند که نه تنها در این گونه موقعیت ها دچار اضطراب و سردرگمی نمی شوند، بلکه هر بار که در موقعیت تصمیم گیری قرار می گیرند، سعی می کنند تجربیات گذشته شان را به کمک گرفته و نقاط ضعف خود را بهبود بخشند. عمده ترین علت موفقیت این افراد آن است که هنگام مواجه با مشکل یا چالشی که باید برای آن تصمیم گیری کنند، از روشی منظم و مرحله به مرحله استفاده کرده و فنون مهارت تصمیم گیری را به خوبی بکار می بندند.

 

مراحل تصمیم گیری

 

صرفنظر از نوع تصمیمی که قرار است گرفته شود، همه تصمیم گیری ها از الگوی مشابهی پیروی می کنند. مراحل فرایند تصمیم گیری عبارت است از:

1)تشخیص مشکل و تعیین موقعیت مستلزم تصمیم گیری:

تصمیم گیری با این امر آغاز می شود که فرد یا گروهی تشخیص دهند که مشکلی وجود دراد که باید برای حل آن تصمیم گیری نمود. در این مواقع، نیاز به تغییر در یک موقعیت خاص احساس می گردد و فرد یا گروه باید برای بهبود بخشیدن به آن موقعیت، تمهیداتی فراهم کنند. وقتی مشکل به قدری پیچیده و بزرگ باشد که به راحتی نتوان ان را به صورت عینی تعریف کرد، باید آن را به چند مشکل کوچک تر تجزیه نمود و برای هر یک چاره ای اندیشید و در نهایت همه را در جهت حلمشکل اصلی هدایت کرد. البته در این مواقع باید اهمیت مشکلات فرعی را نیز در نظر گرفته و بر این اساس آنها را اولویت بندی و مورد رسیدگی قرار داد.

          در تعریف مشکلی که برایتان پیش آمده باید نقش خودتان و میزان مسئولیتی که در قبال تصمیم گیری برای آن دارید را مشخص کنید. در تصمیماتی که از حد توانایی و مسئولیت شما خارج است، بیش از اندازه وارد نشده و خود را به خاطر ایجاد مشکل و یا عدم توانایی حل آن سرزنش نکنید. از سوی دیگر از تصمیماتی که به شما مربوط بوده و در حیطه مسئولیت شما است شانه خالی نکرده و مسئولیت تصمیم گیری و عمل در آن موقعیت را صرفاً بر دوش دیگران قرار ندهید. به خاطر داشته باشید که برای تعریف دقیق مشکل و تعیین نقشی که در آن دارید می توانید از اطرافیان و افراد آگاه در آن زمینه کمک و مشورت بگیرید اما در نهایت خودتان باید فرایند تصمیم گیری را به انجام رسانده و مسئولیت آن را به عهده بگیرید.

 

2)ارزیابی موقعیت و مدنظر قرار دادن اهداف:

پس از اینکه تعیین کردید که مشکلی وجود دارد و باید برای حل آن تصمیم گیری نمایید، مشخص کنید که منظورتان از فرایند حل مشکل چیست و چه زمانی برای شما مسلم می گردد که مشکل حاضر حل شده و فرایند تصمیم گیری با موفقیت به انجام رسیده است. به عبارت دیگر به طور عینی برای خودتان تعریف کنید که معیارهای شما برای تصمیم گیری موفق و حل مشکل چیست و در چه صورت رضایت شما از این روند تأمین خواهد شد. بدین ترتیب شما برای خوداهدافی را در نظر گرفته و آنها را ملاک عمل خود قرار می دهید. مثلاً فردی که با تصمیم گیری برای انتخاب شغل روبرو است، ممکن است این اهداف را برای خود تعیین کند:

 

الف)رضایت شغلی و احساس راحتی در کاری که بدان مشغول است؛

ب)تناسب شغل با آموزشها و تخصص هایی که دریافت کرده است؛

ج)درآمد کافی و متناسب با هزینه های زندگی

 

در نهایت اگر تصمیم گیری برای اشتغال در یک شغل، نیازها و اهداف از پیش تعیین شده وی را پوشش داده باشد، فرایند تصمیم گیری او را به طور بهینه صورت گرفته و نیازی به تجدید نظر نخواهد داشت. اما اگر اهداف مذکور تا حد رضایت بخشی محقق نشده باشند، فرد باید فرایند تصمیم گیری را ازسرگرفته و یا اصلاحاتی در تصمیمی قبلی اش به عمل آورد. اهدافی که هرکس انتخاب می کند، متأثر از ارزشها و باورهای وی می باشد. بنابراین آگاه بودن از ارزشها و اولویت های فردی، خانوادگی و اجتماعی به شما کمک می کند تا بتوانید آنچه را که واقعاً می خواهید، روشن تر و بهتر درک کنید.

          پیش از تعیین اهداف، ضروری است که شرایط و موقعیت موجود را تحلیل کنید. وقتی تشخیص داده اید که بین آنچه که الان هست با آنچه که دوست دارید باشد، تفاوت وجود دارد، پس برای اینکه دریابیدکه چه چیز باعث به وجود آمدن این تفاوت شده است، باید موقعیت را به دقت بررسی کنید. سعی کنید علت حقیقی این تفاوت را جویا شوید، نه صرفاً نشانه های آن را. با بررسی دقیق شرایط می توانید روابط علت و معلولی موجود را شناسایی کرده و بهتر به تأثیر و تأثر کارهایتان پی ببرید. از سوی دیگر بررسی موقعیت و شرایط موجود به شما این امکان را می دهد که اهداف واقع بینانه تری را برای خود برگزیده و از گذاردن اهدافی که از حد توانایی، امکانات یا منابع شما خارج بوده و لذا ناکامی و عدم موفقیت شما را در پی خواهند داشت، اجتناب کنید.

3)جستجوی گزینه ها:

در این مرحله باید به دنبال راه حل ها و گزینه های موجود برای عمل باشید. سعی کنید تنها به موارد آشنا و مأنوس بسنده نکرده و انتخابهای متنوع فراوانی را مدنظر قرار دهید. در بیشتر موقعیت ها به علت محدود بودن زمان و امکانات، نمی توان تمام گزینه ها برای عمل را کشف کرد. تفکر خلاقانه، مطالعه و مشورت با افراد آگاه می تواند امکانات بیشتری را در این زمینه در اختیارتان گذارده و در شناسایی گزینه های موجود به شما کمک کند. به هر حال سعی کنید بنا بر اهمیت و نوع تصمیمی که پیش رو دارید، برای پیدا کردن راه حل ها و انتخاب های متنوع زمان و تلاش متناسبی صرف کنید. اگر در حال گرفتن تصمیم بسیار مهمی هستید که ممکن است مسیر زندگی تان را تعیین کند، از این مرحله به آسانی نگذرید و همه امکانات را در نظر بگیرید. هیچ گزینه ای را به این دلیل که از امکانپذیر بودن آن مطمئن نیستید، کنار نگذارید و همچنین از گزینه هایی که به نظرتان بی اهمیت هستند، نیز غافل نشوید چرا که ممکن است همان گزینه بهترین راه حل باشد. همه گزینه های موجود را یادداشت کرده و برای انتخاب بهترین آنها وارد مرحله بعد شوید.

4)انتخاب بهترین گزینه برای عمل:

یکی از عناصر کلیدی فرایند تصمیم گیری آن است که از قبل بیندیشید که "اگر این کار را انجام دهم چه چیزهایی ممکن است اتفاق بیفتد". به عبارت دیگر پیامدهای مثبت و منفی هر یک از گزینه هایی که در مر حله قبل یادداشت کرده اید، را بررسی کنید. جمع اوری اطلاعات می تواند شما را در این پیش بینی یاری نماید. اگر مطمئن نیستید که پیامد یک انتخاب مثبت یا منفی است، این سوالات را از خود بپرسید:

 

*آیا برخلاف تعلیمات مذهبی است؟

*آیا بر خلاف قوانین خانه، مدرسه یا جامعه است؟

*آیا به سلامتی من یا دیگران صدمه می زند؟

*آیا برای من یا دیگران مشکل یا دردسر بوجود می آورد؟

*آیا باعث نگرانی و ناراحتی خانواده ام می شود؟

*آیا اگر کسی این کار را با من انجام دهد، ناراحتمی شوم؟

*آیا به حل مشکل خواهد انجامید و اهداف مرا محقق خواهد ساخت؟

 

          پیامدهای تصمیم گیری، همیشه به طور کامل و 100% مثبت و مطابق میل فرد تصمیم گیرنده نیست. همواره باید در کنار پیامدهای خوب، برخی پیامدهای بد را نیز پذیرفت. اما یک تصمیم گیری موفق به معنای انتخاب راه حلی است کهپیامد خوب آن به برخی پیامدهای بد توأم با آن بیارزد. تفکر و عمل با دقت به شما کمک خواهد کرد تا پیش بینی های بهتری از پیامدهای تصمیم تان داشته باشید.

          در بررسی گزینه ها باید منابع حمایت کننده و بازدارنده موجود برای هر انتخاب را مد نظر قرار دهید و گزینه ای را انتخاب کنید که بتوانید آن را به عمل در آورید. دقت کنید که چه منابعی برای به عمل در آوردن هر یک از گزینه ها نیاز دارید؛ چه میزان زمان، هزینه، نیرو، مهارت، دانش و سایر منابع مورد نیاز است؛ از چه موانعی باید بگذرید؛ کدام گزینهبیشتر با اهداف و ارزش های شما و اهدافی که تعیین کرده اید، هماهنگ است.

          ممکن است بعد از بررسی دقیق گزینه ها به این نکته دست یابید که هیچ یک از آنها نمی توانند راه حل مناسبی برای مشکل شما باشند. در صورتی که بهترین انتخاب وجود نداشته باشد و هیچ یک از گزینه ها رضایت بخش به نظر نرسند، شما می توانید با ترکیب برخی از ایده ها و امکانات، گزینه های جدیدی را خلق کنید. در هر صورت شما می توانید برای جستجوی اطلاعات بیشتر و دقیق تر، عمل خود را کمی به تعویق بیاندازید اما هرگز نباید به این دلیل که پاسخ کاملی برای موقعیت نیافته اید، کل فرایند تصمیم گیری را به تأخیر انداخته یا نادیده بگیرید.

          به منظور مسلط شدن بر مهارت تصمیم گیری، تمرین کنید تا زمانی که تصمیم شما قابل لغو یا برگشت است، سریع تصمیم گیری کنید. اما این نکته را نیز فراموش نکنید کهزمانی که تصمیمات مهم و غیر قابل بازگشتی را پیش روی دارید، هرگز عجله نکرده و به خودتان فرصت دهید تا تمام گزینه ها و پیامدهای موجود را دقیقاً بررسی کرده و به آنها احاطه کامل پیدا کنید.

5)عملی نمودن تصمیمات اتخاذ شده:

تصمیم گیری با انتخاب بهترین گزینه تمام نمی شود، بلکه باید این انتخاب را اجرا کنید. معمولاً اغلب افراد به تصمیمات خود عمل می کنند، هر چند گاهی اوقات در تصمیماتی که مستلزم کار گروهی می باشند، وقفه یا کم کاری صورت می گیرد. در این گونه تصمیمات برای اینکه انگیزه گروه برای به اجرا در آوردن تصمیم اتخاذ شده افزایش یابد، بهتر است همه اعضای آن در فرایند تصمیم گیری به طور یکسان مشارکت داشته و اعمال نظر کنند. بیشتر تصمیمات به تنهایی نمی توانند مشکل اصلی را حل کنند اما شما را در موقعیتی قرار می دهند که بتوانید با گرفتن تصمیمات اضافی در راه حل مشکل تان گام بردارید و به اهداف تان نزدیکتر شوید.

          بعد از اینکه تصمیمی را گرفتید، باید تمام مسئولیت ها و پیامدهای آن را بپذیرید و تا زمانی که تغییرات و بهبودهای پیش بینی شده رخ دهند، بر سر تصمیم خود ایستادگی کنید. در این راه توانایی و اراده خود را تقویت نموده و اجازه ندهید مشکلاتی که بر سر راهتان قرار می گیرند، شما را از مسیر و هدف اصلی تان منحرف سازند. از این نترسید که تصمیمی بگیرید و پس از مدتی مجبور شوید در آن تجدید نظر کنید. این بخش طبیعی از فرایند تصمیم گیری است. چون اغلب تصمیمات در زمانی گرفته می شوند که هنوز اطلاعات کافی در دست نبوده و یا همه منابع لازم برای عملی نمودن تصمیم در اختیار فرد تصمیم گیرنده نیست. بنابراین طبیعی است که برخی تصمیم گیری ها به طور موقت صورت پذیرفته و پس از مهیا شدن شرایط تصمیم گیری بهتر، در تصمیم اولیهتجدید نظر یا اصلاحاتی صورت بگیرد. توجه کنید که شمابهترین کار ممکن را با آنچه که در دست داشته اید، به انجام رسانده اید و از خودتان انتظار بیش از حد نداشته باشید.

6)ارزیابی نتایج:

پس از به اجرا در آوردن یک تصمیم، باید نتایج و پیامدهای آن مورد ارزیابی قرار گیرد تا مشخص شود آیا اثربخش بوده است یا خیر. حتی تصمیمات عادی و روزمره نیز باید به صورت دوره ای ارزیابی شوند تا ببینیم آیا هنوز برای موقعیت فعلی مناسب هستند یا اینکه باید مورد تجدید نظر واقع شوند. در صورتی که ارزیابی نتایج حاکی از آن باشد که مشکل تا حد قابل قبولی برطرف شده و اهداف اولیه محقق شده اند، فرایندتصمیم گیری در این موقعیت خاص به پایان می رسد و در غیر اینصورت باید به اولویت بعدی گزینه هایی که انتخاب کرده بودید بازگردید و آن را به آزمایش بگذارید. اگر باز هم نتیجه بخش نبود، این امکان وجود دارد که در مراحل قبلی مثل تعریف مشکل و ... اشکالی وجود داشته است. در این مواقع باید فرایند تصمیم گیری را از سر گرفته و بار دیگر مراحل را با دقت و تأمل بیشتری تکرار کنید. اگر باز هم نتوانستید از عهده حل مشکل تان بر آیید می توانید با روانشناس، مشاور یا سایر افراد متخصص در این زمینه مشورت کرده و از آنها یاری بخواهید. اما به خاطر داشته باشید که این افراد تنها می توانند در تعریف مشکل و معرفی گزینه های بیشتر برای عمل به شما کمک کنند و در نهایت خود شما هستید که باید تصمیم بگیرید و این تصمیم را به اجرا در آورید. تمرین این مهارت در حضور افراد متخصص به شما کمک می کند تا بتوانید بر آن مسلط شده و ان را با سایر موقعیت های زندگی تان تعمیم دهید.

 

توصیه های معمول در فرایند تصمیم گیری

برخی افراد با روش "تکلیف مدار" تصمیم گیری می کنند. این افراد ترجیح می دهند یک هدف و محدوده زمانی آن را مشخص کرده و با جمع اوری حقایق و ارزیابی اطلاعات موجود دست به انتخاب بزنند. گروه دیگری از افراد فرایند تصمیم گیری را صرفاً یک فعالیت اجتماعی دانسته و به عنوان کاری که باید با تأمل و دقت انجام گیرد، به آن نمی نگرند. اما افرادی در فرایند تصمیم گیری موفق هستند که هم به روابط اجتماعی و هم به خود تکلیف توجه می کنند. مهارت تصمیم گیری در افراد می تواند با مطالعه و تمرین بهبود یابد. هر کسی در هر سنی و با هر وضعیت تحصیلی می تواند بیاموزد که چگونه مهارته های تصمیم گیری خود را بهبود ببخشد. تصمیم گیری چیزی نیست که از روی عادت انجام پذیرد، بلکه نیازمند افکار هوشمندانه و دقیق و توانایی پیش بینی پیامدها است.

 

برای بهبود مهارتهای تصمیم گیری باید:

*خود و توانایی هایتان را بشناسید؛

*از ارزشهای خود و خانواده تان آگاه باشید؛

*حقایق را مدنظر داشته باشید نه آرزوها و امیالشخصی خودتان را؛

*اطلاعات تان را به دقت مرور کرده و انها را به صورت عینی ارزیابی کنید؛

*نسبت به پاسخهای شخصی افرادی که از تصمیم شما متأثر می شوند، حساس باشید. چون شخصیت ها متفاوتند و شما باید از نوع و میزان تأثیر پیامدهای تصمیم تان روی دیگران آگاه باشید؛

*در تصمیم گیری روی مشکلات، بی طرف باشید و به موقعیت با پیش داوری و سوگیری نگاه نکنید؛

*هنگام تصمیم گیری مراقب باشید که گزینه هایی را انتخاب نکنید که منجر به ایجاد تنعارضات شخصی یا بین فردی شوند، چون اینگونه تصمیمات به سختی به نتیجه خواهند رسید؛

*در مواقعی که ناراحت، خسته و یا تحت فشار هستید، تصمیم گیری نکنید؛

*از بهانه آوردن های نابجا بپرهیزید؛

*تمرکزتان را بر حل مشکل قرار دهید نه بر احساسات خودتان؛ در عین حال از هیجانات و احساس راحتی خود با راه حل انتخابی تان غافل نشوید.

 

همچنین از اقدامات و اشتباهات ذیل که اغلب تصمیم گیرندگان ناوارد مرتکب می شوند، اجتناب کنید:

-انتخاب نکردن گزینه هایی به خاطر اینکه معلوم نیست امکانپذیر باشند؛

-انتخاب گزینه ای که پیامدهای احتمالی آن ناشناخته است؛

-کم و یا بیشتر از حد واقعی تخمین زدن اهمیت برخی اطلاعات خاص؛

-جمع آوری اطلاعاتی که قابل استفاده نبوده و یا ضرورتی ندارند؛

-انتخاب تکانشی و سریع یک گزینه بدون در نظر گرفتن پیامدهای آن؛

-غفلت از تصمیم گیری، با این توجیه که همه چیز با اطمینان قابل پیش بینی نیست.

 

مدل های تصمیم گیری

تصمیم گیری یک فرایند پویا است، زیرا اغلب تصمیمات وابستگی و رابطه متقابل با یکدیگر دارند. تصمیماتی که در زمان گذشته اتخاذ شده اند روی تصمیمات بعدی اثر گذارده و یا از آنها تأثیر می پذیرند. بین تصمیمات مختلف، سه مدل ارتباطی ذیل برقرار است:

 

*تصمیمات اصلی و فرعی:

که شامل یک تصمیم عمده و کلیدی است که تأثیر معناداری روی یک موقعیت و یا حتی کل زندگی دارند؛ مثل تصمیم گیری برای ازدواج و یا تحصیل در یک رشته خاص و ... . همچنین چندین تصمیم فرعی و پیرامونی نیز وجود دارند که با تصمیم اصلی در ارتباطند.

          این تصمیمات فرعی تعیین می کنند که تصمیم مرکزی با چه کیفیتی انجام شود و نتایج آن تا چه میزان رضایتبخش بوده است. مثلاً اگر تصمیم محوری خرید یک خانه باشد، تصمیمات فرعی زیادی در این راستا باید گرفته شوند از قبیل: محل، نوع خانه، روشهای تهیه پول، زمان و چگونگی اسباب کشی، چاره اندیشی برای تغییر مسیر محل کار یا مدرسه فرزندان، نزدیکی خانه به تسهیلات مورد نیاز و چگونگی تهیه آنها و بسیاری موارد دیگر. هر تصمیم فرعی نیز ممکن است به تصمیمات فرعی تری نیاز داشته باشد. مثلاً چنانچه این تقل مکان نیازمند آن باشد که خانواده برای تهیه پول وام بگیرند، باید به فکر چگونگی و شرایط دریافت وام، نحوه و میزان توانایی پرداخت آن، محلی که می توانند از آنجا تقاضای وام کنند و ... نیز باشند.

 

*تصمیمات زنجیره ای:

نوع دیگری از ارتباط میان تصمیمات مختلف است. برخی تصمیمات را می توان به عنوان یک واکنش زنجیره ای به حساب آورد یعنی یک تصمیم از تصمیم قبلی تأثیر می گیرد و در مقابل بر تصمیم بعدی تأثیر می گذارد.

مثلاً شما تصمیم گرفته اید که مبلمان جدیدی برای منزل تان بخرید، این تصمیم موجب می شود تا شما تصمیم بگیرید که با مبلمان قبلی تان چکار کنید. به عبارت دیگر در این گونه تصمیم ها "یک چیز منجر به چیز دیگری می شود" و فرایند تصمیم گیری یک ماهیت تداومی دارد. تصمیمات زنجیره ای هم می توانند خودشان ایجاد گردند و هم ممکن است به عنوان بخشی از یک مجموعه تصمیم اصلی و فرعی باشند.

 

*تصمیمات درختی (شجره ای):

مجموعه ای از تصمیماتهستند که به یک درخت با دو (یا بیشتر) شاخه مجزا شباهت دارند. بعضی تصمیمات می توانند چندین شق جداگانه داشته باشند که مانند شاخه های یک درخت از آن منشعب می شوند. مثلاً اگر انتخاب اصلی برای تصمیم گیری اولیه A باشد، مجموعه ای از گزینه ها برای تصمیم گیری و عمل مورد نیاز خواهد بود و اگر انتخاب اصلی B باشد، مجموعه ای متفاوت از گزینه های قبلی باید در نظر گرفته شوند. به عنوان مثال ممکن است تنه درخت تصمیم گیری برای فردی، رفتن به دانشگاه باشد. یک شاخه این درخت ممکن است دانشگاه های دولتی و شاخه دیگر آن دانشگاه های آزاد باشندکه برای هر کدام باید تصمیمات و گزینه های جداگانه ای در نظر گرفته شود.

          بسیاری از افراد از گرفتن اینگونه تصمیمات می ترسند زیرا فکر می کنند تنها یک انتخاب درست وجود دارد  و این باعث می شود تا از پیامدهای احتمالی تصمیمی غلط شان بترسند. اما همهتصمیمات در جای خود می توانند مفید و کارساز باشند، گر چه منافع آنها ممکن است متفاوت از یکدیگر باشند. به عنوان مثال انتخاب دانشگاه دولتی می تواند از هزینه های مربوط به تحصیل فرد بکاهد، اما ممکن است به علت دوری راه نیازمند هزینه های بیشتری برای رفت و آمد باشد. در عین حال انتخاب دانشگاه آزاد که نزدیک به محل زندگی فرد بوده و هزینه های زیادی برای رفت و آمد نیاز ندارد، با هزینه های سنگین برای تحصیل توأم خواهد بود. در هر صورت انتخاب هر یک از گزینه ها ممکن است پیامدهی مثبت و منفی بدنبال داشته باشد و پیامدهای هر یک می توانند فرصتی برای رشد و یادگیری فراهم کنند.

 

*همواره به خاطر داشته باشید که تصمیم های اندکی وجود دارند که قطعی و بازگشت پذیر باشند. با کسب مهارت، تمرین و تفکر مثبت می توانید هم تصمیمات نادرست گذشته تان را اصلاح کرده و هم در فرایند تصمیم گیری برای آینده تان موفق باشید.

 

خلاصه فرایند تصمیم گیری در عمل

1)مشخص کنید که با چه مشکل یا موقعیتی برای تصمیم گیری روبرو هستید؛

2)اهدافی که می خواهید به انها برسید را تعیین کنید؛

3)معیارهای محقق شدن این اهداف را مشخص کنید، به عبارت دیگر تعیین کنید چه زمانی و بر چه اساسی رضایت شما از محقق شدن اهدافتان تأمین خواهد شد؟

4)بررسی کنید که به چه منابعی برای دستیابی به اهداف تان نیاز دارید؛

5)گزینه های موجود برای رسیدن به اهداف تان را لیست کنید؛

6)با توجه به پیامدهای مثبت و منفی احتمالی هر گزینه، بهترین گزینه برای عمل را انتخاب کنید؛

7)برای به عمل در اوردن گزینه انتخابی تان طرح ریزی کرده و اعمال تان را سازماندهی کنید؛

8)بررسی کنید که آیا با توجه به منابع حمایت کننده و همچنین موانع موجود برای عملی ساختن تصمیم تان، نیاز به تجدید نظر در انتخاب تان دارید یا خیر؛

9)طرح خود را اجرا نمایید؛

10)بررسی کنید که ایا معیارهای شما برای رسیدن به اهداف تان محقق شده است و یا اینکه آیا مشکل برطرف شده و رضایت شما تأمین گردیده، یا نیاز به تصمیم گیری مجدد دارید.

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن ۱۳۹۷ساعت 22:23  توسط محمد صادق  | 
  بالا